ری نهتنها یکی از قدیمیترین شهرهای ایران، بلکه از قدیمیترین شهرهای جهان است. نام آن در کتیبه بیستون (متعلق به داریوش هخامنشی) به عنوان راگا آمده است، اما آثار به دست آمده از آنجا نشان میدهد که شهر ری بیش از 7000 سال پیشینه تاریخی دارد. تاریخ بنای این شهر به زمانی باز میگردد که اقوام آریایی شروع به شهرسازی در ایران کردند و در زمان مادها نیز ری از تمام شهرهای امپراتوری آنها بزرگتر بود. ری در لغت به معنای شهر سلطنتی است. این شهر در دورهای نهچندان کوتاه پایتخت ایران بودهاست. بنابر آنچه که در متون اوستایی آمده، ری سیزدهمین شهری است که در جهان ساخته شده است. تاریخ سکونت در این شهر به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد برمیگردد. درباره بناکننده آن روایتهای زیادی وجود دارد از اسطوره گرفته تا تاریخ. برخی سازنده ری را شیث پسر سوم حضرت آدم و حوا میدانند! برخی نیز پسر نوح را بنیانگذار آن مینامند. رابرت کرپرتر، سیاح انگلیسی به پیروی از مولف کتاب آثارالبلاد نقل میکند «ایرانیان بنای این شهر را به هوشنگ پسر بزرگ کیومرث نسبت میدهند.» برخی مورخان نیز معتقدند که ری شهری است بنا شده توسط پیروز پسر یزدگرد که آن را رامفیروز نام نهاد.
از همه این حرفها که بگذریم مهم آن است که در این شهر بیش از 70 اثر باستانی و تاریخی به ثبت رسیده است و محل مناسبی برای گردشگران بویژه اهالی تهران است.
ابنبابویه
ابنبابویه نام یکی از علمای شیعه در قرن چهارم هجری است.
او در قم متولد و در ری وفات یافت. آرامگاه او در گورستان ری قرار دارد و به همین علت این گورستان به ابنبابویه شهرت یافته است. البته قدمت این گورستان به دوره ساسانی باز میگردد و مدتها کسی از چنین گورستانی اطلاع نداشت. بر اساس گزارشها و مستندات تاریخی، پیش از زمان ناصرالدین شاه، گورستان ابنبابویه کشتزار و باغ بسیار وسیعی بوده است، اما در پی کشف جسدی سالم در سردابی زیر آن باغ و به دست آمدن سنگی درون سرداب، آشکارا نشان میداد پیکر از آن شیخ صدوق است که بیش از ۸۰۰ سال پیش درگذشته بود، بیدرنگ آرامگاهی برای او بنا کردند. مقبره پیشین شیخ صدوق در گذر زمان به خاطر حمله مغولان، جنگهای خوارزمشاهیان، تیموریان و همچنین به علت حوادث مختلف، چندین مرتبه خراب و ویران شد بهگونهای که سرانجام پیش از آن که دوباره کشف شود سالها در زیر تودههای خاک پنهان ماند. پس از برپایی آرامگاه شیخ صدوق، افراد زیادی در اطراف آن به خاک سپرده شدند و مقبرههای بزرگ و باشکوهی هم احداث شد. از جمله مشاهیری که در این گورستان تاریخی به خاک سپرده شدهاند میتوان به این افراد اشاره کرد: علیاکبر دهخدا، غلامرضا تختی، سیداشرفالدین گیلانی، میرزاده عشقی، محمدعلی فروغی، مؤذنزاده اردبیلی، شهدای رویداد 30 تیر، هادی اسلامی و... .
دژ رشکان
یکی از مهمترین بخشهای معماری شهر، در روزگار گذشته دژ یا قلعههایی بود که با دیوارهای طویل دورتا دور شهر ساخته میشد و همیشه تعدادی نگهبان و دیدبان در باروهای آن حاضر بودند تا از شهر محافظت کنند.
این دژها به دلیل ارتفاع و استحکامیکه داشتند پس از گذشت قرنها و هزارهها همچنان در بسیاری از جاها بقایایشان قابل دیدن است.
یکی از مهمترین این دژها، دژی است با نام رشکان که در بخش شمالی شهر ری، استوار و پابرجا باقی مانده و هر روزه میزبان گردشگران بسیاری است. ساخت این دژ به دوره اشکانیان باز میگردد. در آن زمان (حدود 2200 سال پیش) ری پایتخت بهاری اشکانیان و نام آنجا ارشکیه بود. ارشکیه و رشکان هر دو نامشان را از ارشک بنیانگذار سلسله اشکانی گرفتهاند.
طی کاوشهایی که در این دژ صورت گرفت، ابزار و ادوات جنگی زیادی به دست آمد که برخی از آنها هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری میشوند.
شهر ری به دلیل آنکه سر راه جاده ابریشم قرار داشت دارای اهمیت سیاسی و تجاری زیادی بود. از سوی دیگر شرایط مساعد آب و هوایی آن سبب شده بود تا یکی از مراکز مهم کشاورزی و دامداری یعنی تأمینکننده بخش مهمی از اقتصاد کشور باشد، اما علاوه بر اینها ری از دیرباز جنبههای مذهبی فراوانی نیز داشت.
پیش و پس از ظهور زرتشت، ری از جمله شهرهای مقدس به حساب میآمده که هنوز هم بقایایی از پرستشگاهها و آتشکدهها را در خود به یادگار نگهداشته است و میتوان گفت بنا به همه این دلایل مراقبت و نگهداری از این شهر امری خطیر بوده که باعث شده دژی مستحکم برای حفاظت از آن ساخته شود.
مصالح ساختمانی دژ رشکان سنگ و ساروج و گچ است. این دیوار در دوران ساسانی و دوران اسلامی نیز به طور کامل وجود داشته و به عنوان سپری محکم در مقابل تهاجم دشمن مورد استفاده قرارمیگرفته است، اما بعد از حمله محمود غزنوی، پادشاهان مغول و حمله تیمورلنگ آسیب زیادی به آن وارد شد.
بخشهای اصلی قلعه تا زمان قاجار نیز بر جا بود، اما متاسفانه امروزه قسمت زیادی از آن تخریب شده است. دیوارهای غربی این دژ که دارای سوراخهایی برای تیراندازی است، همچنان پابرجاست.
برج طغرل
در شرق آرامگاه ابنبابویه، برج بلند و زیبایی دیده میشود به نام برج طغرل که از آثار به جا مانده از دوره سلجوقیان و ارتفاع آن حدود ۲۰ متر است؛ البته در قدیم بلندی برج به دلیل داشتن گنبدی مخروطی شکل بیش از این بوده، اما آن بخش از برج همراه با تزئینات و کتیبهای به خط کوفی سالها پیش فرو ریخته و از بین رفته است. معماری این برج به گونهای است که شبیه عقربههای ساعت عمل میکند و میتوان از روی تابش آفتاب روی کنگرههای آن، زمان را تشخیص داد؛ به همین علت میتوان گفت یک ساعت طبیعی و یک شاهکار معماری است. دلیل آن که نام این بنا را برج طغرل گذاشتهاند آن است که عدهای آن را آرامگاه طغرل بیک سلجوقی میدانند؛ ولی عدهای دیگر از نویسندگان نیز این مکان را محل دفن خلیل سلطان از فرزندان تیمورلنگ و همسر او شادالملک در قرن پانزدهم میدانند؛ اما باید اذعان داشت که اعتبار این برج بیش از آنکه منوط به شخص مدفون در آن باشد، مرهون چیرهدستی معماران هنرمند ایرانی است.
کتیبه فتحعلیشاه
بر دیواره کوهی که چشمهعلی پای آن قرار دارد نقش برجسته بزرگی دیده میشود که مربوط به فتحعلیشاه قاجار است. در این سنگنگاره، شاه در حال تاجگذاری نشان داده شده است. فتحعلیشاه که زمان پیش از پادشاهی خویش را در شیراز گذرانده بود، با دیدن نقش برجستههای آن دیار، 3 نفر به نامهای حجارباشی، نقاشباشی و معمارباشی را مسوول ساخت این کتیبه به همراه کتیبهای مشابه، در واشی و فیروزکوه کرد. دهخدا در لغتنامهاش نقل کرده است: فتحعلیشاه که اغلب به چشمهعلی به تفرج میرفت در سال ۱۲۴۸ هجری قمری فرمان داد که در بالای چشمهعلی صفحهای را همواره کرده روی سنگ تمثال آن پادشاه را با بعضی از شاهزادگان کندهکاری کنند و بعضی اشعار در دور آن صفحه کتیبه شده که از تاریخ این عمل خبر میدهد و چون تمام اشکال و اشعار را در یک صفحه مشهود و معلوم کردن خالی از اشکال نبود ناچار در 2 صفحه بعد صورتها را آشکار ساخته، اسامی صاحبان صورتها و کتیبه اشعار و آنچه باقی مانده بود نگاشتند تا بر مطالعهکنندگان ظاهر باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم