نگاهی به مستندمسابقه‌«سرزمین دانایی» از شبکه تهران

زندگی در مقابل چشم دوربین

عنوان «مستندمسابقه» که برای مسابقه‌تلویزیونی «سرزمین دانایی» به کار گرفته شده به نوعی معادل همان «Reality TV» یا «تلویزیون واقعیت» است که به عنوان جدیدترین گونه‌مستندسازی در دنیای رسانه‌ای امروز شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته است. «سرزمین دانایی» چه ملهم از نمونه‌های مطرح این نوع مستند تلویزیونی مثل ناظر کبیر یا Big Brother باشد چه نباشد، نوید ارتقای برنامه‌سازی تلویزیونی در ایران را با خود به همراه دارد چرا که اساسا چشم داشتن یا نداشتن به آثار خارجی به خودی خود تعیین‌کننده ‌عیار آثار تولیدی داخلی نیست. مهم نوع پرداختن به موضوع و شیوه‌بیانی کار است و همچنین اصل روزآمدی و همگام بودن با پیشرفت‌های جهانی در زمینه‌تولید و پخش برنامه‌تلویزیونی.
کد خبر: ۴۱۷۸۵۴

برنامه‌های موسوم به Reality TV که اغلب در قالب مسابقات تلویزیونی تولید می‌شوند و از این‌رو عنوان مستند مسابقه معادل خوبی برای آن به شمار می‌رود، به برنامه‌هایی گفته می‌شود که مرز میان واقعی و ساختگی بودن در آنها به حداقل رسیده و نه می‌توان به آنها برنامه ‌داستانی گفت، نه برنامه ‌مستند. از یک طرف شخصیت‌های این قبیل برنامه‌ها و رفتار آنها مقابل دوربین کاملا واقعی و مستند است و از طرفی این شخصیت‌ها و رفتار آنها در کلیت خود از پیش برنامه‌ریزی شده و از جهاتی ساختگی و نمایشی است. آدم‌هایی که در این آثار مشاهده می‌کنیم خودشان هستند و به قول معروف فیلم بازی نمی‌کنند، اما در عین حال آزادی عمل تام و تمام هم ندارند و ناچارند در محدوده‌ رفتاری خاصی که برایشان در نظر گرفته شده عمل نمایند. ماجرا از این قرار است که برنامه‌سازان با طراحی نوعی مسابقه ‌تلویزیونی که شرکت‌ در آن مستلزم زندگی در شرایطی بخصوص در ساعاتی طولانی است، شرکت‌کنندگان را وامی‌دارند که رفته‌رفته حضور دوربین را به مثابه ناظری بر اعمال و رفتار خود فراموش کنند و همان‌طوری باشند که در زندگی واقعی هستند. زندگی در شرایط سخت و مدت طولانی مواجهه در مقابل دوربین 2 عامل مهمی است که تحقق این هدف را امکان‌پذیر می‌کند.

اینجا دیگر نه با مستند محض طرف هستیم که مجبور باشیم بی‌برنامه ‌بودن رفتار شخصیت‌ها را ـ که اغلب آزاردهنده و ملال‌آور است نه جذاب ـ تحمل کنیم و نه با مستند بازسازی مواجهیم که ناچار باشیم رفتار نمایشی و ساختگی بازیگران در مقابل دوربین را واقعی فرض کنیم و به خودمان بقبولانیم که داریم اثر مستند می‌بینیم.

سعید ابوطالب با ساخت مستند مسابقه ‌سرزمین دانایی گامی مهم در پیشبرد رسانه به سمت رهیافت‌های اخیر برنامه‌سازی روز دنیا برداشته اگرچه این اتفاق خیلی دیر رخ داده و به ناچار باید با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند. در حال حاضر شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان هم از طریق پخش همین قبیل مسابقات است که در حال جذب مخاطب برای خود هستند؛ مسابقات مستندی همچون «بفرمایید شام» و ... راستش دیگر دوره و زمانه‌ مسابقه‌ استودیویی مرسوم مبتنی بر سوال و جواب یا انجام یک‌سری بازی‌های رقابتی سرگرم‌کننده سرآمده و نمونه‌های معدودی هستند که می‌توانند با این ساختار کلیشه‌ای بی‌انعطاف همچنان برای مخاطب خود جذاب و آموزنده باشند. همان‌طور که در فیلم داستانی، باورپذیری شخصیت‌ها و موقعیت‌های نمایشی نقشی تعیین‌کننده در همراهی مخاطب با اثر دارد، در برنامه ‌تلویزیونی هم مخاطب دوست دارد باور کند آنچه می‌بیند واقعی است نه این‌که براساس قراردادی از پیش پذیرفته‌شده خود را متقاعد کند که تصنع را واقعیت و دروغ را راست فرض کند. از این گذشته مسابقات تلویزیونی مستند وجه آموزشی بسیار بالاتری هم نسبت به نمونه‌های استودیویی دارند؛ هم برای شرکت‌کنندگان در مسابقه و هم برای بینندگان تلویزیون. خوشبختانه سازندگان مستند مسابقه‌ سرزمین دانایی توجهی ویژه به این وجه آموزشی مورد اشاره داشته‌اند و برنامه را متناسب با نیازها و علاقه‌مندی‌های جوان ایرانی طراحی و اجرا نموده‌اند. اما افسوس که این مجموعه به لحاظ کیفی، آن‌طور که باید موفق نیست و نقص‌های ساختاری بسیاری دارد؛ هم در روش پرداختن به موضوع و هم در شیوه‌تصویربرداری و کارگردانی و مونتاژ و....

«سرزمین دانایی» با موضوعی مناسب و آموزنده ، بنا دارد برای مخاطب خود تجربه‌ای مجزا از تجربیات روزمره‌‌اش ایجاد کند و در این فرآیند او را با مهارت‌های تازه‌ای آشنا نماید، اما به لحاظ ساختاری جذابیت لازم را دارا نیست. این‌که موضوع برنامه در فضای باز بگذرد و به خانه و محل کار و محیط بسته ‌استودیوی تلویزیونی یا به طور کلی فضای داخلی محدود نباشد انتخاب بکر و مناسبی است، اما اقتضائات خاصی هم دارد که باید به آنها توجه داشت. باید دانست که همه ‌آنچه در این فرآیند برای شرکت‌کننده اتفاق می‌افتد جذابیت بصری ندارد و برنامه برای دیده‌شدن نیازمند تصویربرداری بخصوصی متناسب با لوکیشن خارجی و همچنین تدوین مخصوصی به فراخور فضای باز طبیعی است. اگر اینجا دکوری وجود ندارد که تصویر را به لحاظ بصری غنی و دراماتیک کند، ناچار می‌باید از جذابیت‌های طبیعی بهره گرفت و علاوه بر انتخاب چشم‌اندازهای بصری بهتر که المان‌های تصویری مناسب‌تری در اختیار تصویربردار قرار می‌دهد، زوایای دوربین و نوع لنز و اندازه ‌نما را هم متناسب با همین حال و هوا انتخاب نمود. نمی‌شود همه چیز را با هم داشت. اگر برنامه بنا دارد متکی به جذابیت‌های بصری ساختگی و استودیویی نباشد و واقعی‌تر جلوه کند ناچار باید به فکر جایگزینی دیگر و حتی بهتر برای این موارد باشد تا بتواند استاندارد هنری یک برنامه‌ تلویزیونی را حفظ نموده و امکان دیده‌شدن و از آن بالاتر جلب توجه مخاطب را داشته باشد. این در حالی است که عمده‌ تصاویر این مجموعه، فاقد تنوع رنگی و ترکیب‌بندی بصری مناسب هستند و چشم‌اندازها گاه به قدری بی‌جاذبه‌اند که وجود یک فریم از آنها هم در یک مستند خوب و حرفه‌ای پذیرفتنی نیست چه برسد به نماهای طولانی از این مناظر بی آب و رنگ که نه فقط کمکی به بهتر دیده‌شدن موضوع نمی‌کند، بلکه به آن صدمه می‌زند و از تأثیر آن هم می‌کاهد.

ناگفته نماند که سازندگان، تلاش خود را برای برطرف نمودن این نقص‌ها انجام داده و با برخی نماهای زیبا از غروب دریا یا نمای ضدنور شخصیت‌ها در موقعیت‌های زمانی دیگر بر آن بوده‌اند که مشکلات مربوط به تخت‌بودن نور تصویر در نماهای روز را به نوعی جبران کنند، از این گذشته در مرحله‌ مونتاژ هم با استفاده از تکنیک فست‌موشن (حرکت تند) سعی داشته‌اند که سرعت بیشتری به ریتم برنامه بدهند و از ملالت احتمالی تصاویر بکاهند اما با وجود این برنامه همچنان از مشکل جذابیت رنج می‌برد و وجه بصری و هنری کار قادر نیست همپا با طراحی دقیق و آموزنده ‌مسابقه موفق عمل نموده و به اثر، غنای دیداری یا همان قدرت بیانی فیلمیک ببخشد.

به هر حال، سرزمین دانایی تجربه‌تازه‌ای در زمینه ‌برنامه‌سازی تلویزیونی با این سبک و سیاق است و طبیعی است که عاری از عیب و نقص نباشد. از این گذشته آنچه نقص‌های این اثر را بیشتر به چشم می‌آورد وجه استنادی آن است و این‌که سرزمین دانایی صرفا یک مسابقه‌تلویزیونی مرسوم نبوده و به تصریح گوینده ‌برنامه یعنی بهمن هاشمی، مستند مسابقه است. اگر بخواهیم این برنامه را با مسابقات مرسوم استودیویی مقایسه کنیم قطعا عیب و نقص کار چندان به چشم نمی‌آید و آنچه جلب توجه می‌کند بداعت و خلاقیت به کار رفته در تولید این برنامه و تفاوت ماهوی آن با دیگر نمونه‌هاست. ولی ما نباید به این حداقل اکتفا کنیم. وقتی توانسته‌ایم اولین گام را برداریم گام‌های بعدی را هم می‌توانیم و این انتظاری نابجا نیست اگر مستندسازان دیگر ما نیز به برنامه‌سازی اینچنینی برای تلویزیون روی بیاورند و قابلیت‌های هنری این رسانه‌فراگیر و تأثیرگذار را باور کنند.

محمد کامیار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها