در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرمول اصلی این نوع انیمیشنها در واقع قدرت و توانایی در کنار جوانمردی و از خودگذشتگی است و از آنجا که جمع این صفات و ویژگیها به صورت همزمان در یک شخص دشوار است، شخصیتهای این نوع پویانماییها در بین مخاطبان، محبوب و دستنیافتنی میشوند. اما تفاوت عمده لاکپشتهای نینجا با دیگر شخصیتهای همتیپ خود، اکتسابی بودن تواناییهای آنهاست. سازندگان در تمام قسمتهای این مجموعه ضمن روایت داستان به مخاطب نهیب میزنند که توانایی و قدرت لاکپشتها نتیجه تلاش و سختکوشی آنها در راه یادگیری فنون جنگی و دفاعی است و نه خدادادی بودن استعداد یا خیالی و اغراقآمیز بودن آن. این یکی از نکات مهم و آموزنده این مجموعه است.
برخلاف لاکپشتهای نینجا نمونههای دیگر این نوع انیمیشن تاکید بسیاری بر خاص بودن و محدود بودن تواناییها به شخصیت اصلی خود دارند. علاوه بر آن، این سوپرشخصیتها عموما مجهز به سلاح و لوازم خاصی هستند که در اختیار هیچ کس غیر از خود آنها نیست. بنابراین درونمایه اصلی این مجموعهها ـ که آمیزه قدرت بااخلاق است ـ به شکلی نادرست تصویر شده است؛ چراکه در این نگاه بخصوص تنها قدرتهای خیالی و انسانهای غیرواقعی هستند که نیاز به اخلاق دارند نه دیگران؛ حال آنکه هر قدرتی در هر مراتبی که باشد نیازمند کنترل اخلاقی است. همچنین این شخصیتهای فراطبیعی فاصله زیادی با دنیای واقعی مخاطب دارند، بنابراین ناخودآگاه در ذهن مخاطب اخلاق و جوانمردی نیز از دنیای واقعی فاصله میگیرد.
در لاکپشتهای نینجا شخصیت استاد اسپلینتر، موش کوچک پیری است که روزی حیوان خانگی استاد بزرگی بوده است. این موش کوچک با نگاه کردن به تمرینات رزمی و آموختن فنون دفاعی، رفتهرفته خود به مرحله استادی رسیده است و حالا لاکپشتها که دستآموختههای او هستند، احترام خاصی برای او قائلند و او نیز تمام سعی خود را برای تربیت جسم و روح لاکپشتها به کار میگیرد. تاکید بسیار اسپلینتر (استاد) به لئوناردو (لاکپشتی که به شمشیرهای فولادیاش بسیار متکی است) مبنی بر اینکه «سلاح، تنها به خوبی کسی است که با آن میجنگد» موید این نکته است که تربیت سنتی شرقی همواره بر مبنای اخلاق بوده و این ویژگی در اکثر آثار برخاسته از فرهنگ این اقوام دیده میشود. ساموراییهای ژاپنی یا پهلوانان ایرانی، آن زمان محبوب و جاویدان میشدند که در کنار تلاش برای کسب قدرت، به آموزههای اخلاقی هم توجه نشان میدادند. حال آنکه در نمونههای غربی، قدرت فراطبیعی و برتر حرف اول را میزند. پیداست که برای مخاطب کودک آموزههای مبتنی بر اخلاق تاثیر تربیتی بیشتری نسبت به آموزههای مبتنی بر قدرت صرف دارد. بنابراین میتوان وجه مضمونی و محتوایی انیمیشن لاکپشتهای نینجا را یکی از نقاط قوت این مجموعه به شمار آورد.
اما اگر بخواهیم مجموعه را به لحاظ ساختاری و بصری مورد بررسی قرار دهیم، نخستین نکته قابل توجه، کارگردانی دقیق اثر با تکیه و تاکید خاص بر وجه دراماتیک قصه خواهد بود. در این مجموعه ما صرفا با نوعی تصویرسازی کارتونی برای داستان مواجه نیستیم. اندازه نماها، زاویه دوربین، میزانسن و حتی نورپردازی، همگی در راستای القای درست لحن هر صحنه بخصوص از مجموعه هستند. به عنوان نمونه در قسمتی از مجموعه که «شِرِدِر حمله میکند» نام دارد، صحنهای است که لئوناردو با بدمن داستان روبهرو میشود و از ناحیه او مورد تطمیع و فریب قرار میگیرد. در این صحنه تسلط کامل بدمن (شردر) بر لئوناردو به خوبی مورد تاکید قرار گرفته است. نمای درشت چشمهای او، نمایش همزمان چند زاویه مختلف از کلوزآپ چهره او در حال صحبت کردن و نیز حرکت دستانش هنگام حرف زدن، همه القاکننده غلبه روانی کامل او بر شخصیت لئوناردو هستند. بخصوص این که چهره لئوناردو در تاریکی قرار گرفته و در مقابل، چهره شردر کاملا سفید و نورانی است. این المانهای بصری نه فقط تاثیرپذیری لئوناردو از شردر را برای مخاطب باورپذیر میکنند، حتی باعث همذاتپنداری مخاطب با لئوناردو هم میشوند و پیشفرض بد بودن شخصیت شردر را به طور کامل از ذهن او بیرون میکنند. به این عناصر بصری باید دیالوگهای زیبا و فریبنده شردر را هم اضافه کنیم که مدام دم از نیکی و عدالت و مبارزه با ظلم و فساد میزند!
در تکمیل بحث درباره این صحنه باید به صحنه دیگری هم که در آن لئوناردو مقابل استاد اسپلینتر نشسته و پی به اشتباه خود میبرد، اشاره کنیم. در این صحنه، چهره لئوناردو به گونهای کاملا متضاد با صحنه قبل نورپردازی شده است؛ یعنی منبع نور نه پشت سر او، که درست در مقابل او قرار گرفته و چهرهاش در نور کامل دیده میشود،. کنایه از این است که ضمیر لئوناردو در اثر سخنان روشنگرانه و بیدارگرانه استاد، روشن و آگاه گشته و او دیگر از سیاهه جهل و ناآگاهی خارج شده است. اینکه سربازان شردر همه جا سیاهپوش هستند و فاقد رنگ و نور، خود مویدی است بر آگاهانه بودن تدبیر بصری به کار رفته در این دو صحنه؛ تدبیری که بخوبی تاثیر دراماتیک مورد نظر را در ناخودآگاه مخاطب ایجاد کرده و او را به شکلی کاملا سینمایی و بصری به همراهی و همدلی با سیر داستانی اثر فرامیخواند.
نکته جالب دیگر در انیمیشن لاکپشتهای نینجا شخصیتهای آن است. لاکپشت در نظر همگان به عنوان حیوانی کمتحرک و غیرچابک شناخته میشود و موش هم موجودی ضعیف و آسیبپذیر شمرده میشود. حال آنکه در این مجموعه کاملا عکس این موارد صادق است. این نکته ظریف در طراحی شخصیتها بسیار قابل توجه است. لاکپشتها با وجود طبیعتشان با تلاش و سختکوشی توانستهاند سرعت و توانایی یک جنگجو را کسب کنند. موش کوچک داستان یا همان استاد اسپلینتر نیز با تلاش فکری و جسمی توانسته بر ضعفهای طبیعی خود غلبه کند و به مقام استادی در هنرهای رزمی نائل آید. این انتخاب شخصیتها بیانگر آن است که هر کس با هر توان و استعداد میتواند موفق باشد و تنها وسیله رسیدن به این موفقیت تلاش خود اوست نه وسایل و تجهیزاتی که در اختیار دارد.
انیمیشن لاکپشتهای نینجا کلکسیونی از بهترین و مهمترین آموزههای اخلاقی است که با شناخت صحیح از مخاطب خود در قالب داستانی پرهیجان و شخصیتهایی جذاب ارائه میشود. علاوه بر نکات اخلاقی ذکر شده ویژگی مهم و بارز این مجموعه در تاکید بر کار گروهی و تعاون است. در تمام قسمتها این چهار لاکپشت با هم و در کنار هم میتوانند دشمن را شکست دهند و هیچکدام به تنهایی قادر به پیروزی نیستند. این موضوع در اکثر آثار مشابه مورد غفلت واقع شده است در حالی که در لاکپشتهای نینجا علاوه بر تاکید بر کار گروهی، روابط و تعاملات این چهار لاکپشت و ارتباط آنها با استاد خود نیز به تصویر کشیده شده است که خود سرشار از نکات آموزشی است. امروزه این نوع انیمیشنهای شخصیتمحور به صورت فراوان در اختیار کودکان و نوجوانان قرار گرفته است. بعلاوه بازیهای کامپیوتری آنها نیز کمک بسیاری به محبوبیت این تیپ انیمیشنها کرده است و از آنجا که کودکان و نوجوانان نیز رغبت بیشتری به مجموعههای اکشن و پرهیجان دارند چه بهتر که در میان انبوه تولیدات موجود نمونههایی را برای کودکان خود انتخاب کنیم که در رشد و تربیت او موثر باشند نه اینکه تنها ثمرهاش برای مخاطب، پرخاشگری و خشونت باشد.
در مجموع میتوان گفت انیمیشن لاکپشتهای نینجا یکی از نمونه های پویانماییهای خوب اکشن و رزمی است که علاوه بر جذابیت سرشار و مضامین اخلاقی مناسب، از ساختار درست و کمنقصی هم برخوردار است، اگرچه متاسفانه توان رقابت با رقبایی همچون سوپرمن، مرد عنکبوتی یا بتمن را که از تبلیغاتی به مراتب فراگیرتر و گستردهتر برخوردارند، ندارد و چهبسا به همین دلیل، این روزها در بین کودکان کمتر شناخته شده و مورد توجه است.
بهار عسگری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: