این درست است که پدرت به خاطر مسائل سیاسی به فرانسه رفت؟
بله، او از پرتغال به فرانسه مهاجرت کرد، چون زمانی مردان جوان را برای جنگ از این کشور به آنگولا میفرستادند و پدرم از کشور فرار کرد و به فرانسه رفت تا در کنار عمویم زندگی کند و همانجا تشکیل خانواده داد.
بعضیها میگویند تیم مورد علاقهات در دوره جوانی رئال مادریـــد بود و حتی با پیراهن این تیم عکسهای زیادی داری...
بله. من از بازی این تیم خیلی هیجانزده میشدم و خیلی خوششانس بودم که در سال 2000 آنها پیشنهاد خوبی بهمن دادند. البته من لندن را برای زندگی انتخاب کردم. ونگر هم چند جلسه با من داشت و مرا قانع کرد به آرسنال بروم. در آنجا من شانس بیشتری برای بازی داشتم، هر چند مادرید باشگاه بزرگی است، اما به هر حال سرنوشت من این بود.
خیلیها معتقدند به خاطر مشکلی که با مربی مارسی سال 1999 پیدا کرده بودی تیم را ترک کردی؟
ما در آن فصل تنها یک امتیاز با بوردو فاصله داشتیم و در بازی فینال جام یوفا هم به رم باختیم. برای یک تیم امکان برد و باخت وجود دارد، اما ما در آن فصل همه چیز را باختیم. ما در پیش فصل تغییرات زیادی داشتیم و همین موضوع به تیم ما ضربه زد. ما با اختلاف کمی قهرمانی را به بوردو دادیم و این برای من غیرقابل قبول بود، اما اینکه بخواهم به شکل انفرادی با مربی درگیر شده و اختلاف داشته باشم اصلا چنین چیزی وجود نداشت.
بعضیها میگفتند چند ماه اول از اینکه به آرسنال پیوستی پشیمان بودی و بعد به مرور با شرایط بازی کنار آمدی.
یادم هست اولین دیداری که در ترکیب بودم ونگر به من گفت: «میخواهم تو را روی نیمکت بگذارم تا ببینی بازی انگلیسی چطور است» حدود 20 دقیقه از بازی گذشته بود که من با خودم فکر کردم اصلا من اینجا چکار میکنم و چرا اینقدر سبک بازی اینها با فرانسه متفاوت است. نه اینکه بخواهم ترسیده باشم، اما میدیدم که باید شیوه بازیام را به شکل اساسی تغییر بدهم. انگلیسیها خیلی فیزیکی بازی میکردند.
برخی هواداران هنوز از باخت فینال جام حذفی مقابل لیورپول سال 2001 ناراحت هستند و تصور میکنند جام از آرسنال دزدیده شد. از آن بازی چه خاطرهای داری؟
آن بازی سختی بود و گرچه در هر بازی امکان باخت وجود دارد، اما ما خیلی بد بازی را باختیم. به هر حال باید به باخت هم عادت کرد و پس از آن به روزهای بهتر و بردهای شیرین فکر کرد. اما فکر نمیکنم آنها جام را از ما دزدیده باشند. موضوع خیلی ساده بود. ما از فرصتهایمان استفاده نکردیم و آنها بازی را بردند.
آخرین بازیات برای آرسنال در فینال لیگ قهرمانان سال 2006 بود که پس از تنها 18 دقیقه بازی به خاطر اخراج ینس لمن از بازی بیرون آمدی. از این موضوع چه احساسی داشتی؟
اتفاقی که در فینال رخ داد، واقعا مرا ناراحت کرد. این تعویض برای من پایان کار بود و تصمیمم را گرفتم. میدانستم پس از آن کارت قرمز، یک بازیکن باید از زمین بیرون برود اما نمیدانستم آن یک نفر من هستم و وقتی شمارهام را روی تابلو دیدم همه چیز تمام شد. در آن لحظه میخواستم ینس لمن را بکشم! آن لحظه تعویض بدترین لحظه زندگیام بود.
وقتی به اسپانیا رفتی 32 سال داشتی. فکر میکردی 4سال آنجا بازی کنی و بعد به آستونویلا بیایی؟
برای من هیچ چیز عوض نشده و من هنوز همان بازیکن سرحال هستم، هر چند مدتی را برای مصدومیت بیرون بودم، ولی در 37 سالگی بازی در لیگ برتر واقعا مشکل است.
ورلد ساکر / مترجم: امیررضا نوریزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم