نشانه‌ها و دیالو‌گ‌های خوب، فیلم کنعان را به اثری دیدنی تبدیل کرده است

بازگشت مینا به کنعان

فیلم کنعان ساخته مانی حقیقی را که جمعه شب از شبکه 4 سیما روی آنتن رفت، می‌توان در ردیف یکی از بهترین فیلم‌های سینمای ایران دانست؛ فیلمی که به سینمای بدنه تعلق دارد و می‌تواند عموم مخاطبان را به سینما بکشاند اما داستان خود را در ساختاری منسجم و خوش‌ریتم تعریف می‌کند. اولین برگ برنده کنعان که فیلمنامه آن را حقیقی با همکاری اصغر فرهادی نوشته، داستانی است که خوب تعریف می‌شود.
کد خبر: ۴۱۸۶۳۷

در ظاهر قضیه قرار است مینا از مرتضی جدا شود. مینا از دانشگاهی در تورنتو پذیرش گرفته و برای رفتن فقط به طلاق‌نامه نیاز دارد. اما مرتضی که مهندس است و چند طرح بزرگ ساختمان‌سازی در دست اجرا دارد، مینا را دوست دارد و به این سادگی‌ها راضی نمی‌شود او را طلاق بدهد اما مینا آنقدر بر این جدایی اصرار دارد که برای مرتضی راهی نمانده است. اما درست در 3 روز اول هفته‌ای که قرار است مرتضی به دادگاه برود و مینا را طلاق بدهد اتفاقات زیادی رخ می‌دهد. اینجاست که نویسندگان فیلمنامه هوشمندانه شخصیت‌های دیگر داستان را به فیلم وارد می‌کنند و آنها را با ظرافت معرفی می‌کنند. این ظرافت نزدیک شدن به شخصیت‌ها باعث شده تا کنعان به فیلمی موفق و شخصیت‌محور تبدیل شود. فیلمی که حادثه یا ماجرای خاصی ندارد اما بیننده را ترغیب می‌کند تا داستان آن را پیگیری کند.

اولین اتفاق زمانی می‌افتد که مرتضی از تلفن مادرش که در شمال زندگی می‌کند متوجه می‌شود که مینا به مادرش گفته که آنها دارند از هم جدا می‌شوند و همین بهانه‌ای می‌شود تا مرتضی همسرش را وادار کند تا روز دوشنبه به شمال بروند تا مادر پیر و مریض مرتضی آنها را با هم ببیند و خاطرش جمع شود که آنها از هم جدا نشده‌اند. مرتضی شرط آمدن به دادگاه و طلاق را همراهی مینا در سفر شمال می‌گذارد. در همین روز مینا به آزمایشگاه می‌رود و متوجه می‌شود که باردار است! حالا او بچه‌ای در شکم دارد که برای گرفتن طلاق باید او را سربه نیست، کند. در همین روز اول هفته است که «آذر» خواهر بزرگ مینا که سال‌ها در آلمان زندگی کرده است، سرزده به تهران می‌آید و مهمان مینا می‌شود. یعنی همه اتفاقات و نشانه‌هایی که باید رخ دهد تا بیننده متوجه شود مینا برای رفتن و طلاق گرفتن چه راه دشواری در پیش دارد در یک روز اتفاق می‌افتد.گره‌ها یکی، یکی کنار هم چیده می‌شوند تا در طول داستان بتدریج باز شوند. در روز دوم است که شخصیت علی وارد قصه می‌شود. درست در زمانی که مرتضی دارد کم‌کم باورش می‌شود زندگی مشترک او و مینا به آخر نزدیک است. اما آنها آنقدر سرگرم روز‌مر‌گی زندگی و لج‌ و لجبازی هستند که از یاد می‌برند شاید همه این اتفاقات یک روز اخیر نشانه‌هایی باشد برای این‌که زندگی می‌تواند رنگ دیگری هم داشته باشد و آینده چندان هم قابل پیش‌بینی نیست.

با ورود علی، مثلث عشقی خود را نشان می‌دهد. مثلثی که نمایش آن در فیلم‌های سینمایی ایران می‌تواند این فیلم‌ها را به آثاری سطحی تبدیل کند اما حقیقی خیلی ظریف و هوشمندانه فقط در چند دیالوگ و چند تصویر زیبا و نجیب نشان می‌دهد که علی در دوره دانشجویی عاشق مینا بوده اما وقتی مرتضی که از خارج آمده به عنوان استاد وارد دانشگاه می‌شود، مینا را هم از علی می‌گیرد و علی هم دانشگاه را رها می‌کند اما دوستی‌اش را با مرتضی و مینا حفظ می‌کند و می‌شود آدمی که هم مورد اطمینان میناست و هم مورد اعتماد مرتضی و او آنقدر شرافت دارد که همیشه به این اعتمادهای دوجانبه احترام می‌گذارد و برای آنها یک دوست خوب باقی می‌ماند.

شخصیت آذر در واقع دریچه‌ای است که از طریق آن شخصیت مینا بهتر به مخاطب معرفی می‌شود و همین آذر است که باعث می‌شود، ذات پاک مینا در آخرین روز خود را نشان بدهد. او در آخر فیلم به مرتضی می‌گوید: آذر باعث شد تا او «معامله» کند! با کی نمی‌داند. اما زنده بودن آذر دلیلی می‌شود تا مینا تصمیم بگیرد که طلاق نگیرد، بچه‌اش را نگه‌دارد و در تهران بماند. اما حقیقی بازهم هوشمندانه پایان فیلم را معلق می‌گذارد. مینا به مرتضی می‌گوید، بر سر زنده بودن آذر معامله کرده و مرتضی به او می‌گوید این راهش نیست چون او عاشق میناست ... و در انتهای فیلم مینا از مرتضی می‌پرسد: می‌توانم بمانم؟ و فیلم به پایان می‌رسد. شاید مرتضی آنقدر عاشق میناست که بگذارد او بماند و از این ماندن هم استقبال کند و شاید هم حالا که می‌داند مینا عاشق او نیست، دیگر نخواهد که آنها باهم باشند!

حقیقی برای فیلم کنعان از بهترین چینش بازیگران در کنار هم استفاده کرده است. ترانه علیدوستی بازیگر نقش مینا مثل همیشه عالی بازی می‌کند او با تحلیل کامل از نقش مینا مقابل دوربین آمده است. همین تحلیل را هم محمدرضا فروتن، بازیگر نقش مرتضی داشته است چون او در کنعان بیشتر کلیشه‌های بازیگری خود را می‌شکند و بازی درخور اعتنا و کاملا باورپذیر و به‌دور از هر اغراقی را به نمایش می‌گذارد. افسانه بایگان در نقش آذر و بهرام رادان در نقش علی هم انتخاب‌های درست و بجایی بوده‌اند.

حقیقی برای دور کردن فضای فیلم خود از فضاهای تکراری ملودرام‌های رایج خانوادگی از چندین نشانه پرمعنا هم در فیلم استفاده کرده است. در ابتدای فیلم چند کارگر مشغول باز کردن چاه آشپزخانه هستند. لجن کف خانه را گرفته و مینا و مرتضی مجبورند این فضای لجن‌آلود را تحمل کنند. از طرفی آنها هر زمان که سوار آسانسور می‌شوند، به دلیل خرابی آسانسور مجبور هستند در طبقه‌ای متوقف شوند که آپارتمان آن در حال تعمیر است. هر دو این نشانه‌ها، نشان از این دارد که زندگی 10 ساله مینا و مرتضی اصلا روبراه نیست. همین نشانه‌ها و دیالو‌گ‌های خوبی که برای شخصیت‌ها نوشته شده فیلم کنعان را به اثری دیدنی تبدیل کرده که مخاطب می‌تواند هر از چندگاهی به دیدن آن بنشیند و از تماشای آن خسته نشود.

طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها