نقد نوشته‌ای بر «همین لبخند ساده»

وسوسه شتاب

مجموعه شعر همین لبخند ساده سروده جاوید محمدی مدتی است به دستم رسیده و قبل از این‌که این مجموعه تازه چاپ را دریافت کنم، جاوید محمدی را از طریق یک سپید کوتاه و بسیار تامل‌برانگیز سال‌ها پیش شناخته بودم:
کد خبر: ۴۱۶۳۰۷

فهرست عمر ما‌/‌ بسیار روشن است‌/‌ سطر نخست: رنج/‌ باقی‌ش‌/‌ ایضا‌/‌ است!

محمدی از فعالان و شاعران جوان اما سابقه‌دار کرجی است که مجموعه حاضر را در قطعی کوچک در 68 صفحه در انتشارت فرآگاه که متعلق به خود اوست در همین چند ماه اخیر(1390) به چاپ رسانده است.

حرف‌ها و نکته‌هایی در این مجموعه می‌خوانی و می‌شنوی که در نهایت اختصار و کوتاهی بیان شده‌اند. گویا شاعرش در برخی موارد عجله وسواس‌آلودی در هرچه کوتاه‌تر گفتن شعرهایش داشته است و شاید در برخی اشعار نیز نیاز به صیقل بیشتر زبان و حذف برخی حشوها و اضافات وجود دارد! اگرچه شاعر بیش از آنچه مجاز به گفتن بوده است، نگفته و این به خودی خود خوب و آموزنده است:

می‌ارزد‌/‌ داشتنت‌/‌ به قیمت باختن همه چیز‌/‌ جز عشق

دنبال یک ستاره شاد است‌/‌ بی‌آسمان‌ترین دل جهان!

با گشتن نمی‌یابم‌/‌ کاش/‌ یافته شوم!

به کار نرفتم‌/‌ در هیچ جمله‌ای‌‌/‌ من قید محذوفم‌/‌ به قرینه عقلی!

در نمونه‌های بالا حس می‌کنی، شاعر انسانی است آگاه، سرد و گرم چشیده که با سروده‌هایش زیسته و لمس‌شان کرده و تنها شعر نگفته است تا شعری گفته باشد! بلکه مطلق حس و اندیشه خود را آن‌گونه که بوده، شعریت بخشیده است. اگر از عشق می‌گوید، شرح دردمندی و سرخی صورتی است که جز روی ناخوشش را ندیده و این امتیاز، یعنی لمس کامل شاعر از سروده‌هایش می‌تواند رمز به دلنشینی‌شان نیز باشد:

همین که بیفتی‌/‌ خواهی فهمید/‌ زمین‌/‌ هرگز به پای تو نیفتاده‌/‌ و آسمان‌/‌ همدم مطمئنی نیست/‌ همین که بیفتی‌/‌ آسمان از رویت رد می‌شود‌/‌ و خورشید‌/‌ فقط می‌خندد‌/‌ همین که بیفتی‌/‌ همه تو را خواهند دید‌/ ‌

اشعاری ساده، گویا، صریح و گاهی عمق‌یابی در معنا! هرچند امروزه ساده‌سرایی و صریح‌گویی در شعر باب شده است؛ اما این میزان ساده‌گویی نباید شعر را از اندازه‌ها و استانداردهای شعری‌اش پایین بیاورد و تنزل دهد. شاعران امروز باید بخوبی بر این نکته واقف باشند که زبان، تنها یکی از ارکان شعر است و سادگی و صراحت در زبان نباید با قربانی کردن و تنزل بخشیدن سایر وجوه شعری چون عاطفه، موسیقی، بعد اندیشه‌ای فرهنگی، فرم و... همراه باشد.

در این مجموعه، لایه‌های معنایی، اغلب تک‌بعدی است و گاه یک بعد با زوایای اندیشه‌ای ـ عاطفی چندوجهی را در بر می‌گیرد و چند شعر نیز به صورت چندبعدی با حالت شناور و درهم‌ تنیده سروده شده است؛ این‌گونه شعرها و اغلب شعر سپید امروز، بیشتر نیاز به نقد تفسیری دارند تا نقد ساختاری و فنی! برخی حرف‌ها و شعرها را فقط باید خواند و شنید، تکرار نمی‌شوند، دیر کهنه می‌شوند، گاهی دل را می‌گیرند و گاهی می‌گشایند و برخی اشعار این مجموعه نیز بدین سان:

این روزها‌/‌ دوستت دارم‌/‌ اتفاقی ست‌/‌ که اتفاقی نیست!

کوبیده‌ام‌/‌ عکس فردا را‌/‌ به دیوار دلم‌‌/‌ پنج معکوس!

دکمه دکمه می‌بندم‌/‌ کوله‌ای که مرا‌/‌ به فردای جهان خواهد برد‌/‌ تا در سایه سفر‌/‌ قدری بیاسایم!

شعرهای محمدی، شعرهایی بی‌ریا، دغدغه‌مند، خالص که قصدی جز از آنچه می‌گویند، ندارند البته برای دل‌هایی که هنوز گوشی از احساس و مهرورزی برای شنیدن دارند و تمام زندگی‌شان دغدغه دنیامداری و خور و خواب و خشم و شهوت نگشته است!

سالار عبدی‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها