دغدغه‌های دوران سالمندی

کد خبر: ۴۱۵۵۱۱

مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی که سال گذشته در این خصوص منتشر کرد پدیده سالمندی را در 2 دهه آینده یکی از مسائل جدی کشور دانسته است.

چتر کوچکی به نام بیمه

بیمه یکی از تسهیلاتی است که در کشورهای توسعه‌یافته شاخص رفاه برای سالمندان به شمار می‌رود و خدمات و پوشش گسترده‌ای را شامل می‌شود. در کشورهای در حال توسعه نیز سعی می‌شود‌ خدمات حد اقل‌ اما فراگیری برای سالمندان فراهم شود.

طبق پژوهش‌های مجلس هم اکنون حدود 9 میلیون شاغل در کشور بیمه نیستند که در دوره سالمندی خود و همسرانشان نیازمند کمک دولت خواهند بود. حال آن که امروز که آمار سالمندان کمتر از این تعداد است و درصد اندکی از آنان نیازمند حمایت هستند چتر حمایتی دولت برای همه آنان جا ندارد به نحوی که 25 درصد از جمعیت 5 میلیون نفری سالمندان کشور تحت پوشش هیچ بیمه‌ای نیستند.سازمان بهزیستی نیز اعلام کرده است‌سال 2050 میلادی جمعیت سالمند کشور به 25 میلیون نفر می‌رسد.

اما اکنون تنها حدود 3 میلیون نفر از سالمندان تحت پوشش یکی از سازمان‌های بیمه‌ای یا حمایتی هستند، یک میلیون و 300 هزار نفر تحت پوشش کمیته امداد، یک میلیون و 600 هزار نفر تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی و بازنشستگی و حدود 100 هزار سالمند نیز در 250 مرکز نگهداری تحت پوشش بهزیستی زندگی می‌کنند.

اگر روند پوشش‌های بیمه‌ای و حمایتی جامعه در مورد سالمندان به همین شکل تداوم پیدا کند انفجار جمعیت سالمندان که دو تا سه دهه دیگر شاهد آن خواهیم بود به تایید گزارش مجلس شورای اسلامی، مشکلی جدی برای کشور پدید خواهد آورد.

متخصصان سالمندی

شاید اگر با دیدی اقتصادی و سرمایه‌گذارانه به ماجرا نگاه کنیم متوجه شویم خدماتی که از الان باید به فکر آن باشیم وقتی به سطحی قابل قبول می‌رسند مشتریانی پرو پا قرص خواهند داشت. توسعه خانه‌های رفاه سالمندان، شهرک‌های تفریحی سالمندی، خانه‌های اقامتی سالمندان‏، کلینیک‌های تخصصی سالمندان ‏، متخصصان زیبایی جهت خدمات جوانسازی ‏، متخصصان تربیت بدنی سالمندان، روان‌شناسان سالمند و خیلی از رشته‌های مورد نیاز دیگر که با کمی فکر کردن به آن می‌شود پیش‌بینی کرد نیاز امروز و فردای جامعه ما‌ست. چیزی که برای داشتن آن در یک یا 2 دهه بعد از هم‌اکنون باید سرمایه‌گذاری کرد. اما متاسفانه باید گفت روند تربیت متخصص برای سالمندان کندتر از چیزی است که نیاز کشور طلب می‌کند.

حتما هریک از شما که سالمندی در خانواده دارید و یک بار پایتان به بیمارستان کشیده شده است شاهد این بوده‌اید خدماتی که به یک سالمند ارائه می‌شود هیچ فرقی با دیگران ندارد و اگر تفاوتی قائل شوند از بعد انسانی است نه تخصصی و قراردادی.

خدمات بهداشتی

ضرورت داشتن کسانی برای کمک در حرکت برای سالمندان بیش از دیگران است. محدودیت‌های حسی ـ حرکتی و تغذیه‌ای و ادراکی که برخی سالمندان دارند موقعیت آنان را خاص‌تر می‌کند. بستری شدن یک سالمند در صورت عدم رسیدگی موثر، هر روز او را یک گام به سمت نابودی سوق می‌دهد و وی را در معرض انواع آسیب‌ها مثل مشکلات ریوی، زخم بستر، پوکی استخوان، مشکلات کلیوی و... قرار می‌دهد اما به یک سالمند همان خدمات دوره‌ای پزشکی داده می‌شود که به یک بیمار جوان که در کنار تخت او خفته است.مشکلات روحی ـ روانی سالمندان نیز اغلب نادیده گرفته می‌شود.

تمام اینها به دلیل کمبود متخصص طب سالمندی، پرستار سالمند دوره دیده و روان‌شناس خاص سالمندان است.

به گواه عضو کمیته کشوری طب سالمندی، تعداد متخصصان طب سالمندی در کشور به انگشتان دست هم نمی‌رسد. سیدرضا اسحاقی در گفت‌وگویی تغییر مدیریت‌ها را عامل طولانی شدن طرح بسته خدماتی سالمندان دانسته و گفته است بسته خدماتی سالمندان در خانه‌های بهداشت و درمان، مراکز بهداشت و بیمارستان‌ها به صورت سلسله مراتبی در حال اجراست، اما اجرای کامل این بسته‌های خدماتی نیاز به تکنولوژی و پرستار یا پزشک دارد و از همین رو هزینه‌بر بوده و در این راستا تاکنون ضعیف عمل شده است.

وی جمعیت کنونی سالمندان را نزدیک به 8 میلیون نفر ذکر می‌کند که نزدیک به 40 تا 50 درصد از سالمندان با چند بیماری دست و پنجه نرم می‌کنند.

تعداد سالمند سالم نسبت به سالمند بیمار بسیار کم است و اکثر سالمندان بین سه تا پنج قلم دارو مصرف می‌کنند.

اقتصاد سالمندان

اگر قرار است ما عمر طولانی داشته باشیم و معنایش این باشد که سال‌های بیشتری با بیماری‌هایمان سر کنیم پس باید منابع درآمدی خوب یا بیمه‌های تکمیلی فراگیری داشته باشیم اما سالمندان ما کدامیک را در اختیار دارند ؟ تقریبا هیچ کدام !

به گواه مرکز تحقیقات مجلس، امکانات مراقبتی و پزشکی ویژه سالمندان در کشور ما بسیار اندک و اغلب گران است. بخش عمده‌ای از این خدمات در تعهد صندوق‌های بیمه نیست و نهادهای حمایتی هم فقط از کسانی که نیاز اقتصادی آنان احراز شود، در حد اعتباراتشان حمایت می‌کنند. این در حالی است که طبق برخی بررسی‌ها بیش از نیمی از زنان سالمند و حدود یک چهارم مردان سالمند از نظر اقتصادی به اطرافیان خود وابسته هستند.

دستگاه‌های اجرایی و نهادهای مسوول و مرتبط با سالمندان از جمله وزارتخانه‌های بهداشت، رفاه و تامین اجتماعی و سازمان‌های تابعه آن در حد وظایف جاری خود و اعتبارات تخصیص یافته اقداماتی را در زمینه حمایت از سالمندان انجام می‌دهند اما این اقدامات کافی به نظر نمی‌رسد. زیرا حل مساله سالمندی به عنوان مساله‌ای که هم اکنون آثار آن مشهود است و در آینده شدت بیشتری خواهد یافت، نیازمند مسوولیت‌‌پذیری و همکاری تعداد بیشتری از دستگاه‌های اجرایی و نهادهای عمومی است. بخصوص، وظایف و اقداماتی که در آیین‌نامه تشکیل شورای ملی سالمندان بیان شده، نیازمند توجه بیشتری از سوی دستگاه‌های ذی‌ربط است.

نکته دیگر این است که به اقتصاد سالمندی با نگاه دیگری بیندیشیم.

نگاهی دیگر به بازنشستگی

آیا سالمندان بیکاری که وجود دارند هیچ کار مولدی نمی‌توانند انجام دهند ؟ کاری که با سرمایه‌گذاری صندوق‌های بازنشستگی صورت گیرد و برای سالمندان باشد یا سرمایه‌گذاران دیگر در آن دخیل باشند. قرار دادن سالمندان در کنار نیروهای تازه نفس یا کار آموزان دبیرستانی و دانشگاهی می‌تواند پروژه‌های بزرگ کار آفرینی را رشد و گسترش دهد.

سالمند در آستانه بازنشستگی کسی است که مغزی فعال و با تجربه و جسمی ضعیف دارد. اقتصادی‌ترین کاری که می‌توان کرد این است که از فکر او کمک بگیریم و دستان او را استراحت بدهیم. برای پیاده‌سازی چنین پروژه‌ای، کشورهای توسعه‌یافته شیوه‌های جدید بازنشستگی را می‌آزمایند که هم به توان تجربی و علمی کشور کمک می‌کند و هم به اقتصاد سالمندان. آنان تا پایان عمر حق رای دارند و فکر می‌کنند و سهم خود را از جامعه مطالبه می‌کنند پس چه بهتر که در بازی اقتصاد جامعه به نوعی شرکت داده شوند.

نمونه این نوع بازنشستگی در فرانسه، بازنشستگی گام به گام نامیده می‌شود. یکی از سازمان‌های استخدامی این کشور، این کار را مقرون به صرفه دانسته، برنامه‌ای برای بازنشستگی کارکنان توصیه می‌کند که طبق آن، ساعات کار کارکنانی که به سن بازنشستگی نزدیک شده‌اند، بتدریج کاهش یابد و حقوق آنان نیز درصدی کمتر شود؛ به گونه‌ای که در 64 سالگی یعنی ظرف 5 سال ساعت کار به 50 درصد برسد و حقوق 25 درصد کاهش یابد و وقتی شخص کاملا بازنشسته می‌شود، حقوق او 70 درصد متوسط بالاترین حقوق‌هایی است که در عرض 10 سال دریافت داشته است.نحوه دیگر کاهش روزهای کاری در هفته است و در 6 ماه آخر کار شاغل در آستانه بازنشستگی فقط نقش مشاور را در سازمان ایفا می‌کند. با این شیوه بازنشستگی دیگر ضربه روحی برای کارکنان به حساب نمی‌آید و بازنشسته این فرصت را دارد که طی 10 سال آخر‌کار خود پایگاه شغلی دیگری در جامعه برای خود به دست آورد یا کار شخصی و آزادی را شروع کند و از وقت‌های آزاد خود برای این کار استفاده کند. شاید با مطالعه بیشتر، کارهایی از این قبیل در سیستم بازنشستگی کشورمان نیز قابل اجرا باشد. از سوی دیگر، می‌توان سیستم کار آموزی را برای کسانی که قرار است به جای این افراد قرار گیرند همزمان با کاهش ساعت کاری آنان آغاز کرد.

به هر حال شواهد نشان می‌دهد یکباره خارج کردن هزاران نیروی فعال و با تجربه به عنوان بازنشسته اگر امروز امکان دارد تا دو سه دهه دیگر کاری عملی نخواهد بود و شیوه‌های دیگر را از امروز باید آزمود تا سال‌های آینده بتوان به شکل گسترده از آن استفاده کرد.

زهره زیارتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها