در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این جریان که پس از ترجمه کتابهای نویسندگانی چون آنتونی رابینز، لوئیز هی، وین دایر، برایان تریسی، ژوزف مورفی و غیره آغاز شد، در حال حاضر بشدت در حال گسترش است و فضای فرهنگی کشور را در خود فرو برده است.
شروع جدی این جریان را میتوان همزمان با پخش فیلم «راز» یا secret دانست که در سالهای ۸۵ـ۸۴ وارد فضای فرهنگی کشور شد و بسرعت علاقهمندان خود را بین اقشار مختلف جامعه بخصوص دانشجویان پیدا کرد. حتی در این میان، ترجمههای مختلفی از این دسته کتب که دارای مشابهت موضوعی با فیلم راز بودند، روانه بازار شد.
اما در این میان، کمتر به نقد و بررسی این جریان پرداخته شده است و متاسفانه به این قانون به عنوان یک قانون علمی نگاه میشود و حتی عدهای جرات مقابله با آن را ندارند. در نقد این نظریه، کتب و مقالات انگشتشماری نوشته شده است که از جمله میتوان به آثار حجتالاسلام حمزه شریفیدوست اشاره کرد که در این زمینه به نگارش مقاله و کتاب پرداختند.
وی که عضو گروه عرفانهای نوظهور نهاد رهبری در دانشگاه (معاونت مطالعات راهبردی) و معاون پژوهشی مرکز مطالعات بهداشت معنوی است، در زمینه عرفانهای نوظهور تحقیقات متعددی انجام داده است. به همین منظور مصاحبهای در این زمینه با وی انجام دادیم که در ادامه میآید.
قانون جذب چیست و از چه زمانی این نظریه در روانشناسی مطرح شد؟
نظریه راز که از آن به عنوان قانون جذب هم یاد میشود، موضوعی است که امروزه در جای جای دنیا از آن سخن گفته میشود. سخنرانان، روانشناسان، فیلمسازان، نویسندگان همه و همه این موضوع را به بحث گذاشته و آن را تبلیغ و به عنوان یک قانون مسلم از آن دفاع میکنند.
قانون جذب یا نظریه راز، همان قانون جاذبه عمومی در حیطه افکار است. این قانون میگوید تمام چیزهایی را که ما تصور میکنیم، به سوی ما جذب میشوند. انسان همه امکانات مادی و معنوی از قبیل مردم، شغل، شرایط زندگی، ثروت، سلامتی و غیره را با قدرت فکر خود جذب میکند و میتوان زندگی را به طور کلی، تجلی افکار انسان دانست که به وقوع میپیوندد و در این صورت این انسان است که اراده میکند به آرزوهایش برسد و به هر چیزی فکر کند، به آن میرسد.
بنابراین طبق این نظریه، شما میتوانید در سه گام خواستن، باور و تجسم به آرزوهای خود دست پیدا کنید.
درباره پیشینه این قانون، نظریهپردازان آن میگویند حکمرانان و بزرگان نه تنها این راز را میدانستند، بلکه مورد استفاده نیز قرار میدادند، اما از آنجا که میدانستند در صورت کشف این راز، همه از آن استفاده میکنند، سعی در مخفی کردن آن داشتند.
آیا شما نمی پذیرید که اندیشه انسان و تصورات او در مورد زندگی خیلی مهم است؟
ادعای اصلی در قانون جذب دو مطلب جدید است که با اندیشههای مشابه فرق میکند. اولا قائلین به آن معتقدند ذهن انسان قادر است بر پدیدههای خارجی اثر گذارد و امور بیرون از وجود انسان را به سود انسان تغییر دهد؛ بنابراین ادعای اساسی در فرضیه جذب، تاثیر ذهن بر روان و درون انسان نیست؛ چرا که در این صورت ضمن اینکه چنین ادعایی گفته نو و کشف جدیدی نیست، در متون دینی، علوم جدید و تجربه انسانها نیز پذیرفتهاند که افکار و اندیشههای انسان بر احساسات و درون و روان انسان تاثیر گذارند و فکر میتواند تاثیرات مثبت یا منفی بر عملکرد درون داشته باشد. ثانیا آنها مدعیاند تاثیرگذاری ذهن بر عالم خارج از نوع تاثیرات عادی نیست؛ بلکه تاثیر ذهن بر پدیدههای خارجی از نوع تاثیرِ علت بر معلول است و مدعی خالقیت ذهن هستند. بنابراین آنها معتقد به علیت ذهن هستند و نباید تصور شود که منظور از قانون جذب، مثبتاندیشی و تلقین و اموری از این قبیل است.
این ایده از چه زمانی و چگونه وارد ایران شد؟
جالب است که این ایده از فضای آکادمیک و پژوهشگاهها شکل نگرفت، بلکه در فضای سینما مطرح و از همان جا تولید شد. در سال ۲۰۰۶ یک کارگردان استرالیایی با تولید فیلم راز آن را رسانهای کرد که متاسفانه در سالهای گذشته چند بار از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است. در کشور ما نیز مروجین این نظریه درصدد بومیسازی این فرضیه هستند و اصرار بر تطبیق صد درصدی این فرضیه با متون قرآنی و روایی دارند.
آیا نظریه راز، صرفا یک گمانه روانشناختی است یا اینکه از پشتوانه و نظریات علمی نیز برخوردار است؟
در کتب زیادی از یافتههای جدید فیزیک کوانتوم و همین طور کشفیات جدید روانشناسان در مورد قدرت ذهن، به عنوان پشتوانه علمی این نظریه نام برده میشود. یافتههای علمی چون ایده عدد بحرانی، قانون تشابه در جادوگری و کشفیات نوین فیزیک کوانتوم از پشتوانههای این نظریه است، در حالی که این دلایل هیچ گونه ارتباطی با ادعای رهبران جذب ندارد.
آیا این قانون جذب از محاسن و نکات مثبت نیز برخوردار است؟
شریفیدوست: با تحقیق در متون و مکاتب روانشناختی مشخص میشود برای فرضیه راز ، نظیرهایی ذکر شده است، اما هیچ کدام به صورت افسارگسیخته و بدون ضابطه نقشآفرینی ذهن را نپذیرفتهاند و به طور مطلق نظریه راز را تایید نمیکنند
نکتهای که ابتدا باید به آن اشاره کنم، این است که صرفنظر از ادعای قانون راز، خداوند قدرت تسخیر و تصرف در کائنات را در اختیار انسان قرار داده است. البته این قدرت برای انسانها تام و همه جانبه نیست.
آنچه مسلم است این که چنین فرضیهای، محاسن و نکات مثبتی نیز دارد. از جمله مزیتهای قانون جذب، توجه به مفهوم کلیدی امید است که به صورت پررنگی در این نظریه برجسته شده است. توجه به این مفهوم از آنجا که به نشاط، طراوت و بالندگی روحی ختم میشود ارزشمند و مهم است.
از دیگر محاسن این نظریه، پذیرش شعورمندی کائنات است. در این نظریه بدرستی بر شعورمندی کائنات صحه گذاشته شده و این حقیقت پذیرفته شده که غیرانسان نیز صاحب شعور است. چنانچه در متون اسلامی قرآن و روایات و متون فلسفی اسلامی نه تنها شعورمندی کائنات تایید شده است، بلکه ۴ مرتبه بالاتر یعنی عبادت و تسبیح و تهلیل، علم و معرفت به مبدأ آفرینش، رشد و تکامل و هدفمندی مجموع کائنات هستی مورد اشاره قرار گرفته است.
سومین نقطه قوت تئوری راز، تکیه بر ظرفیتها و استعدادهای شگرف وجود آدمی است که باعث به وجود آمدن گرایشهای معنوی فراوانی در دنیای امروز شده است؛ بنابراین نفس پرداختن به گرایشهای معنوی انسان، امری پسندیده و منطبق با فطرت انسانی است.
آیا بزرگان روانشناسی، قانون جذب را قبول دارند؟
با تحقیق در متون و مکاتب روانشناختی مشخص میشود برای این فرضیه، نظیرهایی ذکر شده است، اما هیچ کدام به صورت افسار گسیخته و بدون ضابطه نقشآفرینی ذهن را نپذیرفتهاند و به طور مطلق نظریه راز را تایید نمیکنند. یکی از نظریات، روش شناخت درمانی است. در روانشناسی برای درمان افسردگی عدهای معتقدند به جای حوادث بیرونی، افکار و طرز تلقی انسانهاست که روحیه انسانها را شکل میدهد، بنابراین باید فشارهای عصبی را کم و امید آینده در فرد تقویت شود.
این در حالی است که برخلاف مدعیان قانون جذب، در این روش تفکر و تصور صرفا یک مقدمه برای درمان است و به تنهایی کافی نیست. همچنین تئوری جذب با مفهوم خودتلقینی که در روانشناسی مطرح است، متفاوت است که میگوید مجموعه احساسات و اطلاعات و افکار در نیمه هوشیاری ما رسوخ میکند و بر اجزای مبهم و آشنای شخصیتمان اثر میگذارد؛ چرا که در این روش صرفا به مرتبهای ضعیف از نقش ذهن در درمان اشاره میشود و ادعای آفرینندگی ذهن مطرح نیست، بلکه مدعی تاثیر افکار بر تقویت انگیزه است.
پس شما ادله روانشناختی و فیزیک کوانتوم را بیارتباط با قانون جذب میدانید. آیا هیچ نوع دلیلی نمیتوان بر اثبات قانون جذب آورد؟
برای اثبات هر ایده یا فرضیهای باید سراغ یکی از 3 گزینه رفت: 1. حکم بدیهی عقل 2. دلایل تجربی مسلم 3. دلیل نقلی و وحیانی. قائلین به فرضیه راز دلیل تجربی وافی بر ادعای خود ندارند؛ چرا که دلیل تجربی باید به گونهای باشد که بتوان با محکهای معمول آزمایشگاهی آن را پذیرفته و در ترازوی عینیت به صحت آن دست یافت و خطای آن را با روشهای تجربی به آزمون نهاد، در حالی که مدعیان فرضیه راز دستشان از چنین دلیلی خالی است. دلیل نقلی و وحیانی بر اثبات این ایده هم نداریم. هیچ دلیل عقلی و حکم بدیهی عقلی هم وجود ندارد.
از منظر فلسفی و علمی چه اشکالاتی بر فرضیه جذب وارد است؟
بر این فرضیه، اشکالات گوناگونی وارد است. اولین اشکال، عدم عمومیت و شمول این فرضیه است. مدعیان این نظریه آن را به عنوان قانون مسلم و تخلف ناپذیر میپندارند، در حالی که بسیاری از افراد اهدافی داشته اند اما به مراد خویش دست نیافتهاند.
اشکال دیگر، نگاه غیرارزشی نظریهپردازان جذب به امر خوب و بد است. در این نظریه حرفی از خوبی و بدی زده نمیشود و صرفا خواست و میل انسان ملاک است.
اشکال سوم، تاکید این فرضیه مطلوبهای حسی و مادی و زودگذر و نادیده گرفتن گرایشات معنوی انسان است. اشکال دیگر که بصراحت در فیلم راز عنوان میشود، عدم ابطالپذیری آن است. از نکات عجیب این است که هیچگاه نمیتوان این فرضیه را ابطال کرد، زیرا تا آخرین لحظه عمر، فرد باید منتظر باشد تا شاید آن لحظه، لحظه رسیدن به آرزویش باشد. اشکال دیگر، توجه به آمال و انگیزههای انسان است و عدم توجه به اقدام عملی، برنامهریزی و مشورت است. نکته دیگر اینکه اگر این گفته مدعیان جذب را بپذیریم که بزرگان بشریت این نظریه را فهمیده بودند، ولی آن را فاش نکردند، چگونه ناکامیها و شکستهای آنها را توجیه میکنند.
لازم است اشاره کنم یک ابهام در مورد فیلم راز در مجامع علمی مطرح شده است که چرا این افراد همگی در یک مرکز فرهنگی مشغول به کارند و یک تیم هماهنگ به حساب میآیند، اما در فیلم راز اسمی از مرکز فوق به میان نیامده است، در حالی که تلاش کارگردان و تهیهکننده راز بر این است که به بیننده بفهماند این ایده در جای جای جهان و در تکتک رشتههای علمی طرفدار دارد. ماموریت گروهی که در Evolutionary Leaders همکار محسوب میشوند، همین ایده است.
سید جواد میرخلیلی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: