تلقی از توسعه

در طیف گسترده موضوعات متنوعی که در ساختار وضع موجود مطرح هستند، کارکردهای متصلب مربوط به ذهنیت‌های قوام گرفته دست‌اندرکاران، کارگزاران اقتصادی، نخبگان و روزنامه‌نگاران و مسوولان رسانه‌ها، از تاثیر و نقشی غیرقابل کتمان برخوردار است.
کد خبر: ۴۱۳۸۸۹

این وضعیت به طور ویژه درخصوص «توسعه» از موضوعات مهمی بهره می‌برد. بدین معنی که توسعه یکی از آرمان‌ها و مطلوب‌های جوامع است که چنین وانمود می‌شود تعدادی از کشورهای جهان به‌ آن دسترسی پیدا کرده‌اند و شمار بسیاری هم در انتظار دستیابی به آن به سر می‌برند و در حال برنامه‌ریزی و تلاش برای حصول به آن هستند.

از آنجا که عمدتا برای کشورهای در حال توسعه و به‌ تبع آن برای دست‌اندرکاران مسائل اقتصادی، اعم از کارگزاران و نخبگان، توسعه به معنای «همچون کشورهای توسعه‌یافته شدن» قلمداد گردیده است؛ لذا مساله اصلی این مجموعه از کشورها آن است که همچون کشورهای توسعه‌یافته امروزین شوند.

در نتیجه همه تلاش‌ها و کوشش‌ها و تخصیص منابع و به‌کارگیری روش‌ها در حول و حوش گام برداشتن در طریقی که کشور در حال توسعه را بتدریج به وضعیت فعلی کشور توسعه‌یافته نزدیک نماید، شکل می‌گیرد یا در حال شکل‌گیری و قالب‌بندی است و این یکی از اشتباهات بزرگ در ادراک از مفهوم توسعه است.

به نظر ما، کشورهای در حال توسعه تا زمانی که این خطای مفهومی و این شیوه نادرست و این تلقی انحرافی از توسعه را اصلاح نکنند، تمامی منابع خود را در سمت و سویی تخصیص داده‌اند که لزوما پیامدها و برآیند آنها در راستای شکل‌گیری آرمان‌ها و ایده‌آل‌های مردم نبوده است و این خسارت اندکی نیست که جامعه‌ای هم منابع کمیاب خود را تخصیص بدهد و هم تخصیص را در سمت و سویی ناسازگار با خواسته‌ها و اهداف اصلی جامعه‌اش ساماندهی بنماید.

نکته اساسی آن است که توسعه مثل دیگران شدن نیست؛ کما این‌که کشورهای توسعه‌یافته امروزی هم که مراحل طولانی نیل به توسعه‌یافتگی را تجربه کرده‌اند، همچون دیگران نشده‌اند. آنان با حفظ اصالت‌ها و هویت‌های خود و طی طریقی که مبتنی بر تلاش و زحمت و احتمالا شانس یا مدیریت و برنامه بوده است، شرایط تاریخی خود را در 200 سال گذشته به گونه‌ای ساماندهی نموده‌اند که نتیجه آن شرایط پیشرفته امروزین آنها در برخی از عرصه‌های زندگی و مشکلات و نابسامانی‌های عمدتا غیرمادی در پاره‌ای دیگر از امور زندگی است و این به معنای آن است که می‌توان توسعه‌یافتگی را تجربه کرد و در عین حال «خود» باقی ماند و هویت و اصالت و تمامی آنچه مشخص‌کننده تاریخ و مواریث یک جامعه یا یک ملت است را، نه تنها حفظ کرد بلکه آنها را توسعه هم دارد.

بدیهی است در این توسعه‌یافتگی، به پیرایش آنهایی که نیازمند پیراسته شدن از انحراف و خرافات و جهالت و... است نیز پرداخت.

به نظر می‌رسد این تلقی از توسعه‌یافتگی به لحاظ روش، تا حدود زیادی در بین کسانی که پیگیری پروژه توسعه‌یافتگی را می‌کنند، غریب است و آنها در هر گامی که برای توسعه جامعه برمی‌دارند، به طور ناخودآگاه گرفتار مجاری خطرناک ولی خوش‌ظاهر «انفعال»ی هستند که همچون غربی‌ها شدن را برایشان توسعه قلمداد می‌کند و این انفعال، خود یکی از بزرگ‌ترین موانع و ضخیم‌ترین حجاب‌ها در یافتن معرفت درست از حرکت است که تا اصلاح نشود، اصولا طراحی و معماری جامعه الگو، زمینه لازم را در اجتماع و در ذهن تجربه نخواهد کرد.

دکتر حسن سبحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها