در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سفر تا چه میزان تحت تاثیر سایر هزینههای زندگی است؟
اطلاعات دقیقی در این زمینه وجود ندارد. اصلا در تولید این اطلاعات فعالیت چندانی در کشور صورت نمیگیرد. آخرین اطلاعات مربوط به آمارهای نوروزی بود که مشمول تغییر نرخها نیز میشد. آمارهای منتشره نوروزی نشان میداد که توقف و رکود قابل ملاحظهای وجود ندارد. البته برای درک دقیق این موضوع، ما نیازمند فرصت هستیم. به طور مثال برنامه پرواز هواپیماها کاهش پیدا کرده، یعنی در الگوی عرضه تغییر ایجاد شده است. اما آیا این تغییر در تقاضا نیز موثر بوده است؟ هنوز از تقاضای اشباع شده خبر نداریم و به پرسشهایی مانند اینکه آیا گردشگری که تقاضای سفر با هواپیما را دارد به دلیل کمبود جا نمیتواند پرواز کند؟ نمیتوانیم پاسخ دهیم.
آیا الگوی سفر در ایران تغییر کرده است؟
تصور میکنم که در برخی موارد الگوی مسافرت تغییر پیدا خواهد کرد، یعنی امکان تغییر الگوی مسافرتهای داخل به خارج یا برعکس و همچنین به لحاظ مدت زمانی از یک هفته به 3 یا 4 روز و... وجود دارد؛ اما گردشگری بخشی از عادات مردم است، این امر می تواند تعدیل و محدود شود، اما حذف نخواهد شد.
بخشهای دولتی و خصوصی چه نقشی در کاهش هزینه سفر خواهند داشت؟
اگر الگوی نرخگذاری در خدمات گردشگری مورد حمایت قرار گیرد و بخش خصوصی بتواند نرخگذاری کند، یعنی در فصول پررونق از رقابت بیمورد پرهیز شود، می توان از هدر دادن منابع جلوگیری کرد. این مساله امکان چند نرخی کردن خدمات در فصلهای کمرونق را هم فراهم میکند. یعنی در فصلهای کمرونق، اقشار مختلف جامعه بتوانند با نرخهای کمتری سفر کنند. به هر حال برخی از گروهها همچون بازنشستهها که محدودیت زمانی برای سفر ندارند در این فصلها میتوانند از خدمات بهتری استفاده کنند، این مورد در همه جای دنیا وجود دارد.
نرخگذاری متفاوت چه اثری در سفرها دارد؟
نرخهای متفاوت برای زمانهای مختلف، موجب می شود با استفاده از منابع موجود، کارایی بالا برود و جمعیت بیشتری امکان استفاده پیدا کنند. وحدت در نرخ گذاری موجب اتلاف منابع می شود، این کار میتواند توسط سازمان میراث فرهنگی صورت گیرد.
البته سایر سازمانها و ارگانها، حداقل در حوزه کارکنان خود، برنامههایی برای گردشگری دارند. آنها میتوانند با دادن امکانات و به نوعی تخصیص یارانه، فرصت استفاده از مرخصی همراه با خانواده را برای کارمندان خود مهیا کنند، اما در ایران متاسفانه تنها همکاران برخی از سازمانها که امکانات خوبی دارند، از آنها بهره میشوند.
اقشار ضعیفتر چطور؟ آنها چگونه باید سفر کنند؟
به نکته مهمی اشاره کردید؛ وزارتخانههایی که متولی اقشار ضعیف جامعه هستند، باید به نوعی یارانه در اختیار این بخش از جامعه بگذارند، به این نوع سفر، گردشگری اجتماعی گفته می شود. بهتر است گردشگری را به سمت گردشگری اجتماعی سوق دهیم. البته این حرف به آن معنی نیست که برای این گروهها یک جای معین درست کنیم، بلکه دولت باید امکاناتی همچون هتل و... را در اختیار آنها بگذارد. این فکر که این گروهها به سفر نیاز ندارند، اشتباه است.
شما چه راهکارهایی برای کاهش هزینههای گردشگری پیشنهاد میکنید؟
دقت کنید که یکی از موارد مهم در این زمینه، آن است که سیستمهای حمایت و هدایت با هم وجود داشته باشند. وجود مراکز اطلاع رسانی که مردم بتوانند از آنها استفاده لازم را ببرند بسیار ضروری است. در این باره سایتهای خارجی زیادی وجود دارد، به طور مثال بلیتهای ارزان، هتلهای خوب و ارزان و...
اما این امکانات در داخل کشور خوب و مناسب عرضه نمیشود، ضعف در اطلاع رسانی به صورت محسوسی وجود دارد. ما دارای هتلهای زیادی در نقاط جذاب و خوب هستیم، اما به دلیل این که آنها هنوز عضو یک زنجیره نبوده و فاقد هر نوع تبلیغات هستند، مسافر چندانی ندارند. لازم است هتلهایی که جای خالی دارند وارد یک شبکه شوند، این هتلها بویژه در شهرستانها به تعداد زیاد وجود دارند. البته این مساله تنها شامل هتلها نیست، بلکه موزهها و همچنین اماکن فرهنگی و تاریخی را نیز در بر می گیرد. در حالی که مردم دنبال جا و مکان مناسب هستند، آن مرکزها با رکود گردشگر مواجهند، این ضعف بزرگی است. از طرف دیگر اطلاع رسانی جادهای هم بسیار محدود است؛ به طور مثال شما کمتر شاهد تابلویی خواهید بود که از وجود آبشاری در 5کیلومتری مسیرتان خبر دهد.
پیشنهادتان چیست؟
چنانچه در این حوزه از NGOها حمایت شود آنها میتوانند واحدهای اطلاعرسانی زیادی تشکیل دهند، جوانان بسیاری در این نهادهای مردمی فعالیت میکنند، اما آنها نیازمند امکاناتی همچون یک دفتر کار و راهاندازی یک سایت هستند. اگر از آنها حمایت شود نتیجه خوبی از آن حاصل خواهد شد.
خود خانوادهها برای کاهش هزینههای سفر، چه کارهایی میتوانند انجام دهند؟
از دیرباز سنتهایی مانند مادر خرج وجود داشته است. آنها پیش از سفر، نیازهای خود را برآورد میکردند و وسایل و مواد مصرفیای را همراه خود میبردند.
سفرهای جمعی نیازمند یک سری منابع است، آنها باید اطلاعاتی را در اختیار داشته باشند تا به وحدت عمل برسند؛ اگر به تعریف درستی از سلیقهها برسند و بر اساس آن، در مواردی همچون محل توقف و... به اجماع برسند، سفر خوب و موفقی خواهند داشت. البته این موارد، آموزش هم میخواهد که باید سازمانهای مربوط به کمک رسانههای سراسری در این مورد اقدام کنند.
سحر رادفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: