بنابراین باز هم بخشی از مبلغ مورد نظر خود را به طور رسمی و بخش دیگری را به اصطلاح به طور زیرمیزی دریافت میکند که همین پنهانکاریها، سرآغازی بر زدوبندها، فساد مالی و اصطلاحا بخوربخورهاست. کشوری که چهرههایی نظیر کریمی، باقری، دایی و نکونام را به جهان فوتبال معرفی کرده، نشان داده است دارای استعدادهایی شاخص و بینالمللی است که ارزش دریافت ارقام میلیاردی را دارند. همان استعدادهایی که هنوز به وفور در کشورمان وجود دارند ولی به دلیل آنکه اغلب مدیران و مربیان ما تبدیل به افرادی صرفا پول پخشکن شدهاند، راه را برای تکرار موفقیتهای اسلاف خود باز نمیکنند. با این استدلال، معتقدم ارزش واقعی بازیکنان ممتاز ایرانی در سطح بازیکنان زبده اروپایی است، ولی نپرداختن چنین دستمزدهایی به بازیکنان شایسته، منحصربه فوتبال ایران نیست. همانطور که عنوان شد، تعیین سقف قرارداد به میزان 350 میلیون تومان، تنها به عنوان راهی برای مبارزه با فساد مالی و کوتاه شدن نسبی دست دلالها به کار گرفته شده است، در حالیکه متاسفانه کسی حاضر نیست راه درست مبارزه با فساد را طی کند و با ورود صحیح به مجاری حرفهای فوتبال، راه هرگونه سوءاستفاده را به طور خودکار (و نه دستوری) مسدود سازد. وقتی بازیکنی به من میگوید که از مبلغ 150 میلیون تومانی قراردادش تنها 70 میلیون تومان دریافتیاش بوده است، چگونه میتوان ایجاد سقف قرارداد را اقدامی موثر و مفید برای از بین بردن دلالسازی تلقی کرد، در حالیکه در دیگر نقاط جهان فوتبال، حداکثر 20 درصد پول پرداختی تحت عناوین مشروعی مثل مالیات، مدیر برنامهها و... از دریافتی خالص بازیکن کسر میشود. پس باید دست دلالها را کوتاه کرد.
بهمن فروتن / رئیس هیات مدیره کانون مربیان فوتبال ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم