چند سال زندگی مشترک با همسر سابقتان داشتید؟
حدود 10 سال که حاصل این ازدواج 2 دختر 8 و 5 ساله است.
علت جدایی شما چه بود؟
به مرور زمان عقاید همسرم نسبت به زندگی تغییر کرد، او مدام بهانهجویی میکرد و تمایل داشت زندگی تازهای داشته باشد که این رفتارها در 2 سال آخر زندگی نمود بیشتری داشت.
چه عاملی باعث شد تا همسر شما پس از 8 سال تغییر کند؟
به نظر من، او تحت تاثیر بستگانش و حمایت آنها قرار گرفته بود. او از خانواده ثروتمندی بود و من حتی برای ادامه زندگی، او را نزد مشاور بردم؛ اما او میگفت همه پلهای پشت سر خراب شده و باید زندگی تازهای را تجربه کنم.
این آدمربایی چگونه اتفاق افتاد؟
ساعت 7 عصر 2 خرداد سال 89 بود که آدمرباها که با موتور مرا تعقیب میکردند، به بهانه پرسیدن آدرس به من حملهور شدند و با ربودن دختر 7 سالهام، او را به خودرویی که همسر سابقم راننده آن بود، منتقل کردند.
عکسالعمل شما در این حادثه چه بود؟
مدتی آنها را تعقیب کردم؛ اما نتوانستم آنها را متوقف کنم. بعد هم آنها را تعقیب کردم که بینتیجه بود.
چرا در آن لحظات به پلیس 110 تلفن نکردید؟
2 بار سعی کردم؛ اما تماس برقرار نشد. لذا یکی از دخترانم را به مادرم تحویل داده و 30 دقیقه بعد به کلانتری قلهک رفتم.
چرا 3 ساعت بعد شکایت شما در کلانتری ثبت شده است؟
مراحل اداری کلانتری طول کشید. آنها باید شماره خودروی آدمرباها را استعلام میکردند.
شاهدان حادثه چه گفتند؟
هنگام حادثه تعداد زیادی رهگذر بود، اما 2 نفر به دادگاه آمده و شهادت دادند.
یکی از شاهدان در اظهاراتش از پراید نقرهای و دیگری از پراید سفید گفته است. چرا آنها در شهادتشان دچار تناقض شدهاند؟
به دلیل سرعت خودرو یکی از شاهدان رنگ آن را سفید تشخیص داده بود در حالی که خودرو نقرهای بود.
چرا در ابتدای شکایت در کلانتری نامی از همسر سابقتان نبرده بودید؟
من این موضوع را تکذیب میکنم. من در اولین بازجویی گفتم که به همسرم ظنین هستم. بعد از این که آدمرباها بچه را همراهشان بردند، در یک لحظه همسر سابقم را دیدم که متواری شد.
همسر شما به 15 سال زندان در دادگاه بدوی محکوم شده، شما به عنوان شاکی چه هدفی را دنبال میکنید؟
در مراحل مختلف دادرسی به قضات گفتهام دنبال انتقام از کسی نیستم. موضوع مهم سلامت فرزندم است. اگر فرزندم به من تحویل داده شود، میتوانیم در دادگاه گذشت و توافق کنیم.ایشان میتواند حق دیدار داشته باشد. باید قانون همه چیز را مشخص کند.
آیا شما برای طلاق همسرتان 70 میلیون تومان پول دریافت کرده بودید؟
این پروندهسازی و ادعای واهی است. من خانهام را به نام همسر سابقم کرده بودم و این پول دریافت بخشی از سرمایه من است که با حکمیت خودشان به من پرداخت شده است، در اصل این پول سهم من بود که با میل و رغبت، خودشان به من دادند.
چرا یک روز بعد از آن که همسرتان حکم حضانت فرزندانتان را گرفته بود، علیه او شکایت آدمربایی را مطرح کردید؟
بعد از این که قاضی شعبه 287 خانواده این حکم را بدون حضور من در دادگاه صادر کرده بود، آنها به جای آن که از طریق مراجع قضایی اقدام کنند، خودشان راسا اقدام به بردن بچه کردند، این ترفند آنها بود تا با نشانی جعلی من حضانت فرزندانم را دریافت کنند.
کلام آخر؟
باید پذیرفت من هم همانند همسرم سابقم که مدام عنوان میکند مادر هستم، پدر هستم و دنبال احقاق خود و فرزندانم هستم، فرزند من اکنون محروم از تحصیل است و اقدام همسرم غیرقانونی است، من تمام تلاشم را به کار خواهم گرفت تا فرزندم را پس بگیرم و در انتظار صدور حکم دادگاه تجدیدنظر هستم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم