افشاگری های تازه از زبان زندانیان آزاد شده ابوغریب
جام جم آنلاین: روزنامه واشنگتن پست در شماره روز جمعه 21 مه عکس های تازه از شکنجه و تحقیر زندانیان عراقی توسط نظامیان امریکایی در زندان ابوغریب و نیز خلاصه اظهارات تعدادی از زندانیان عراقی
کد خبر: ۴۱۴۷۴
که به قید سوگند گفته بودند را منتشر کرد که به این رسوایی ننگین در ایالات متحده دامن زد.
عکس ها از میان صدها کلیشه و نوارهای کوتاه ویدئویی انتخاب شده اندکه واشنگتن پست خاطرنشان می کند که این عکس ها را پنتاگون در روز 12 مه به سناتورها و نمایندگان کنگره نشان داده بود. واشنگتن پست می افزاید: خشونت ، تنوع روشهای به کار گرفته علیه زندانیان در اماکن مختلف ، سلول ها ، اتاقک های دوش و راهروهای زندان ابوغریب فراتر از آن چیزی هستند که می توان تصور کرد.
در یکی از نوارهای ویدئویی یک زندانی مشاهده می شود که به میله در یک سلول دست بند زده شده است. او سرش را به شیوه ای مکرر به میله آهنی می کوبد. خون از سرش سرازیر شده و سرانجام بیهوش در مقابل چکمه های فردی می افتد که از این صحنه فیلم برداری می کرد.
همچنین اظهارات برخی از زندانیان آزاد شده از زندان ابوغریب را واشنگتن پست منتشر کرده که کاملا با عکس ها ، فیلم ها و اخباری که به بیرون از زندان ابوغریب درز کرده اند ، مطابقت دارد. قاسم مهادی هیلاس یکی از این زندانیان تایید می کند شاهد تجاوز جنسی یک مترجم ارتش امریکا به یک نوجوان بوده در حالی که یک زن سرباز از این صحنه شنیع عکس می گرفته است.
وی می گوید: در عین حال شاهد تجاوز گروهبان چارلز گارنر که هم اکنون در انتظار محاکمه نظامی به سر می برد به یک زندانی بوده است.
مهند جمعه شهادت داد که به محض ورود به زندان ابوغریب وی را عریان کرده و مدت 6 روز به همان حال نگه داشتند. یک روز سربازان یک پدر و پسر که کیسه به سرشان بود را به سلولش آوردند و آنها را عریان کردند و سپس کسیه ها را از سرشان برداشتند. وقتی پسر بدن برهنه پدرش را دید به گریه افتاد. مهند می افزاید ، گروهبان چارلز گارنر معمولا غذای زندانیان را داخل کاسه توالت ها می انداخت و به زندانی می گفت «بخور». امین سعید آل شیخ می گوید: آنها مرا برهنه کردند سپس یکی از آنها مرا در وضعیت شرم آوری قرار داد و گفت: به من تجاوز می کند و یک زن از این صحنه عکس برداری می کرد.
حیدر صابر عابد مکتوب العبودی گفت آنها ما را عریان کردند و وادار می کردند مانند سگ روی زمین چهار دست و پا حرکت کرده و مانند سگ عوعو کنیم. اگر این کار را نمی کردیم آنها بی رحمانه به سر و صورت و سینه ما با باتون ضربه می زدند. سپس ما را عریان به سلول ها بازگردانده بر کف زمین آب می ریختند و ما را مجبور می کرد روی شکم بر کف سلول دراز بکشیم و از این صحنه ها عکس می گرفتند.