ثروت خوشبختی نیاورد

افرادی که دست به قتل می‌زنند به خاطر شرایط روحی که بعد از قتل دارند هرگز به حالت عادی برنمی‌گردند و با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. ناآگاهی خانواده‌ها در این خصوص هم مزید برعلت می‌شود.
کد خبر: ۴۱۵۸۸۲

به یاد دارم در دوران کارم در دادگستری پرونده‌ای را مورد رسیدگی قرار دادم که در آن پسری جوان نامزد سابق همسرش را به قتل رسانده‌ بود.

وقتی پرونده را خواندم متوجه شدم که این متهم تا حدودی دچار افسردگی است. وقتی او را به پزشکی قانونی معرفی کردم متوجه‌شدم که حدس من درست است، اما این افسردگی در حدی نبود که این جوان دست به قتل بزند و در واقع مسوول اعمال خود بود.

متهم را که نزد من آوردند متوجه شدم که او به شدت از کارش دفاع می‌کند و می‌گوید هر کس دیگری هم بود همین کار را می‌کرد. از او خواستم ماجرا را برایم تعریف کند. گفت: وقتی با لاله ـ همسرم ـ عقد کردم بعد از مدتی متوجه شدم که ناراحت است و بعضی چیز‌ها را از من مخفی می‌کند. چندبار از او سوال کردم جواب نداد.

برای این‌که متوجه ‌شوم چه اتفاقی افتاده ‌است مجبور بودم همسرم را تحت فشار قرار دهم و در نهایت متوجه شدم نامزد سابقش او را تحت فشار قرار می‌دهد و از او اخاذی می‌کند. همسرم به من نگفته ‌بود که نامزدی داشته ‌است و همین هم باعث شده ‌بود که مرد جوان جسارت اخاذی را به دست‌‌ آورد.

برای این‌که بتوانم او را ادب کنم قرارگذاشتم و مرد جوان را کتک زدم. بعد متوجه ‌شدم او چیزهایی از همسرم داردکه اگر زنده ‌بماند تا پایان عمر، من و همسرم را تهدید خواهد‌ کرد.

برای این‌که بتوانم مرد جوان را بکشم از همسرم خواستم که با او قرار بگذارد. به او گفتم فقط می‌خواهم صحبت کنم و هیچ اتفاقی نمی‌افتد. او هم قبول کرد.

وقتی همسرم با او قرار گذاشت و مقتول آمد با شلیک گلوله‌ او را کشتم و بعد با همسرم فرار کردم. مدتی بعد هم بازداشت شدم.

گفته‌های متهم جوان که مورد بررسی قرار گرفت مشخص شد که او واقعیت را می‌گوید. حتی شوهرخواهر مقتول نیز تایید کرد که همسر متهم چیز‌هایی پیش مقتول داشته و او قصد اخاذی داشته ‌است.

در نهایت دادگاه تشکیل شد و دلایلی برای این‌که مردجوان به قصاص محکوم شود وجود داشت و مقصر بود.

وقتی حکم قصاص صادرشد پدر و مادر متهم ـ که از افراد ثروتمند شهر بودند ـ با تلاش زیاد و واسطه‌کردن افراد بانفوذ توانستند فرزندشان را رهایی دهند. به یاد دارم آنها برای این‌که بتوانند رضایت بگیرند پول یک ساختمان 10 طبقه در شمال شهر تهران را به اولیای‌دم داده ‌بودند.

این پسر به 3 سال حبس به لحاظ جنبه عمومی جرم محکوم ‌شد و بعد از گذراندن جنبه عمومی جرم آزاد شد.

اما این همه آنچه برای متهم جوان اتفاق‌افتاد، نبود. پدرومادرش به رغم این‌که دارای ثروت فراوانی بودند و می‌توانستند فرزند خود را از افسردگی‌ که دچارش شده‌بود رهایی دهند، این کار را نکرده‌ بودند. پسرک بعد از آن که از زندان بیرون آمد کشور را ترک کرد. والدینش فکر می‌کردند از این راه می‌توانند زندگی‌خوبی را برای فرزندشان تامین کنند اما نتوانستند چون وقتی پسرک از کشور خارج شد با دختری ایرانی در خارج از کشور ازدواج کرد. این دومین ازدواجش بود چون همسر اولش را طلاق داده‌ بود. اما در این ازدواج هم نتوانسته‌بود موفق باشد. او بعد ازمدتی معتاد شده‌بود.

از آنجا که پسرک و خانواده‌اش واقعیت را از همسر مردجوان پنهان کرده‌بودند نمی‌توانستند واقعیت را بگویند و از او بخواهند در برابر رفتارهای‌ شوهرش صبور باشد. به همین دلیل هم مردجوان به خاطر فشارهای‌ روحی که داشت معتاد شد و در نهایت هم به همسرش گفته‌ بود که آدم کشته‌است.

این زن اول فکر کرده ‌بود شوهرش بتازگی این کار را کرده‌ اما وقتی پلیس را مطلع کرده‌ بود و همکارانم پرونده ‌را مورد بررسی قرار دادند مشخص شد که این قتل همان قتلی است که سال‌ها پیش مرد جوان مرتکب شده‌ است و در واقع همسرش تازه متوجه آن شده‌ است. بنابراین به دلیل این‌که خانواده متهم نسبت به افسردگی مزمن فرزندشان بی‌تفاوت بودند و البته فشارهای ناشی از قتل نیز بر آن افزوده ‌شده ‌بود به پسرشان کمک نکردند و زندگی او برای همیشه نابود شد.

همه کسانی که به هر دلیل زندانی می‌شوند، بعد از آزادی از زندان نیاز به مشاور دارند چراکه دوران سخت زندان تاثیر زیادی روی آنها می‌گذارد.

منصور یاورزاده

قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها