در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قربان نجفی در عشایر قشقایی به دنیا آمد و دوران آموزش ابتداییاش را در همان چادرهای عشایری گذراند. او با شنیدن نمایشهای رادیویی به بازیگری رادیو علاقهمند شد و برای رسیدن به قله آرزوهایش نقشهای مختلف عرصه رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما را تجربهکرد، در حال حاضر در مرکز هنرهای نمایشی رادیو مشغول کار است و در تلویزیون هم سریال «ستایش» با بازی او در حال پخش است. با قربان نجفی درباره بازیگری و حضور 30 سالهاش در رادیو گفتوگو کردیم.
کار بازیگری را از چه زمانی آغاز کردید؟
من بازیگری را از تئاتر، در همان چادرهای سفید عشایری آغاز کردم و بعد هم وارد دانشکده سینما، تئاتر شدم، اما قبل از کار تصویر با دنیای پررمز و راز رادیو آشنا شدم و از سال 1373 کارم را در رادیو شروع کردم.
تصور شما از دنیای بازیگری چقدر مطابق واقعیت بود؟
قطعا کسی که در فضای طبیعت رشد کرده و وقتی چشمش را باز میکند، دشت وسیعی در مقابلش میبیند، دیدگاهش نسبت به کسی که فاصله دیدش از چند متر فراتر نرفته، فرق میکند. آدمهایی که در طبیعت زندگی میکنند، ایدهآلیستترند و دیدگاهشان نسبت به فضا، خدا، انسان و همه چیز فرق میکند، اما شاکله اصلی شخصیت آدم بسیار مهم است.
با این اوصاف وقتی برای اولین بار فضای رادیو را تجربه کردید، شرایط چطور بود؟
وقتی اولین بار وارد سازمان شدم، احساس کردم به جایی رسیدهام که ایدهآل من است. همان طور که وقتی وارد دانشکده شده بودم، فکر میکردم مدینه فاضلهام است، اما در همان روزهای اول شرایط طوری شد که تصمیم گرفتم فقط کار کنم که غذایی برای خوردن، جایی برای خوابیدن و تئاتری برای کار کردن داشته باشم، اما نه با حرف و آرزو میشود زندگی کرد و نه با ایدهآلهای ذهنی. به هر حال زندگی شرایط خاص خودش را دارد.
با توجه به مشغله کارهای تصویری، رادیو را چطور همچنان در اولویت کار خود قرار میدهید؟
محیط رادیو یک نجابت خاصی دارد و کار در حوزه صدا هم کاملا با حوزههای دیگر متفاوت است. کار در سینما و تلویزیون شباهت زیادی به هم دارند، اما نوع بازی در رادیو متفاوت است.
این چه فرقی است که برایتان سالهای سال جذابیت خودش را حفظ کرده است؟
در رادیو تمامی ویژگیهای شخصیت باید در صدای بازیگر جلوه پیدا کند. شنونده باید از جنس و نوع صدا، شرایط و محیط و دکور، فضای کار را مجسم کند. البته یکی از ویژگیهای مهم کار در رادیو این است که مخاطبش را محدود نمیکند. گرچه در تلویزیون و سینما ذهن بیننده معمولا محدود به شخصیت خاصی است که آن بازیگر ارائه میدهد و ممکن است حتی سالها آن قالب در ذهن بیننده بماند، اما در رادیو بازیگر براساس جنس صدا و نوع ارائه بازی متنوعی که نسبت به نقشهایش ارائه میدهد، میتواند چند نقش متنوع یعنی هر قصهای که از طریق صدا شنیده میشود را برای هر مخاطب براحتی ایفا کند و براساس تخیلاتش فضای کار را برای خود مجسم میکند.
تجربه کار در رادیو چه تاثیری در بازیگری تلویزیونی داشت؟
واقعیت این است که من از رادیو خیلی چیزها یاد گرفتم، اما از شیوههای بازیگری رادیویی که ممکن است در کار تلویزیون تاثیر منفی بگذارد، پرهیز کردم، البته یک بازیگر باید حوزههای صدا و تصویر را از هم تفکیک کند. اگر دقت کنید سکوت در رادیو به معنای مرگ است چون در رادیو برخلاف تلویزیون سکوتی وجود ندارد و بازیگر مجبور است حتی سکوت و فکر کردن را هم به شکلی کلامی و آوایی اجرا کند. با همه اینها بازی در رادیو ویژگیهای خوبی دارد که بر حوزه تصویر بسیار تاثیرگذار است، مثلا نوع بیان واژهها، نوع ارائه جمله، تاکیدهای به جا و دقت معنایی در کلام میتواند توان بازیگری را تقویت کند.
آیا چهره شما هم ظرفیت چند گریم متنوع را دارد؟
یک بخش طبیعت کار است که به دلیل استخوانی بودن چهرهام برای گریمور جای کار خوبی دارد و گریمورها چنین چهرهای را خیلی میپسندند، به این ترتیب با کمترین گریم کاملا چهرهام عوض میشود البته گریم به تنهایی و بدون خلاقیتهای بازیگری نمیتواند تاثیرگذار باشد، بلکه بازیگر با کمک گریم و میمیک صورت خود میتواند به القای نقش کمک کند، یعنی بدون حالتها و شگرد خاص بازیگر، گریم جواب نمیدهد.
اکثر مردم، شما را در قالب نقشهای منفی میشناسند، فکر نمیکنید بازی در نقشهای منفی از محبوبیتتان در بین مخاطبان بکاهد؟
نجفی: شخصیتهای منفی هم به نوعی پیچیدهاند، بعضی وقتها حتی آنها احساس مثبت و انساندوستانهای دارند و در مواقعی که میخواهند مرتکب جرم شوند در آن لحظه هم کنش و واکنش مثبت و منفی در وجودشان هست
البته تعداد نقشهای منفی من کمتر از نقشهای مثبتی است که بازی کردهام و نقشم در سریال ستایش و «شب میگذرد» خاکستری بود، البته آدمهای معتاد هم ممکن است خوبیهایی داشته باشند. اینطور نیست که فکر کنیم این نقشها کاملا منفی است، اما در فیلم «آخر بازی» همایون اسعدیان نقش منفی و نفرتانگیزی را بازی کردم.
فکر نمیکنید اگر نقش مثبت بازی میکردید بیشتر مورد توجه مخاطبان قرار میگرفتید؟
خیلی از نقشهای مثبت در فیلمها و سریالها نقشهای بیخاصیت و یکنواختی هستند که هیچ اتفاق خاصی در شخصیت آنها نمیافتد و روند قصه را به طور یکنواخت پیش میبرند، اینها جذابیت زیادی برای بازیگر ندارد، برای بیننده هم همین طور است، البته زمانی بازیگر میتواند تاثیرگذار باشد که با بازی منحصر به فردش نقش را بازی کند.
شما نقش افغانی را هم در فیلم «آخرین ملکه زمین» خیلی باورپذیر ارائه دادید. فکر میکنید در آن نقش هم چهره شما تاثیرگذار بود؟
در این فیلم من نقش یک مرد افغانی را به عهده داشتم که هیچگونه تحولی در نقشش صورت نمیگرفت، اما 2 چیز این افغانی برایم جالب بود. یکی نوع زندگیای که داشت و دیگری لهجه افغانی که باید با آن صحبت میکرد. به هر حال او یک فرد منفور از جامعه، تو سری خور و دور شده بود که باید در رفتار و لحن صحبتش همه اینها نمایان میشد. بنابراین باید یک نوع رنگ خاص در سراسر نقش دیده میشد، خصوصا در لهجهاش خیلی تلاش کردیم کاملا واقعی ارائه شود طوری که در جشنواره فیلم هم منتقدان فکر کرده بودند این نقش را یک افغانی بازی کرده و هیچ گونه قضاوتی درباره آن صورت نگرفته بود.
در ارائه نقش منفی چه تبحر ویژهای لازم است؟
در نقشهای منفی اگر تیپسازی شوند، نقش بیارزش میشود. مثلا اگر یک نفر ساتور دستش بگیرد و با چهره خشن بخواهد نقش قصاب را بازی کند یا اگر قاتل است در همان لحظه اول با اخمهای گره شده و تیپ خشن وارد شود، اینها به نظرم ارزشی ندارند، در واقع شخصیتهای منفی هم به نوعی پیچیدهاند، بعضی وقتها حتی آنها احساس مثبت و انساندوستانهای دارند و در مواقعی که میخواهند مرتکب جرم شوند در آن لحظه هم کنش و واکنش مثبت و منفی در وجودشان هست. به هر حال آنها هم انسانند و تردید دارند و این تردید در شخصیتهای منفی خیلی بیشتر است.
شما در سریال ستایش نقش «صفایی» را بازی میکنید. شخصیتی که زیاد مردد است. این تردیدها ناشی از چیست؟
باید این نقش اینطور ارائه میشد، غیر از این هم نمیشد برای آن کاری کرد. صفایی در ستایش دوست دارد آدم خوب و موجهی باشد، اما از یک سو از خواهرش میترسد و از طرف دیگر میخواهد به پول برسد تا صرف اعتیادش کند و همه اینها باعث میشود، شخصیت صفایی در ستایش پیچیده شود.
بهترین نقشی که بازی کردید در چه سریالی بود؟
البته این شعار نیست که میگویم همه نقشهایی را که بازی کردهام را دوست دارم به جز تعدادی را که براساس مصلحتی انجام دادم. ای کاش شرایطی ایجاد شود تا مجبور نشویم کاری انجام دهیم که بعد پشیمان شویم. خوشبختانه تعداد کارهایی که انجام دادم و از آن راضی نبودم خیلی اندک هستند. یکی از نقشهایم که خیلی از آن لذت بردم در سریال «پدر خاک» بود که نقش مردی را داشتم که زنش را خیلی دوست داشت و از دوست داشتن زیاد او را به قتل رساند و در تمام روزهایی که در زندان بود، در انتظار ملاقات او به سر میبرد و نقشهایم در فیلم «آخر بازی»، «پیدا و پنهان» و «مواجه» هم فکر میکنم ایدهآل بودند.
برای چه نقشی از تمام ظرفیتهای بازیگری بهرهگرفتید؟
هنوز آن نقشی که باید از همه توان و هنر بازیگریام بهره بگیرم به من پیشنهاد نشده و به نوعی آن جایگاه و نقش ویژهای را که هر بازیگر در کارنامهاش دارد و نقطه عطف کار هنریاش است، را هنوز بازی نکردهام.
زینت پستادست
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: