اهداف و دستاوردهای سفر کرزای
سفر چند هفته گذشته کرزای به پاکستان، سفری پراهمیت از سوی دو طرف ارزیابی شد و هیات بلندپایه افغانستان با شخصیتهای دولتی پاکستان مانند نخستوزیر، رئیسجمهور، رئیس ستاد مشترک ارتش و رئیس سازمان اطلاعات آن کشور دیدار کردند.
جدا از اهداف و دستاوردهای اقتصادی سفر و توافقنامهای 5 صفحهای و اجرایی کردن قرارداد ترانزیت کالا از پاکستان به افغانستان، این سفر در برگیرنده مذاکرات سیاسی و امنیتی مهمی بین دو طرف بود و همچنین کمیسیون مشترک صلح میان 2 کشور گشایش یافت. در این میان با توجه به حضور برهانالدین ربانی، رئیس شورای عالی صلح و رئیسجمهور سابق افغانستان در هیات همراه کرزای، امیدواری افغانها این بود که اسلامآباد کمکی مهم در راستای مذاکره دولت کابل با طالبان کرده و روند تامین امنیت در افغانستان را هموارتر سازد.
با این حال هر چند مقامات افغان امیدواریهای زیادی از دستاورد سفر به اسلامآباد داشتند و قرار شد کمیسیون مشترک صلح دو کشور آغاز به کار کند و دفتری نیز در اسلامآباد داشته باشد، اما به نظر میرسد گرچه پاکستان به خواست دولت افغانستان در مورد فراهمآوری زمینه مذاکره با سران طالبان در پاکستان، پاسخ مثبت داده است ولی تحولات بعدی نشان داد عملا پاکستان در راستای استراتژی ویژه خود در افغانستان حرکت میکند.
حمله به کنر
حملات اخیر پاکستان به ولایت کنر افغانستان و فرود آمدن بیش از ۱۴۸ موشک از سوی پاکستان در بخشهای شیگل و دانگام در این ولایت که منجر به مرگ و زخمی شدن شماری از شهروندان و آواره شدن حدود 2000 خانواده افغان شده تنشهای تازهای را به وجود آورد. در این میان در آغاز این حملات هرچند دولت افغانستان تلاش کرد تا حدودی در قبال این مساله سکوت کند، اما تداوم حملات و همچنین فشار رسانهها و مخالفان باعث احضار سفیر پاکستان در کابل شد.
در این بین پاکستانیها نیز در توجیه اقدام خود اعلام کردند شبه نظامیان از مرز افغانستان وارد آن کشور شدهاند و به مردم و نیروهای نظامی حمله کرده و سفیر پاکستان نیز این حملات را برای دفاع از خاک پاکستان لازم دانست. در مقابل، هرچند زلمی رسول، وزیر امور خارجه افغانستان خواستار جلوگیری از تکرار این حملات شده، اما آنچه مشخص شد این که مقامات اسلامآباد اکنون در پی بهرهگیری و فشارهایی بیشتری بر افغانستان برای کسب امتیازات بیشتر از این کشور هستند.
در واقع رسانهها بسیاری از شهروندان و احزاب افغانستان همواره با نگاهی بدبینانه نسبت به اهداف اسلامآباد در افغانستان مینگرند و حتی در میان مقامات ارشد این کشور نیز همواره پاکستان به عنوان حامی و پشتیبان اصلی طالبان و گروههای افراطی معرفی میشود. در این خصوص حملات اخیر پاکستان نیز با انتقادهای بسیاری از سوی مخالفان سیاستهای کرزای روبهرو شد و حتی برخی مقامهای کنر خواستار اجازه وزیر کشور و رئیسجمهور افغانستان برای حمله متقابل به پاکستان شد.
تردیدهای پاکستان به افغانستان
امروزه کمتر کسی است که در مورد نقش اساسی و مهم ارتش و دولت پاکستان در شکلگیری جنبش طالبان تردیدی داشته باشد. در این حال اکنون و پس از سالها نیز هنوز هستند بسیاری مقامات در لایههای سیاسی و نظامی پاکستان که همچنان میکوشند با بهرهگیری از تسلط خود بر جریان افراطگرایی از آن به عنوان عاملی در جهت منافع سیاسی و امنیتی خود در افغانستان بهره گیرند. در این میان هرچند رئیسجمهور کرزای از دستاوردهای سفر خود به پاکستان و سطح بالای حسننیت و همکاری مقامات این کشور نسبت به روند صلح با مخالفان مسلح افغانستان سخن گفت و تاکید داشت هیچگاه مناسبات 2 کشور به اندازه زمان فعلی گرم و دوستانه نبوده، اما باید گفت اسلامآباد همانند گذشته میکوشد منافع استرا تژیک خود را در پاکستان پیگیری کند. در این بین باید گفت با توجه به استراتژی پاکستان و این که برخی نهادهای سیاسی و نظامی در اسلامآباد افغانستان را عمق استراتژیک خود میدانند و بخشی از این نهادها همانند آیاسآی همیشه علاقهمند بودهاند که از جریان افراط در حوزه سیاست خارجی استفاده کنند نباید خیلی امیدوار بود که اسلامآباد سیاستهای گذشته خود را یکباره رها کند.
چه این که با افزایش فعالیتهای تروریستی در افغانستان و موشکباران ایالت کنر به علاوه اتهامهای اخیر مقامات پاکستانی همه و همه نشان میدهد هیچ اقدامی برای مهار تروریسم و مراقبت از مرزهای مشترک برای جلوگیری از نفوذ تروریستها به داخل خاک افغانستان صورت نگرفته و در مجموع باید گفت بازی ناتمام پاکستان در افغانستان همچنان ادامه دارد، زیرا سالهاست این عامل همواره به عنوان اهرمی مناسب در سیاست خارجی پاکستان در افغانستان بوده است و اکنون نیز همزمان با طرح پایگاههای نظامی آمریکا در افغانستان، خروج نیروهای آمریکایی از این کشور در کنار مشکلات اخیر در روابط پاکستان با آمریکا، اسلامآباد میکوشد به نوعی بازی دوگانه خود در افغانستان را ادامه دهد.
از این رو هرچند در سطح ظاهری و سیاسی ممکن است مقامات سیاسی پاکستان از همراهی و همکاری با افغانستان بر ضد گروه طالبان و درراه مذاکره کابل با طالبان گامهایی را بردارند، اما در سطح عملیاتی این ارتش قدرتمند و سازمان اطلاعات پاکستان است که به گونهای بازیگر اصلی هر نوع سیاستی در افغانستان به حساب میآید. در واقع به نظر میرسد استراتژی اسلامآباد نسبت به افغانستان در حقیقت همان استراتژی یکسان و یکسوی پیشین بوده و در حقیقت اسلامآباد با هر گونه امتیازی که به کابل یا واشنگتن میدهد خواستار به دست آوردن امتیازهای متعدد دیگری از این دوست. فشارهای اخیر پاکستان به کابل و موشکباران کنر و... حکایت از آن دارد که هنوز نمیتوان انتظار داشت اسلامآباد در راستای اهداف کابل به روند تامین امنیت در افغانستان کمک کند.
علی رمضانی / جام جم