این نوازنده که تدریس در کانون چاووش، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، هنرستانهای دختران و پسران، دانشگاه هنر، دانشگاه علمی ـ کاربردی و... را در کارنامه هنری خود دارد، سالهاست که به کار آهنگسازی نیز مشغول است.
او در 2 دهه گذشته با گروه دستان آهنگهای ماندگاری را خلق کرده که از آن جمله میتوان به آلبوم خورشید آرزو، دریای بیپایان، غوغای عشق بازان و... اشاره کرد.
فرجپوری آثاری را هم بهصورت تکنوازی منتشر کرده که تکنوازی کمانچه یک در دستگاه سهگاه، تکنوازی کمانچه ۲ در دستگاه همایون و کمانچهنوازی بر اساس نغمههای کردی از آن جملهاند.
این عضو قدیمی گروه چاووش که در سالهای اولیه انقلاب نوازندگی آثار شاخصی را به عهده داشته، هماکنون علاوه بر عضویت در گروه دستان، به عنوان نوازنده کمانچه به گروه دوستی ـ که توسط علیزاده و ناظری راهاندازی شده ـ دعوت شده است.
شما هم اکنون به عنوان یکی از اعضای چاووش برای کمانچهنوازی به گروه دوستی که شاکله چاووش قدیم را دارد، دعوت شدهاید. به نظر شما این گروه چقدر میتواند دنباله رو گروه چاووش باشد؟
آخرین کنسرت ما با ترکیب اصلی اعضای چاووش به سال 67 در تالار وحدت باز میگردد که با آهنگسازی علیزاده و خوانندگی ناظری اجرا رفتیم و این آخرین همکاری ما محسوب شد و امروز بعد از سالها دوباره دورهم جمع شدهایم تا کار مشترکی انجام دهیم. در واقع گروه دوستی به واسطه تصوری که در اذهان شکل گرفته بود، مبنی بر دوری هنرمندان از همدیگر توسط آقایعلیزاده و ناظری شکل گرفت و از آنجا که نوازندگان آن بیشتر اعضای قدیمی چاووش هستند و قصد داریم بخشی از قطعات ساخته شده چاووش را اجرا کنیم، به نوعی میتواند تداعیکننده خاطرات آن گروه باشد.
شما علاوه بر نوازندگی کمانچه، به عنوان آهنگساز درموسیقی ایران نقش موثری دارید؛ برای کنسرت گروه دوستی هم که از امشب روی صحنه میرود، قطعاتی را آهنگسازی کردهاید؟
تصمیم برای اجرای برنامه با حضور بنده از چند هفته پیش انجام شد و قطعا بخشی از برنامه به اجرای مشترک علیزاده و ناظری که پیش از این در تور اروپا اجرا شده بود، اختصاص دارد و در کنار آن قطعات نوستالژیک که در حافظه مخاطبان جای دارد، بازخوانی خواهد شد، اما آهنگسازی برنامه به عهده آقای علیزاده است و من تنها به عنوان نوازنده کمانچه حضور خواهم داشت و هیچ نقشی در زمینه آهنگسازی برای اینکنسرت ندارم.
شما در گروه چاووش و دوستی به عنوان نوازنده حضور دارید، اما یکی از اعضای اصلی و از جمله پایهگذاران گروه دستان محسوب میشوید، این گروه که امسال وارد بیستمین سال فعالیت خود شده، چه روندی را طی میکند؟
گروه دستان از زمان شروع به کارش بتدریج اعضایش تغییر کرد و در نهایت به فرم اصلیاش که هم اکنون شاهد آن هستیم، رسید؛ به گونهای که 10 سال اعضای آن ثابت مانده است، اما خوشبختانه دستان با توجه به اینکه همه نوازندگانش برای خود استادی بودند و هستند، توانسته تا به امروز در موسیقی سرپا بایستد و موفق باشد. به طور کلی من معتقدم هر گروهی در آغاز فعالیت خود باید اعضایی داشته باشد که پیشینه درخشان در موسیقی داشته باشند چرا که نوازندگان به نوعی اعتبار گروه هستند. وقتی گروه به این شیوه شکل گرفت، به مرور زمان در جامعه جا میافتد. دستان نیز پس از 20 سال فعالیت هم اکنون جایگاه مناسبی برای خود یافته و مطرحشده که بخشی از این مطرح شدنش بهواسطه مخاطبان آن است. به نظر من، مهمترین عاملی که باعث موفقیت دستان شده، احترامی است که نوازندهها به هم میگذارند و نیز قبول کردن کار جمعی است.
دستان از جمله گروههایی است که در طول فعالیت خود، بیشتر به اجرای آثار اعضای خود بسنده کرده است؛ به نوعی که در هر اجرا یا آلبومی مخاطب با قطعات ساختهشده توسط اعضا روبهرو بوده است.
ما از آثار دیگر آهنگسازان به شرط آن که در حد کار گروه دستان باشد نیز استقبال میکنیم و در آینده سعی میکنیم در این زمینه بیشتر کار کنیم.
بخشی از آهنگسازیها گروه دستان به عهده شماست، شما در این زمینه چه معیارهایی را در نظر میگیرد؟
فرجپوری: در موسیقیشرقی لحظهها خیلی مهم هستند، آن لحظهای که احساسی به شما الهام میشود و ملودی در ذهن پدید میآید. بیشترین وسواس من روی این موضوع است که اثر خلق شده توسط من دارای احساس باشد
در کارم خیلی به حس و حال توجه دارم، بعضی وقتها پیش آمده که من آهنگی ساختم و بعد از یک هفته اثر را گوش دادم و متوجه شدم آن حسی که من میخواهم درونش نیست. در موسیقی شرقی، لحظهها خیلی مهم هستند، آن لحظهای که احساسی به شما الهام میشود و ملودی در ذهن پدید میآید. بیشترین وسواس من روی این موضوع است که اثر خلق شده توسط من دارای احساس باشد. معمولا در طول زمان لحظاتی را که احساس خوبی به من دست میدهد، شکار میکنم مثلا هنگام نواختن جملهای میسازم، سریع آن را ضبط میکنم و بعد این لحظات ضبط شده را تدوین میکنم، چنین لحظاتی شاید در طول سال 5 یا 6 بار بیشتر پیش نیاید. قطعاتی که من میسازم، ریشه اش به سالها و ماهها پیش برمیگردد چرا که نمیتوان برای آهنگسازی زمان تعیین کرد. به طور کلی هم اکنون به این نتیجه رسیدهام که در کارهایم حرف امروز را بیان کنم؛ به گونهای که وقتی میخواهم تصنیفی بسازم، از تجربهها و نکاتی که طی سه چهار دهه به دست آوردهام، استفاده کنم تا کاری درست، زیبا و هماهنگ پدید بیاورم.
در آهنگسازی چقدر به نغمههای موسیقی نواحی نگاه میاندازید و از آنها بهره میگیرید؟
اصولا ما در موسیقی ایرانی با توجه به پراکندگی اقوام مختلف از نظر زیباییشناسی ملودی و ریتم خیلی نغمهها داریم که میتوانیم از آنها استفاده کنیم. وقتی میگوییم موسیقی ایرانی، این موسیقی محدود و متمرکز در موسیقی در مرکز ایران نیست. توان و ظرفیت موسیقی ما اصولاً با تنوع و پراکندگی بسیار زیاد اقوام بسیار بالاست و من فکر میکنم باید از زیباییهای ریتمیک و ملودیک نغمههای محلی استفاده کنیم.
حضور چند آهنگساز در یک گروه مثل دستان چقدر میتواند به روند کار جمعی کمک کند؟
من معتقدم حضور آهنگسازان مختلف در هر گروهی رنگ و تنوع خاص به آن گروه میدهد چرا که بسته به هر اثری که ساخته میشود، خواننده نیز تعیین میشود و این دو عامل در کنار هم تنوع بیشتری را برای مخاطب ایجاد میکند که این خود میتواند یکی از موفقیتهای آن گروه باشد. چنان که دستان نیز در این سالها این رویه را پیش گرفته و این خود باعث تنوع بیشتر در آثارش شده است.
یکی از مواردی که در اکثر گروههای موسیقی دیده میشود، رفت و آمد خوانندگان مطرح و تکراری است که البته این رویه در گروه دستان نیز دیده میشود و این در حالی است که همه آهنگسازان خوانندهسالاری را در موسیقی ایرانی رد میکنند.
درست است که گروه دستان با خوانندگان مطرحی چون ناظری، همایون شجریان، بیژن بیژنی و عقیلی و دیگران در این سالها کار کرده، اما هیچگاه خواننده محور نبوده است. البته به نظرم یک بخش از این قضیه به آهنگسازی برمیگردد چرا که آهنگسازی در گروه تنوع ایجاد کرده و باعث حضور خوانندگان مختلف شده است. به نظر من اگر یک گروه یک آهنگساز داشته باشد قطعا یکنواختی در آن ایجاد میشود. ما هیچ وقت خوانندهسالاری در گروه نداشتیم چرا که همیشه بخشی از کار دستان یک موسیقی سازی بوده در واقع در هر زمان سعی کردیم که قطعاتسازی در کنار آوازی قرار گیرند که هیچ وقت خوانندهسالاری در گروه ایجاد نشود، البته میتوان گفت که تنوع موسیقایی در گروه به واسطه آثار مختلفی که ساخته میشود خود یکی از دلایل عدم خوانندهسالاری است. به طور کلی میتوان گفت همیشه عدم خوانندهمحوری و آهنگسازمحوری جزو اهداف گروه دستان بوده و همه نیز به این هدف پایبند بودهاند.
با این توضیح ما همچنان شاهد خوانندهسالاری در گروهها هستیم؛ به گونهای بسیاری از گروههای موسیقی بانام خواننده سالن اجرای خود را پر میکنند؟
بله متاسفانه چنین است و این خود به نگاه رسانههای ما به این مقوله نیز باز میگردد. به عنوان مثال تمام تبلیغات یک گروه بیشتر روی خواننده است و این خود باعث ایجاد تفکری نادرست میشود.
امیرسعید بورنگ
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم