گفت‌وگو با علی سرتیپی ، تهیه‌کننده و پخش‌کننده سینما

سینمای ایران باید اکران جهانی داشته باشد

بازیگران و البته تا حدی کارگردانان، معروف‌ترین چهره‌های سینمایی در نگاه علاقه‌مندان ایرانی هنر هفتم هستند. دیگر عوامل هنری تولید فیلم در جایگاه بعدی شهرت قرار می‌گیرند و آخر از همه نوبت به تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان می‌رسد.
کد خبر: ۴۱۷۸۳۰

این در حالی است که تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان سینمایی در دیگر کشورهای صاحب سینمای دنیا، وضعیت متفاوتی دارند و بسیاری از مواقع نامشان بر روی هر فیلم می‌تواند در جذب مخاطبان موثر باشد.

بسیاری از کارشناسان، دولتی بودن بسیاری از امور سینمایی کشور را دلیل کم اثر و ناشناخته ماندن تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان فیلم می‌دانند که تاثیری منفی بر اقتصاد سینمای ایران نیز گذاشته است. البته در طول 10 سال گذشته با پروبال پیداکردن بخش خصوصی در سینمای ایران، تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان نیز نقش پر رنگ‌تری در عرصه‌های تصمیم‌گیری و اجرایی پیدا کرده‌اند که علی سرتیپی یکی از شاخص‌ترین آنهاست. گفت‌وگو با او را می‌خوانید.

شما امسال پخش فیلم‌هایی چون «جدایی نادر از سیمین»، «اخراجی‌ها»، «ورود آقایان ممنوع»، «مرهم» و «سیزده 59» را برعهده داشته‌اید که هریک از این آثار در طیف‌های مختلفی به لحاظ ژانر سینمایی قرار گرفته‌اند. سوال اینجاست که این تفاوت چقدر در نظر یک پخش‌کننده اهمیت دارد؟

فیلم‌هایی که شما در سوالتان به آن اشاره کردید، ژانرهای مختلفی از ملودارم تا تراژدی و کمدی را در برگرفته‌اند. بنابراین برای پخش‌کننده تفاوتی نمی‌کند که چگونه فیلمی را پخش کند. دست‌کم تا آن جایی که می‌دانم، در ایران این مساله مهم نیست، حالا در هالیوود و بالیوود را نمی‌دانم. ضمن این که در ایران تعداد دفاتر توزیع فیلم اندک است و پخش‌کننده به توزیع یکسان فیلم‌ها حالا از هر ژانر و گونه‌ای که باشند می‌پردازد.

این پرسش را از این جهت طرح کردم که در میان فیلم‌هایی که در 4 ماهه ابتدایی امسال عهده‌دار پخش‌اش بوده‌اید، فیلم جدی و سنگین «سیزده 59» با کارگردانی سامان سالور را که موضوعی انسانی و ارزشی هم دارد، خوب اکران نشد. جدا از مسائلی که از حوزه اختیار شما خارج است، این برداشت وجود دارد شاید در میان دیگر فیلم‌ها خیلی روی پخش این فیلم کار نکرده‌اید.

نمایش «سیزده 59» در روزهای آغازین اکرانش با نمایش فیلم «پایان‌نامه» توام شد و طبعا این همزمانی تا حدودی به اکرانش لطمه وارد کرد، اما به‌ تدریج نمایش این فیلم در جریان صحیح قرار گرفت و سینماهای بیشتری به آن تخصیص داده شد. در حال حاضر هم این فیلم سینماهای خودش را دارد و میزان فروش آن قابل قبول است.

برخلاف آن برداشت غلط، موفقیت هر فیلم، موفقیت ماست و برای همین تا جایی که توانسته‌ایم، تبلیغات تلویزیونی و محیطی مناسبی برای آن در نظر گرفته‌ایم. تصور می‌کنم فیلم «سیزده 59» فیلم خوبی است و بویژه بازی خوب پرویز پرستویی مانند دیگر کارهایش در آن مثال‌زدنی است. با این‌وجود باید بپذیریم هر اثری یک سقفی در جذب مخاطب دارد و این فیلم هم با توجه به موضوع و محتوایش نمی‌تواند مثل یک فیلم کمدی تماشاگر به سالن بکشاند. در ضمن مخاطبان با شخصیت خمیده نقشی که پرستویی در این فیلم بازی کرده است به آن شکلی که باید ارتباط برقرار نکرده‌اند و این نقش برایشان چندان دلچسب نبوده است.

با توجه به گفته خودتان که هر فیلم با در نظر گرفتن ژانر و محتوایش توانایی ارتباط با مخاطب را پیدا می‌کند و برایش باید انتظار فروش داشت، شما فکر می‌کنید از بین فیلم‌هایی که پخش کرده‌اید، کدام‌یک در حد و اندازه خود در گیشه موفق بوده است؟

به نظر می‌رسد هر کدام به فراخور شرایط و درونمایه‌ای که داشته‌اند، توانسته‌اند جای خود را در بین مخاطبانشان باز کنند، اما فارغ از تفاوت‌های موضوعی و ساختاری، خب همه می‌دانند که «اخراجی‌ها3»، «جدایی نادر از سیمین» و «ورود آقایان ممنوع» به بیشترین فروش دست پیدا کرده‌اند.

اینجا هم یک شبهه دیگر پیش می‌آید؛ چرا تعداد سالن‌هایی که در شهرستان‌ها به «اخراجی‌ها 3» اختصاص پیدا کرد بسیار بیشتر از «جدایی نادر از سیمین» بود؟

من قبول دارم که تعداد سینمایی که در شهرستان به اخراجی‌ها تعلق گرفته در مقایسه با فیلم «جدایی نادر از سیمین» بیشتر بوده است، اما توجه داشته باشید اصلی‌ترین دلیل این مساله این بود که سینمادارها بیشتر به نمایش فیلم «اخراجی ها» گرایش داشتند.

چرا؟

خب به این خاطر که مردم در شهرستان‌ها ارتباط بیشتری با فیلم «اخراجی‌ها 3» برقرار کرده بودند. درخواست سینمادارها نشات‌گرفته از خواسته‌های مردم است و به همین دلیل این فیلم توانست تعداد سینمای بیشتری را در شهرستان‌ها به خود اختصاص دهد. کما این که می‌بینیم فروش آن هم از فیلم «جدایی نادر از سیمین» بیشتر بوده است. مساله‌ای که درباره «اخراجی‌ها» وجود داشت این بود که این فیلم به هر حال از طنز منحصر به فرد و مخصوصی برخوردار بود و همین عامل باعث گرایش مخاطبان به سمت این فیلم می‌شد. ضمن این که پیش‌بینی می‌کردیم نمایش «اخراجی‌ها» در شهرستان‌ها با استقبال گسترده‌تری برخوردار شود که این پیش‌بینی درست از آب درآمد و همین‌طور هم شد.

یعنی در مورد فیلم «ورود آقایان ممنوع» با کارگردانی رامبد جوان این پیش‌بینی را نداشتید؟ چون که اکران آن در شهرستان‌ها به آن شکلی که باید راضی‌کننده نیست.

ببینید تهیه‌کنندگی این فیلم علاوه بر توزیع آن برعهده من بود. بنابراین من نمی‌آیم به فیلمی که خودم برای آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام، ضربه بزنم. منتهی مشکلاتی مانند اکران محدود در شهرستان‌ها در مواقعی به سیاست‌های پخش برمی‌گردد. در شهرستان‌ها تعدادی سینما وجود دارند که کوچک هستند و به لحاظ اقتصادی بازگشت مالی ندارند، پس به مرحله دوم اکران می‌روند.

شما در مقام تهیه‌کننده و پخش‌کننده به برگزاری اکران خارجی برای فیلم‌هایتان نیز می‌پردازید. جدا از آثاری که پخش آنها به عهده شماست، امروز وضعیت اکران فیلم‌های روز ایران در خارج از کشور را چطور می‌بینید؟

سرتیپی: فیلم‌های فرهنگی زیادی داشته‌ایم که در سینماهای جهان به نمایش درآمده‌اند که البته برای سینمای ایران، نانی به ارمغان نیاورده‌اند. باید به دنبال اکران فیلم‌هایی در خارج از کشور باشیم که از این جنبه هم برایمان سودآور باشند

ما فیلم‌های فرهنگی زیادی داشته‌ایم که در سینماهای جهان به نمایش درآمده‌اند که این آثار البته برای سینمای ایران، نانی به ارمغان نیاورده است. تصور می‌کنم باید فیلم‌هایی را در خارج از کشور اکران کنیم که از این جنبه هم برایمان سودآور باشند. در حال حاضر فیلم «سیزده 59» را به غیر از آلمان در دیگر کشورهای اروپایی نیز به نمایش درآورده‌ایم که با استقبال خوبی هم مواجه شده و قرار است در کشورهای دیگر مانند مالزی، کانادا و... به نمایش سایر فیلم‌های روز نیز بپردازیم. البته برنامه‌ای که فعلا برای نمایش این فیلم‌ها در خارج از کشور در نظر داریم این است که این فیلم‌ها صرفا برای ایرانی‌های مقیم این کشورها و بدون زیرنویس اکران شود. اگرچه امیدوارم شرایط اکران به شکلی فراهم شود که تمام طیف‌های مخاطب جهان بتوانند به تماشای این فیلم‌ها بنشینند.

فکر می‌کنید فیلم‌هایی که بتوانند شرایط اکران فرامرزی پیدا کنند باید دارای چه مولفه‌هایی باشند؟

من در پاسخ به سوال شما فیلم «سیزده 59» را مثال می‌زنم. این فیلم در آلمان به نمایش درآمد و بشدت نیز مورد استقبال قرار گرفت. در واقع طیف وسیعی از مخاطبان از این فیلم استقبال کردند. این نشان می‌دهد که جهان تشنه این است که فیلم‌های ایران را مشاهده کنند. در عین حال، بر این اعتقادم که حتما برای اکران جهانی فیلم‌های ایران، نیازمند بسترسازی فرهنگی هستیم.

در حال حاضر پاره‌ای از وظایف و اختیارات شورای صنفی نمایش دستخوش تغییر شده است. با توجه به این که شما زمانی به عنوان سخنگو در این شورا فعالیت می‌کردید، فکر می‌کنید این تحولات درست است؟

خب من با یکسری از اقدامات شورا مخالف و با بخش دیگری از آن موافق هستم، اما مهم‌ترین مطلبی که درباره شورای نمایش وجود دارد این است که تصور می‌کنم باید از دخالت‌های خود در بحث اکران بکاهد. تنها در این صورت است که مشکلات خود شورا نیز کاهش می‌یابد.

منظورتان این است که وظایف این شورا اساسا به بخش‌خصوصی یا نیمه‌خصوصی محول شود؟

تقریبا. نظر من این است که شورا نباید نسبت به بحث اکران وارد شود و برعکس با برنامه‌ریزی از حجم این دخالت‌ها کم کند. در همه جای دنیا نیز این شیوه معمول است که پخش‌کننده‌ها، خودشان دارای سینما هستند و توزیع را بر عهده دارند و دولت هم دراین میان دخالتی نمی‌کند. البته به‌جز کشور فرانسه که دولت درباره اکران برخی فیلم‌های خاص دست به مداخله می‌زند.

شما با توجه به این که سال‌هاست به عنوان یک تهیه‌کننده و پخش‌کننده در سینما فعالیت دارید، ایده‌های زیادی هم در زمینه ترغیب مردم به سینما رفتن ارائه کرده‌اید. مثل طرح اذان تا اذان که طی سال‌های اخیر در ماه مبارک رمضان با استقبال خوبی از جانب مخاطبان مواجه شده است. تازگی هم پیشنهاد فروش بلیت نیم بهای چند سینما در ایستگاه‌های مترو را ارائه کردید که عملی هم شده است. این طرح را تا چه‌ اندازه موفق ارزیابی می‌کنید؟

فراموش نکنید که مکانی مثل مترو برای فرهنگسازی قطعا نیاز به رایزنی و بسترسازی بیشتر دارد. من به شخصه از 6 ایستگاه مترویی که طرح بلیت‌های نیم بها در آن پیاده شده است، راضی‌ام و به نظرم استقبال از این طرح تا به امروز خوب و موفق بوده است.هدف از اجرای چنین طرحی در واقع آشناکردن آدم‌هایی است که با سینما بیگانه هستند و این طرح توانسته میان سینما و آنان آشتی و رابطه دوباره ایجاد کند. بویژه این که مخاطبان بلیت‌های نیم بها در متروها بیشتر جوانان هستند.

ما به مدد چنین طرحی توانسته‌ایم موج جدیدی در عرصه فروش فیلم ایجاد کنیم. به عنوان مثال،چیزی در حدود ششصد هفتصد نفر در یک سینما در یک روز، فیلم «ورود آقایان ممنوع» را به وسیله همین بلیت‌های نیم بها دیده‌اند. از اینها گذشته، حضور دکه فروش بلیت در مترو و پخش بروشورها، پوسترها و... همه نشان از این دارد که سینما با طیف عموم مردم پیوند و نزدیکی دارد.

فکر می‌کنید مشکل تعداد اندک سالن‌های سینما را چگونه می‌توان حل کرد؟

پیشتر هم به این مساله اشاره کردم که ما دچار کمبود سالن‌های نمایشی هستیم. اگرچه در چند سال گذشته، ساخت تعدادی پردیس سینمایی و بازسازی برخی سالن‌های به مرتفع‌کردن این معضل کمک زیادی کرده است، اما مشکل همچنان به قوت خود باقی است و سالن‌های موجود، جوابگوی نیاز مخاطبان نیست.

فکر می‌کنم اگر سازمان‌ها و نهادهای دولتی در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند و دیگر امور را به بخش خصوصی بسپارند، خیلی از مشکلات حل خواهد شد. البته در این میان نباید از مساله مهم به‌روز کردن وسایل فیلمبرداری و تجهیزات نیز غفلت کرد. ساخت شهرک سینمایی و کاخ جشنواره‌ها هم از دیگر ضروریاتی است که سینمای ایران سخت محتاج آن است و... .

ببخشید کلام شما را قطع می‌کنم. این طور که شما پیش می‌روید، به نظر می‌رسد کارهای انجام نشده زیادی در عرصه هنر هفتم کشور وجود دارد؟

دقیقا همین است. فکر می‌کنم دولت کارهای زمین‌مانده زیادی در سینما دارد که بهتر است به جای تولید فیلم و پخش و دخالت در امور هنری و اجرایی سینما، آنها را انجام دهد. تصور می‌کنم در غیر این صورت و با مرتفع‌نشدن چنین مشکلاتی، سینمای ایران همچنان دچار یک وضعیت بحرانی است.

آزاده صالحی
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها