جور دیگر باید رفت

وقتی که تابستان می‌شود، سفر به آرزویی دست‌یافتنی تبدیل می‌شود. اعماق جنگل، روستایی دوردست با چنارهای بلند، لب دریا، گلستانی که غنچه‌هایش گشوده شده و...
کد خبر: ۴۱۶۹۴۱

اما چرا در کشور ما خیلی‌ها مسیر یکسانی دارند‌؟ مثلا تعطیلات که می‌شود، زیاد هم تفاوت نمی‌کند که تابستان باشد یا پاییز، جاده چالوس می‌شود پر از ماشین‌های قدیمی‌تر یا آخرین مدل که پیچ‌های زیبای البرز را پشت سر می‌گذارند تا برسند به سرزمینی که کوه و جنگل و دریا کمترین فاصله را با هم دارد.

همین ویژگی پیوند خوردن کوه و جنگل و دریا، مهم‌ترین وجه تمایز استان مازندران نسبت به سایر مناطق‌کشور‌ است؛ ‌هنگامی که کم بودن فاصله با تهران را هم به این وضعیت بیفزاییم آن‌گاه می‌شود جذابیت مطلق! ‌پس به همه کسانی که پدال گازشان تنها مازندران را می‌شناسد حق می‌دهی. اما آیا مسیر دیگری نمی‌توان یافت؟

ایران ، سرزمین رویا و فصل‌ها

ایران سرزمینی رویایی است، هنگامی که چابهار در تب تند آتش و داغی آفتاب می‌سوزد، شما می‌توانید در شهر آب‌های بهشتی ـ سرعین ـ حتی یک روز برفی و بارانی را تجربه کنید. اتفاقی که همین چند هفته پیش رخ داد و شهرهای پیرامونی اردبیل سپیدپوش شدند و از آن‌سو در اوج سرمای زمستان که سوزانندگی‌اش کم از آفتاب داغ تابستان ندارد، در چابهار و قشم و بندرعباس و بوشهر و... ‌ بهار است‌، گاهی آفتاب ملایمش گونه‌ات را نوازش می‌کند و گاه نیز شلاق‌های بارانش رویای فروردین را در دلت زنده می‌دارد، غافل از این‌که هنوز دی‌ماه است یا بهمن‌ماه...

ایران از نظر ییلاق‌های کوهستانی نیز موقعیت خاصی دارد و کم نیستند امثال قمصر و نیاسر و لاله‌زار کرمان و... که در میان کویر، بهشت خدا روی زمین هستند. به جهت جاذبه‌های تاریخی نیز اصفهان، شیراز، تبریز، شوش و... همه از جمله شهرهایی هستند که علاقه‌مندان زیادی از سراسر دنیا مشتاق سفر به آنها هستند.

بنابراین می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که مقاصد گردشگری در کشوری مانند ایران، اندک نیستند؛ اما چرا بسیاری از این مقاصد مورد توجه گردشگران قرار نمی‌گیرند؟ این نکته‌ای است که باید در آسیب‌شناسی سفر در ایران به آن پرداخت.

غربت مقاصد گردشگری

همان‌گونه که ذکر شد در ایران مقاصد گردشگری کم‌‌ نیست ، اما مهم این است که بنا به دلایل مختلف گردشگران به آن دسترسی ندارند. اگر با نگاه آسیب‌شناسانه بخواهیم به غربت مقاصد گردشگری توجه کنیم، به مسائلی مانند نکات زیر می‌توان اشاره کرد:

نبود تسهیلات رفاهی: بیشتر مقاصد گردشگری فاقد هرگونه تاسیسات رفاهی هستند، به همین سبب گردشگران برای اقامت، پذیرایی و سایر خدمات رفاهی در مضیقه قرار دارند و به همین دلیل بسیاری از گردشگران به این اماکن سفر نمی‌کنند؛ اگر هم بروند ترجیح می‌دهند در آنجا شب‌مانی یا اقامت بلندمدت نداشته باشند.

جای خالی خدمات گردشگری در قالب تور: مسافرت با تور مزایای زیادی دارد، از جمله این‌که با تور می‌توان ‌به جاهایی سفر کرد که به صورت فردی سفر به آن محل‌ها امکان‌پذیر نیست. پس تورگردان‌ها و برنامه‌ریزان مسافرت‌های دسته‌جمعی، نقش تعیین‌کننده‌ای در این نوع سفرها دارند، چرا ‌که بسیاری از مسافرت‌ها که به صورت تک نفره یا چند نفره اقتصادی یا امکان‌پذیر نیست با برنامه‌ریزی گروهی تحقق پیدا می‌کند.

‌‌ عدم شناخت مقاصد گردشگری: واقعیت این است که بسیاری از مقاصد گردشگری در ایران، ناشناخته هستند. هم‌اکنون در دنیا، تبلیغات یکی از وجوه مهم برنامه‌های خرد و کلان گردشگری است و کشورهایی که به صورت جدی در حوزه گردشگری سرمایه‌گذاری کرده‌اند یا این‌که می‌خواهند به عنوان یک شریک فعال در این عرصه ایفای نقش کنند با طراحی برنامه‌های تبلیغاتی گسترده از جمله بهره‌گیری از شبکه‌های ماهواره‌ای ، جاذبه‌های گردشگری‌شان را به تمام دنیا معرفی می‌کنند؛ این در حالی است که بسیاری از جاذبه‌های گردشگری‌ ایران برای هموطنان خودمان هم ناشناخته هستند، خیلی از مردم وقتی قصد مسافرت می‌کنند بدرستی نمی‌دانند در آن زمان خاص و با بودجه‌ای که دارند به کجا می‌توانند سفر کنند و در نهایت همین افراد مجبور می‌شوند مقاصدی تکراری را برای مسافرت سالانه خود انتخاب کنند.

لزوم مشارکت افراد محلی : بخش مهمی از گردشگری در ایران، گردشگری طبیعت است. از سوی دیگر مسلم است که ساخت هتل‌های گران‌قیمت و پرهزینه در تمام این اماکن ممکن و به صرفه نیست، بنابراین بخش مهمی از بار پذیرایی از مسافران می‌تواند به ساکنان محلی واگذار شود. مهم‌ترین مزیت این روش، ایجاد اشتغال و درآمد پایدار برای بومیان منطقه است و هر قدر که مشارکت آنها بیشتر شود، طبیعی است که برنامه‌های گردشگری نیز پایدارتر خواهد بود. پرواضح است که بدون مشارکت افراد بومی و ساکن منطقه یا طرح‌های جذب گردشگر با شکست مواجه خواهد شد یا در صورت تحقق به بافت جامعه بومی آسیب خواهد زد. از سوی دیگر پذیرایی از گردشگران توسط جوامع بومی اصول خاص خود را دارد. در نظر گرفتن امکان اسکان برای مسافران، حفظ حریم بومیان و در مقابل حریم مسافران، چگونگی برخورد با گردشگران و... همه از جمله اصولی است که باید افراد بومی با آنها آشنا شوند و حتی آموزش ببینند؛ تنها در این صورت می‌توانیم اتنظار داشته باشیم که گردشگری رونق بیشتری پیدا کند.

مریم چهاربالش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها