دیدنی روز

سیزده 59، روایت غمبار عادت

فیلم‌های دفاع مقدسی تولید شده در چند سال اخیر را می‌توان در 2 گروه دسته‌بندی کرد؛ گروه اول فیلم‌هایی همچون «شب واقعه» هستند که سعی می‌کنند با بازنمایی دوران جنگ، تصویری باشکوه از قهرمانان دیروز ارائه دهند.
کد خبر: ۴۱۶۳۴۲

«شب واقعه» زمان را به عقب برمی‌گرداند و در محدوده زمانی سال‌های خون و آتش قصه‌اش را تعریف می‌کند.

در گروه دوم فیلم‌هایی قرار می‌گیرند که با تلفیق آدم‌های امروز و دیروز به یک موقعیت داستانی دست پیدا می‌کنند. «سیزده 59»، «بیداری رویاها»، «نفوذی»، «به نام پدر» و... را باید در این دسته قرار داد. این‌گونه فیلم‌ها بین دیروز و امروز پلی می‌زنند و سرگذشت آدم‌های درگیر جنگ 8 ساله را در فضای معاصر به تصویر می‌کشند.

در هر یک از فیلم‌های یاد شده یک اتفاق غافلگیرکننده بسترهای پیوند دو دوره زمانی را فراهم می‌کنند. در «بیداری رویاها» و «نفوذی» آزادی غیرمنتظره یک اسیر و بازگشتش به وطن بهانه مرور قهرمانان دفاع مقدس می‌شود. در فیلم «به‌نام پدر» حضور دختر یک رزمنده در یک میدان مین‌گذاری شده و مجروحیتش گره اصلی داستان را شکل می‌دهد.

فیلمنامه‌نویس «سیزده 59» با تکیه بر یک ایده متفاوت این پیوند را ایجاد می‌کند و خط اصلی قصه‌اش را بسط می‌دهد. یکی از فرماندهان دوران جنگ پس از 20 سال اغماء به زندگی بازمی‌گردد و فضای نوین شهری و سرنوشت دوستان خود را در جامعه می‌بیند و... .

مضمون اصلی «سیزده 59» شباهت زیادی به فیلم «خداحافظ لنین»، محصول کشور آلمان دارد. در آنجا هم مادری در جریان تظاهرات علیه جدایی آلمان‌ها به کما می‌رود و پس از 8 ماه به هوش می‌آید و... .

اما سامان سالور، کارگردان «سیزده 59» توانسته با تمرکز بر عناصر بومی به فیلمش حال و هوایی اینجایی ببخشد.

فیلم‌هایی همچون «سیزده 59» که روایتی امروزی از جنگ ارائه می‌دهند، معمولا در ارتباط با مخاطب به توفیق بیشتری دست پیدا می‌کنند.

در «سیزده 59» آدم‌هایی از جنس امروز را می‌بینیم. دختر نسل سومی که مجبور است جلوی پدر نقش همسرش را بازی کند، جانبازی که در گیر و دار مناسبات امروزی به اعتیاد پناه برده و... .

فیلمنامه تورش را خوب پهن می‌کند و مقدمه‌چینی خوبی برای بروز اتفاقات نیمه دوم دارد. فرمانده از کما خارج می‌شود و حالا باید واکنش او را در برابر یک دنیای جدید ببینیم؛ دنیایی متضاد و متفاوت با فضای آرمانی که او انتظارش را داشته است. اما در نیمه دوم از پتانسیل‌های مضمونی فیلمنامه درست استفاده نمی‌شود. سردار جنگ بدون آن که کنشی داشته باشد با تعجب به پیرامونش نگاه می‌کند. اما این تعجب دربردارنده معنا و مفهوم خاصی نیست. اصلی‌ترین درک او از ناهنجاری‌های شهر مربوط به زمانی است که جانبازان جنگی در یک لوکیشن کوهستانی روبه‌رویش می‌ایستند و درددل‌هایشان را بیان می‌کنند.

در واقع در این سکانس‌های انتهایی کارگردان می‌خواهد تمام حرف‌هایش را در قالب چند دیالوگ صریح بیان کند. فیلم‌هایی چون «سیزده 59» ثابت می‌کنند که هنوز هم می‌شود در سینمای دفاع مقدس فیلم‌هایی جذاب و پرطرفدار ساخت. جمله انتهایی فیلم همسو و هم‌جهت با درونمایه کلی آن است: ساکنان دریا، پس از مدتی دیگر صدای امواج را نمی‌شنوند... چه تلخ است روایت غمبار عادت.

احسان رحیم‌زاده‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها