نگاهی به مشکلات زوجهای جوانی

که فاقد مسکن هستند هر ساله بعد از آغاز سال نو افزایش قیمتها یک اتفاق طبیعی تلقی می شود و در این میان نیز افزایش قیمت مسکن و اجاره خانه یکی از معضلهای اساسی در میان جوانان مطرح می شود.
کد خبر: ۴۱۴۹۷

همین عامل باعث به وجود آمدن یکی از مشکلات جوانانی است که هنوز سرپناهی برای آغاز زندگی خود فراهم نکرده اند و این مشکل هر ساله با افزایش قیمت اجاره بها برای آنها بیشتر می شود. طبق آمار ارائه شده ، افزایش اجاره بهای هر خانه چیزی حدود 5درصد است.
در حالی که منابع غیررسمی اعلام می کنند افزایش اجاره بها و قیمت مسکن چیزی حدود 20 درصد است ؛ این در حالی است که حقوق کارمندان و افراد شاغل با توجه به رشد 15درصدی تورم افزایش ناچیزی دارند و همین عامل باعث می شود تا در تشکیل خانواده دچار مشکل شوند.

تاملی در مناسبات درونی خانواده های مختلف در گوشه و کنار شهر
زوجهای عقدکرده ای هستند که همچنان جدا از هم و در کنار خانواده خود زندگی می کنند. آنان که بیشتر دانشجو یا فارغ التحصیل یا شاغل هستند و جویای درآمدی مناسب برای مستقل بودن ، گاهی تا 2 یا 3 سال بدون هیچ برنامه ای در کنار خانواده های خود می مانند.
سیاوش کریمی ، 29 ساله و دانشجوی پزشکی می گوید: «یک سال است که عقد کرده ایم ، ولی هر کدام در خانه پدری خود زندگی می کنیم.
راستش شرایط خیلی سختی است. هنوز یک سال مانده تا درسم تمام شود و از سوی دیگر سربازی هم نرفته ام. پزشکی عمومی شغل پردرآمدی نیست ، ولی ما امیدواریم تا ببینیم چه پیش می آید.»
کارشناسان امور اقتصادی در تایید مشکل مسکن برای زوجهای جوان به برخی از تسهیلاتی اشاره می کنند که از سوی مراکز و بخشهای دولتی در اختیار جوانان قرار گرفته است ، به طور مثال وام ازدواج و یا وام مسکن جوانان.
اما همین کارشناسان در ادامه سخن خود اضافه می کنند چنین تسهیلاتی عملا نمی تواند گره گشای مشکل جوانان باشد یا اگر هست گروهی بسیار معدود را دربرمی گیرد و پاسخگوی بخش اعظم نیازمندان نیست ؛ البته شهرداری تهران بتازگی اعلام کرده که بزودی به زوجهای جوان وام 30 ماهه بدون بهره و کارمزد می دهد.
آسیب شناسان اجتماعی معتقدند جوانانی که عقد کرده هستند ولی خانه ای برای اسکان شخصی خود ندارند، با مشکلات ویژه ای دست و پنجه نرم می کنند. یکی از این مشکلات دخالت خانواده هاست.
شیوا محبی ، 25 ساله و دانشجوی مددکاری اجتماعی می گوید: 6 ماه است عقد کرده ایم ، ولی شاید فقط 10 بار به خانه مادرشوهرم رفتم.
می دانید حوصله زخم زبان و درگیری ندارم. همه اش می گوید «به پسرم گفتم وقتی وضع مالی ات خوب شد زن بگیر ولی عاشق شد.» برای همین شوهرم بیشتر خانه ما می آید؛ ولی مثل این که اینجا هم راحت نیست.
ولی چکار می شود کرد؛ پول نداریم تا خانه ای مستقل اجاره کنیم. از دیگر مشکلات این قشر از جوانان ، درگیری های عاطفی و بحران هایی است که آنان را در بر می گیرد.
به طور مثال بلاتکلیفی و معلق بودن شرایط زندگی باعث ایجاد دلهره ، اضطراب و تنش میان آنان می شود و چه بسا گرفتاری های خرد یا کلانی را به وجود می آورد.
سینا محمدی ، 30 ساله و کارمند می گوید: 2 سال است عقد کرده هستیم ، ولی چون نتوانستیم سر خانه و زندگی خودمان برویم ، اختلافاتمان شروع شد و الان به جایی رسیدیم که تصمیم به جدایی داریم.
همسرم می گوید تو قول دادی 6 ماهه خانه ای اجاره کنی و الان 2 سال گذشته و خبری نیست. البته حق هم دارد ولی نمی توانم ، چکار کنم؛!
طبق آمار ارائه شده از سوی اداره آمار ایران می توان مشاهده کرد که اجاره بها و پول ودیعه در شهر تهران به ازای یک مترمربع در سالهای 79، 80 و 81 از رشد زیادی برخوردار بوده است ؛ به طور مثال در سال 79 اجاره بها عبارت است از متری 7595 ریال ، در سال 80 متری 10471 ریال و در سال 81 متری 13640 ریال بوده است.
البته آمارهای غیر رسمی رقمی بالاتر از این ارقام را نشان می دهد. بی کاری و یا کار بدون بهره کافی مالی یکی از عوامل مهم عدم تهیه مسکن از سوی جوانان است. زمانی که اعلام می شود بهمن ماه سال 1381، 9/13 درصد از جوانان جویای کار هستند، دیگر چه انتظاری در خصوص تهیه مسکن آنان می توان داشت.
رضا سیاری ، 29ساله می گوید: از این شرکت به آن شرکت ، یک کار ثابت و محکم وجود ندارد. همه چیز به مویی بند است . نه وضعیت خودم مشخص است و نه زندگی ام.
توی این موقعیت هم عقد کردیم و مشکلمان چند برابر شده ؛ ولی من همچنان دنبال کار هستم و امیدوارم به نتیجه برسم ، همسرم از تلاش بی وقفه من با خبر است و حتی دلش به حالم می سوزد؛ ولی هر چه می دویم و پول پیش را به رقمی می رسانیم ، پول پیش خانه مورد نظر بالاتر رفته است.
آسیب شناسان معتقدند در این شرایط نمی توان از خانواده های جوانان نیز انتظار داشت ، زیرا شرایط سخت اقتصادی توان تامین هزینه زندگی برای والدین را نیز مشکل کرده است چه برسد رسیدگی به زندگی فرزندان.
جواد معینی ، 50 ساله می گوید: دخترم عقد کرده است. تقریبا یک سال و 2 ماه می شود، ولی هنوز سر خانه خودش نرفته.
من خیلی هنر کردم یک جهیزیه آبرومند برای دخترم تهیه کردم. پدر دامادم هم فوت کرده و این پسر خرج خانواده اش را هم می دهد. برای همین این دو بچه باید صبر کنند تا شرایطشان فراهم شود. حالا کی؛ خدا می داند.
متاسفانه انتظار و توقع این نسل هم بالا رفته است. خود ما با یک دو اتاقی که آشپزخانه زیر پله داشت شروع کردیم. اما جوانهای این دوره اهل این حرفها نیستند.
بحث رسم و رسومات موجود نیز در مشکل ساختن شرایط زندگی جوانان تاثیر دارد. به طور مثال وقتی شرایط سنگینی برای مراسم عروسی تعیین می شود، جوان عملا تمام سرمایه خودش را به پای آن می گذارد و برای اجاره خانه آهی در بساط نمی ماند.
مخارج سنگین عروسی ، جهیزیه سنگین تدارک دیدن و انواع و اقسام چشم وهمچشمی ها از آن دسته رسوماتی است که برای جوانان مشکل ایجاد می کند.
ستاره کرمانی پور، 22 ساله می گوید: 3 ماه است که نامزد هستیم ، ولی معلوم نیست چه زمانی خانه خودمان برویم.
خانواده من از همسرم می خواهند که مراسم عروسی شایسته ای تهیه ببیند و برای او که دانشجوی کارشناسی ارشد است و در شرکتی پاره وقت کار می کند، کمی سخت است. حالا نمی دانم چکار باید انجام دهیم.
با تمامی این گفته ها نمی توان خانواده هایی را نادیده گرفت که از لحاظ امکانات اولیه فرزندانشان را کمک می کنند. این دسته از خانواده ها که توانایی این کار را دارند، با کمک به فرزندانشان خیلی از مشکلات آنان را رفع می کنند.
جامعه شناسان اجتماعی معتقدند این خانواده ها به 2دسته تقسیم می شوند؛ گروه اول کسانی هستند که از هر نظر فرزندان خود را تامین می کنند که این کار از بعضی لحاظ می تواند حس مسوولیت پذیری را از جوانان بگیرد و گروه دوم خانواده هایی هستند که توانایی کمک کردن به فرزندان را دارند، ولی معتقدند خودشان باید هر آنچه می خواهند به دست آورند و برای همین تا آنجا که ممکن است از کمکهای مستقیم جلوگیری می کنند و بیشتر به حمایت های غیرمستقیم تن درمی دهند.
کاوه میرزایی ، 25ساله و دانشجوی معدن جزو این دسته از جوانان است. او در این خصوص می گوید: پدرم پولدار است ؛ اما من هیچ وقت حس نکردم یک پدر پولدار دارم. همیشه خودم دستم توی جیبم بود و از همان بچگی کار می کردم و هیچ وقت ازش پولی نخواستم.
اما حالا هم که قرار است ازدواج کنم و یک سال عقدکرده هستم و می داند کارم دچار مشکل شده و نمی توانم خانه ای رهن یا اجاره کنم ، حاضر نیست به من کمک کند. به نظر من این دیگر ساختن بچه نیست.
از دست پدرم خیلی ناراحتم و می دانم از اول هیچ انتظاری نباید داشته باشم ، چون در هر حال کمکی به من نمی کند و اگر هم بخواهد بکند من دیگر نمی خواهم. در هر حال نمی توان از این نکته چشم پوشید که مساله جوانان ، مساله ای است که به خیلی چیزها مرتبط است.
به طور مثال جوانان درگیر مسائلی چون اشتغال ، تحصیل ، مسکن و تامین مخارج روزمره زندگی هستند و باید برای آنان راه حلی اندیشید؛ چراکه با گذر زمان و عدم ارائه راه حلی درست مشکل جوانان همچنان باقی می ماند و تبدیل به بحران می شود؛ بحرانی که چاره جویی درباره آن وقتی کاملا حاد شده ، بیهوده است.

آتوسا پاکزاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها