الگو

خصوصیات یک فرزند نمونه

کد خبر: ۴۱۵۵۲۲

برای ارزیابی از فرزند خود و این که بدانیم تربیت ما در مورد او جواب داده است یا نه، باید معیار‌های مناسبی داشته باشیم. برخی باورها راجع به بچه‌ها در حالی که غلط هستند، ارزش محسوب می‌شود. برای مثال کودکی که خیلی ساکت و سر به زیر است، در جمع بیشتر پذیرفته می‌شود و همه او را به این صورت که (چه بچه خوبی است) مورد خطاب قرار می‌دهند؛ در حالی که سکوت و حرف نزدن در جمع یک ارزش برای فرزند شما محسوب نمی‌شود. شاید این سکوت فرزندتان برای شما راحت‌تر باشد از این که بخواهد در جمع حرف بزند، اما این امر طبیعی نیست و نباید به عنوان یک حرکت مثبت در فرزندتان تشویق شود. همین طور بسیاری رفتارهای دیگر که ما بدون این که بدانیم درست هستند یا غلط، در فرزندان خود پررنگ‌تر یا کمرنگ‌ترشان می‌کنیم.

برای ارزیابی درست از رفتار فرزند خود، خوب است بدانیم که یک فرزند نمونه باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا بتوانیم فرزند خود را با این الگو مقایسه کنیم و نتیجه بگیریم. ما باید بتوانیم ارزیابی دقیق و درستی از فرزند خود داشته باشیم چراکه هر ارزیابی غلطی می‌تواند در تربیت فرزند ما مشکلات فراوانی‌ ایجاد کند. مثلا اگر فرزند خود را بهتر از آنچه هست، ارزیابی کنید به او اعتماد به نفس کاذب می‌دهید و اگر بدتر از آنچه هست، ارزیابی‌اش کنید؛ او را سرخورده خواهید کرد.

اعتماد به نفس

اولین خصوصیت یک فرزند نمونه داشتن، اعتماد به نفس درست و منطقی است. این اعتماد به نفس وقتی به وجود می‌آید که ما بر حسب توانایی‌ها و نقاط قوت فرزندمان به او اعتماد به نفس دهیم و یادش دهیم که او در نوع خود، فرد مهمی محسوب می‌شود. اعتماد به نفس در شرایطی به وجود می‌آید که شما به فرزندتان اعتماد کنید و میدان دهید و حتی گاهی اجازه دهید که اشتباه کند تا بتواند برای اشتباه خود راه‌حل بیابد و آن را جبران کند. فرزند شما در شرایطی می‌تواند اعتماد به نفس داشته باشد که ببیند می‌تواند به تنهایی کارهایی را انجام دهد و این در شرایطی است که شما به او میدان عمل بدهید. این میدان عمل در سنین مختلف با توجه به شرایط سنی فرزندتان باید متفاوت باشد و از افراط و تفریط در آن بپرهیزید.

اگر فرزند شما اعتماد به نفس خوبی داشته باشد، می‌تواند ارتباطات موثری با هم سن و سالان خود برقرار سازد، بدون چون و چرا تسلیم نمی‌شود و مهارت «نه» گفتن را آموخته است. یک فرزند نمونه در ارتباط برقرار کردن با دیگران دچار مشکل نیست و براحتی می‌تواند برای خود دوست پیدا کند و در گزینش دوستان خود نیز دقت دارد. این اتفاق وقتی می‌افتد که والدین بدون امر و نهی درباره انتخاب دوستان یا ایراد گرفتن از دوستان فرزندشان به او شناخت بدهند و ارزیابی و قضاوت صحیح راجع به انسان‌ها را به او بیاموزند. برقراری ارتباط با همسالان، یکی از خصوصیات مهم در فرزند شماست که نشان‌دهنده رشد روحی و ذهنی اوست. گاهی انسان‌های بالغ در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشکلند که تماما ریشه در کودکی آنها دارد.

یک فرزند با اعتماد به نفس شناخت مناسبی از خود دارد و هدف‌دار است؛ او می‌داند که چه می‌خواهد و به دنبال چیست.

مودب و خوش رفتار

فرزند نمونه، مودب است. این مودب بودن به معنای بزرگ‌تر از سن بودن نیست. بچه‌ها در سنین پایین باید جنب و جوش داشته باشند و این جنب و جوش نشانه بی‌ادبی نیست. بچه‌ها با توجه به سنی که دارند، باید رفتاری متناسب از خود نشان دهند. گاهی ما بچه‌های خود را مجبور به بروز رفتارهای بزرگ‌تر از سنشان می‌کنیم که این کار ممکن است آسیب‌های روحی به آنها بزند. ادب نیز باید حد و حدود داشته باشد گاهی اینقدر درگیر رفتارهای مودبانه می‌شویم که صمیمیت را بین خود و فرزندمان از بین می‌بریم. گاهی نیز آنقدر یاد دادن ادب به فرزندمان را فراموش می‌کنیم که وقتی فرزندمان در جمع است، دائما نگران رفتارهای او هستیم.

گفتار خوب و پسندیده و متناسب سن نیز یکی از نماد‌های مودب بودن است. فرزند شما نباید بیش از اندازه ساکت یا حراف باشد. بچه‌ها باید نهایتا تا سه چهار سالگی بتوانند حرف بزنند و منظور خود را بیان کنند. سکوت بیش از حد در بچه‌ها می‌تواند نشانه‌ای از اختلالات روانی در آنها باشد.

از ادب که بگذریم، یک فرزند نمونه باید گذشت و مهربانی را نیز فرا بگیرد او باید بتواند با افراد دیگر مهربان باشد و همیاری و کمک به دیگران را بیاموزد. همچنین یاد بگیرد که گاهی از حق خود بگذرد. یک فرزند نمونه باید بتواند حق خود را نیز بستاند و با گذشت بودنش مانع گرفتن حقش از دیگران نشود. از طرفی او باید توانایی این را داشته باشد که بدون آسیب زدن به دیگران، حق خود را بگیرد.

یک فرزند نمونه باید خصوصیات جنسیتی مناسب با جنس خودش را نیز داشته باشد. یادگیری خصوصیات جنسیتی از همان ابتدای زندگی آغاز می‌شود و تا پایان ادامه دارد. پدر و مادر با توجه به این که فرزندشان پسر باشد یا دختر، رفتار متفاوتی با او دارند. والدین باید در نظر داشته باشند که گرچه رفتار با هر جنس خصوصیات خاص خودش را دارد ولی نباید این رفتارها برای دختران یا پسران محدودیتی ایجاد کند. شما به پسر و دخترتان باید به یک اندازه میدان عمل بدهید و نگذارید ‌در محدودیت‌های جنسیتی استعدادهای فرزندانتان بالقوه بماند.

قدردان و متشکر

یک فرزند نمونه، فرزندی است که زحمات پدر و مادر خود را ببیند و قدردان آنها باشد. امروزه بیشتر بچه‌ها والدین را به شکل یک ابزار برای برآورده کردن خواسته‌های خود می‌بینند و خوب است بدانید که این طرز فکر به خاطر برخورد والدین با بچه‌ها به وجود آمده است. وقتی ما وظیفه خود بدانیم که هر چه بچه‌ها می‌خواهند، برایشان فراهم کنیم؛ ناخودآگاه به آنها همین امر را القا می‌کنیم که ما اینجاییم تا نیازهای شما را برآورده سازیم. اگر صرفا به نیازهای مادی او توجه کنید و دنبال فراهم کردن هر آنچه او می‌خواهد باشید و تربیت او را فراموش کنید و همه وقت خود را برای ایجاد امکانات برای او صرف کنید، آن وقت فرزند شما یادش می‌رود که شما پدر یا مادر او هستید و فکر می‌کند که شما تنها وسیله فراهم کردن نیازهای مادی او هستید و همچنین لزوما با ایجاد امکانات، فرزند شما موفق نخواهد شد. حتما بسیاری از پدر و مادرها را دیده‌اید که وقتی فرزندشان در زندگی شکست می‌خورد یا درگیر دام‌هایی مثل اعتیاد می‌شود، به او سرکوفت می‌زنند که ما هرچه می‌خواستی، برایت فراهم کردیم.

ما با رفتارمان باید به بچه‌ها بفهمانیم که والدین برای رشد جسمی و روحی‌شان هستند تا آنها را آنقدر قوی و توانا بار بیاورند تا به هر آنچه می‌خواهند، خودشان دست یابند. با این طرز فکر فرزند شما وقتی به توانایی‌های جسمی و روحی خود می‌نگرد و می‌بیند که با کمک شما رشد کرده، قدر شما را خواهد دانست و از شما به خاطر زحماتتان متشکر خواهد بود. حتی فهمیدن ارزش پدر و مادر و روحیه قدردان داشتن را باید به فرزندتان یاد بدهید؛ اگر فرزندی نمونه می‌خواهید.

حدیث‌السادات میرزایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها