اگر نشانه‌گیری و دوربین بد را می‌توانید تحمل کنید «سایه دوزخیان» بازی خوبی است

ترس بامزه

پلتفرم: Xbox360، PS3 تهیه‌کننده: EA سازنده: Grasshopper Manufacture سبک: اکشن ماجرایی ترسناک امتیاز: 7
کد خبر: ۴۱۸۱۲۹

از قدیم گفته‌اند آشپز که دو تا شد آش یا شور می‌شه یا بی نمک. حالا «سایه دوزخیان» دستپخت مشترک «سودا 51» که به ساختن بازی‌های اعصاب خردکن معروف است و «شینجی میکامی» خالق سری بازی‌های «رزیدنت اویل» است، که به نظر می‌رسد هم شور شده هم بی‌نمک. داستان بازی از این قرار است که «پائولا» خودکشی کرده و روح او در تسخیر ارباب جهنم، «فلمینگ» (Fleming) قرار گرفته است. فلمینگ از «گارسیا» (نامزد پائولا) می‌خواهد برای پس گرفتن روح پائولا به انجمن تاریک آنها بپیوندد و وقتی جواب رد گارسیا را می‌شنود، پائولا را در قلب تاریکی فرو می‌برد. بنابراین گارسیا خود را برای سفر به اعماق جهنم آماده می‌کند تا بتواند نامزدش را از چنگ هیولاها خارج کند. او در این سفر یار و یاوری ندارد غیر از «جانسون» که یک شَبَح اسکلت است و همه کار برای گارسیا انجام می‌دهد. او بیشتر اوقات به صورت سلاح است تا گارسیا شیطان‌های غرق شده در تاریکی را از بین ببرد. بعضی وقت‌ها به شکل مشعل است و نقش روشنایی را بازی می‌کند.

بعضی وقت‌ها نیز موتور می‌شود تا گارسیا مسیرهایش را راحت‌تر طی کند و یک دوست و همدم خوبی هم هست که خیلی جاها به کمک گارسیا می‌آید. در کل مثبت‌ترین عنصر بازی همین شخصیت جانسون است که با حرکات و دیالوگ‌های طنزش، خستگی را از بازی‌کننده می‌گیرد. صداپیشه‌های گارسیا و بخصوص جانسون هم به بهترین نحو از عهده کار خویش برآمده‌اند. شخصیت گارسیا کاملا از روی «دانته» (شیطان هم می‌گرید) الگوبرداری شده است و تمام حرکات، همان دیالوگ‌ها و همان جاه‌طلبی‌ها را دارد. گرافیک هنری بازی قابل قبول است. منوها و HUD ساده و کارآمد هستند و با توجه به این که تضاد تاریکی و روشنایی در این بازی مهم است، روی نورپردازی خوب کار شده است. نحوه‌ قرار گرفتن دوربین پشت شخصیت کاملا شبیه رزیدنت اویل 4 است. دوربین و کنترل، ضعیف‌ترین بخش‌های بازی‌اند که ممکن است در خیلی موارد بازی‌کننده را دلزده کنند. مثلا هنگام دویدن نمی‌توانید در تغییر مسیر خود انعطاف داشته باشید و این، کار را بخصوص در سکانس‌های تعقیب و گریز بسیار سخت می‌کند. کنترل بازی بخصوص نشانه‌گیری‌اش اصلا خوب نیست و تا زمانی که به آن عادت کنید (اواخر بازی)، بسیار روی اعصاب است. جالب‌تر این که با این کنترل بسیار بد، غولآخرها بسیار سریع هستند و مدام تغییر مسیر می‌دهند.

در ضمن مبارزه با آنها بسیار طولانی و یکنواخت است و بعضی وقت‌ها تا 20 دقیقه هم طول می‌کشد. از طرفی نبود شاخصی برای مقدار سلامت غولآخرها، مبارزه‌ها را خسته‌کننده‌تر می‌کند. ضربات نزدیک زن، چنگی به دل نمی‌زند. حتی اگر این قابلیت را تا آخرش هم ارتقا داده باشید، کنترل بد آن باعث می‌شود غیر از روی یک دشمن بخصوص، کارایی دیگری نداشته باشد. با این که کنترل بد، لذت مبارزه‌ها را کم می‌کند ولی تنوع دشمنان و سبک مبارزه با هر کدام عالی هستند. مثلا برای فرار کردن از یک نمونه‌شان که در آخرین قسمت بازی نمایان می‌شود، باید سریع‌ترین QTE عمرتان را تجربه کنید. مبارزه‌ها ممکن است ابتدا سخت به نظر بیایند، ولی وقتی راه کشتن‌ را پیدا کنید، بسیار آسان می‌شوند. با کشتن دشمنان الماس سفید به دست می‌آورید. الماس‌های سفید وجه رایج بازی هستند که به وسیله آن می‌توانید نوشیدنی سلامت، مهمات یا الماس قرمز بخرید. الماس قرمز برای ارتقای قابلیت‌هایتان و الماس آبی برای ارتقای جانسون استفاده می‌شود.

طراحی مراحل بازی هم بسیار خوب است. علاوه بر اکثر مراحل که باید با از بین بردن هیولاها و پیدا کردن راه در تاریکی مرحله را پیش ببرید، بعضی از مراحل را هم به صورت تیراندازی دو بعدی مثل بازی «کنترا» سپری می‌کنید. زیباترین مرحله بازی هم مرحله‌ هموار کردن راه با استفاده از تکه‌های «تتریس» است. ایراد دیگر، زمان بارگذاری تقریبا زیاد است و زمانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد که خیلی ساده و به خاطر دوربین مسخره بازی، بمیرید و باید برای برگشتن به همان مرحله، بارگذاری طولانی مدت به همراه یک موسیقی طنز را تحمل کنید. در نهایت «آکیرا یامائوکا» سازنده موسیقی متن سری بازی‌های «سایلنت هیل» شاهکار دیگری خلق کرده است. موسیقی تند در مبارزه‌ها و موسیقی آرام و دراماتیک در زمان‌هایی که همه جا تاریک است و باید به وسیله‌ یک حلزون راه خود را پیدا کنید، تحسین برانگیز است.

فرهنگ هدایتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها