مردامریکایی جان خود را بر سراعتراض به چاقی همسرش گذاشت
ماجرای یک قتل عجیب در ایالت تگزاس
کد خبر: ۴۱۴۷
آن شب پس از شام ، جب به همسرش ماریون درباره افزایش وزنش هشدار داد و به او گفت : خیلی چاق شده ای ماریون با حالت عصبی گفت : خودم می دانم ،135 کیلو وزن ، اذیتم می کند. اما تو نباید مرا سرزنش کنی جب که احساس می کرد در حرف زدن کمی بی احتیاطی کرده ، ماریون را به آرامش دعوت کرد، اما ماریون مسلسل وار به حرفش ادامه می داد و جب را به خاطر جمله ای که به زبان آورده بود، آماج حمله قرار می داد و جب از آنجا که می دانست ماریون خیلی زود عصبی می شود، ترجیح داد سکوت کند تا بلکه ماریون آرام گیرد به همین منظور او نیز شام را ترک کرد.شب از نیمه گذشته بود و با وجودی که جب خیلی زود به خواب رفت ، اما ماریون از سرزنشی که به خاطر زیادی وزنش شده بود، همچنان بیدار بود و عصبانیت و خشم ، خواب را از چشمانش ربوده بود مدام راه می رفت و زیرلب غرولند می کرد و هر لحظه که جمله جب را مرور می کرد، برافروخته تر می شد ناگهان تصمیم خطرناکی گرفت به سوی میز جب حرکت کرد کشوی میز او را گشود و اسلحه کالیبر38 او را لمس کرد سردی و سنگینی اسلحه دستان ماریون را لرزاند، اما خشم او را برای انتقام خونین وسوسه می کرد به سوی اتاق خواب به راه افتادخون در رگهایش به دوران افتاده بود احساس می کرد سرش داغ شده و خون ، چشمان او را پر کرده است جب آرام خوابیده بود، اما ناگهان سایه سنگینی را بر روی خود احساس کرد. همین که چشمانش را گشود، ماریون را دید که با اسلحه سر او را نشانه گرفته است ترس ، زبان او را بند آورده بود دستانش را بالا آورد تا از ماریون کمک بخواهد اما ماریون ماشه اسلحه را چکاند، خون بر سر و رویش پاشید دقایقی مات و مبهوت در حالی که اسلحه به دستانش چسبیده بود، به جب نگریست . ترس و وحشت سراسر وجودش را فراگرفت سعی کرد جنازه جب را از رختخواب خارج کند خون ، رختخواب و سراسر لباس ماریون را رنگین کرده بود ماریون وحشتزده دور خودش می چرخید، به سوی تلفن رفت . آن سوی خط، صدای پلیس به گوش می رسید که می پرسید چه کمکی می تواند بکند ماریون مبهم و بریده بریده جملاتی را بر زبان راند، اما ادامه آن برایش ممکن نبود گوشی تلفن از دستش رها شد ده دقیقه بعد پلیس وارد خانه شد و ماریون را در حالی که بی حرکت کنار جنازه جب نشسته بود، مشاهده کرد. آنها ماریون را به کلانتری انتقال دادند ماریون در بازجویی های اولیه ، به قتل شوهرش اعتراف کرد همسایه ها و ساکنان شهر کوچک ایروینگ در تگزاس ، در جریان تحقیقات پلیس گفتند که جب و ماریون کوندولدن در طول سی سال زندگی مشترک ، زندگی آرامی داشتند و هیچ گاه اختلاف و درگیری میان آنها مشاهده نشده بود آنها گفتند که این اتفاق یک حادثه عجیب و باورنکردنی است دادگاه شهر ایروینگ هفته آینده برای بررسی پرونده این قتل ، تشکیل جلسه خواهد داد.