در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این تصویر از فاصله 15 هزار کیلومتری برداشته شده و هر نقطه آن معرف قطعه زمینی به ابعاد یک و نیم کیلومتر در یک و نیم کیلومتر است. داون قرار است یک سال به دور این خردهسیارک بچرخد و عکس بگیرد و دادههای علمی جمعآوری کند و خلاصه با چشمانی اشکبار برود سراغ مقصد دوم خود که سیاره کوتوله سرس است. سرس و وستا سنگینترین و بزرگترین اجرام کمربند اصلی خردهسیارکها هستند. سرس اولین جرم کشف شده این کمربند و وستا چهارمین آنهاست که داستان کشف جالبی دارد.
کمی بیش از 200 سال پیش یک ستارهشناس آلمانی به نام هنریخ ویلهلم اولبرس موفق شد در مسابقه تازه آغاز شدهای که برای یافتن خردهسیارک به راه افتاده بود، افتخار یافتن چهارمین جرم سماوی از این دست را از آن خود کند. از آنجایی که هر کاشفی حق دارد نامی برای کشف خود انتخاب کند، ویلهلم اولبرس نیز چهارمین خرده سیارک را به نام یکی از خدایان ژرمن، وستا (VESTA) نامید. اما کشف وستا هم اتفاقی بود و هم اتفاقی نبود! ویلهلم که خبرهای مربوط به کشف سرس و پالاس (دومین خرده سیارک کشفشده) را دنبال میکرد معتقد بود که این اجرام آسمانی که در آن زمان سیاره دستهبندی شده بودند، همگی تکهپارههای یک سیاره بزرگتر هستند که متلاشی شده و روی همان مدار به دور خورشید میچرخند و بنابراین احتمالا باید دیگر اجرامی نیز در همان نزدیکی یافت شوند. در حالی که مدت کوتاهی از آغاز کاوش ویلهلم در حوالی دو سیارک سرس و پالاس برای یافتن سایر اجرام میگذشت، خبرهایی از یک ستارهشناس هموطن دیگر وی به نام کارل هاردینگ مبنی بر کشف یک خردهسیارک جدید که جونو نامیده شد، نظریه وی را تایید کرد. حالا او با جدیت بیشتری کارش را ادامه میداد اما 3 سال زمان برد تا سرانجام تلاشهای فراوان این ستارهشناس به ثمر نشست و وستا شماره 4 را در دنیای سرد و خاکستری خردهسیارکها از آن خود کرد. جالب اینجاست که بهرغم رصدهای آگاهانه ویلهلم برای یافتن جرم چهارم، او در حالی وستا را یافت که اصلا دنبال کار دیگری چشم به آسمان دوخته بود. این هم از شوخیهای روزگار با دانشمندان بزرگ است.
شهرام یزدانپناه / گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: