خاطره

سرقت موذیانه!

با سلام به آنهایی که زحمت می‌کشند و مشکلات روزمره را با آگاهی بخشی در لابه‌لای صفحه‌های تپش مطرح می‌کنند. این نامه را فرستادم تا اینجانب نیز سهمی در آگاهی دادن به افراد جامعه داشته باشم. چند سال پیش که مستاجر بودم و هرسال وسایل خود را کول کرده و آواره بنگاه‌ها بودم تا خانه‌ای اجاره کنم، تصمیم گرفتم وسایل خانه‌ را فروخته و با قرض از جاهای مختلف سرپناهی برای خود جور کنم.
کد خبر: ۴۱۵۹۰۲

خودرویی داشتم که هرچند مدل بالا نبود که پول زیادی از آن دستم را بگیرد، اما باز با فروختن آن می‌توانستم مقدار بیشتری پول جورکنم. برای همین با پرس و جو به محلی رفتم که خارج از چارچوب معمول برای فروش خورو بود. جایی بود که فروشنده و خریدار همدیگر را پیدا کرده و به توافق می‌رسیدند بر سر قیمت.

صدها خودرو در کنار خیابانی پارک کرده و صاحب‌شان منتظر مشتری بودند. من هم مانند بقیه خودروی خود را در کناری پارک کردم و منتظر مشتری شدم. چندتایی قیمت می‌کردند و می‌رفتند و اکثر مشتری‌ها به نظر می‌آمد که دلال هستند و دنبال فروشنده‌ای می‌گردند که بتوانند سرش را کلاه بگذارند، بعد از ساعتی شخصی آمد کنار خودرویم که از بیرون آن را بررسی کرد. قیمت را که گفتم شروع به چانه زنی کرد و در آخر بر سر قیمت به توافق رسیدیم. مشتری به نظر می‌آمد که آدم معقولی باشد. می‌گفت برای کار قصد دارد خودرو بخرد و کم و کسری زندگی‌اش را تامین کند. خیلی آه و ناله کرد که قیمت را پایین بیارم و پول کمتری از او بگیرم اما گفتم که پول خودرو را لازم دارم تا برای خرید خانه اقدام کنم. مشتری از وضع فنی خودرو ایراد گرفت که باید کلی پول خرج کند تا نواقص آن را برطرف کند. آنقدر ایراد گرفت که به مشتری گفتم این طور که می‌گویی، معلوم نیست این خودرو تا حالا چطور روی چرخ‌هایش حرکت می‌کرده و مرا به مقصد می‌رسانده است.

بعد از کلی چانه‌زنی و صحبت سوئیچ راخواست تا در همان محوطه دوری بزند و خودرو را از لحاظ فنی امتحان کند. سوئیچ را به او دادم و پشت فرمان نشست و حرکت کرد. با چشم دنبالش کردم که به طرف انتهای محوطه رفت و لابه‌لای خودروها گم شد.

10 دقیقه از رفتنش گذشته بود ولی برنگشت. با دلهره شروع به گشتن میان خودروها کردم ولی انگار آب شده و به زمین رفته بود. ساعتی همین طور جستجو می‌کردم و چشم می‌گرداندم ولی اثری از خودرویم نبود. با وحشت از محوطه خودروها بیرون آمدم و به اولین گشت انتظامی که رسیدم اطلاع دادم. خلاصه چند سال از موضوع گذشته است و خودرویم هنوز پیدا نشده. هر چند خودم مقصر بودم که ندیده و نشناخته سوئیچ را به آدم غریبه دادم و او هم نامردی کرد و در رفت.

امیدوارم این بلا سر شما نیاید. بعد از آن ماجرا قید خرید خانه را زدم چون دیگر پولم نرسید و جایی هم نبود که قرض بگیرم. هنوز که هنوز است در خیابان که قدم می‌زنم هر خودرویی که رنگ و مدل آن به خودروی خودم می‌خورد، تا می‌بینم فکر می‌کنم همان است، اما شنیدم این جور خودروها را اوراق می‌کنند و بعد می‌فروشند. آرزو می‌کنم چنین بلایی سر شما نیاید. مخصوصا در موقعیتی که من داشتم.

با آرزوی سلامتی

بابک ـ ش ـ تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها