استحمام سیاسی!

ظاهرا این جمله معروف که سیاست، پدر و مادر ندارد؛ در پاره‌ای از کشورها بشدت ظهور و بروز دارد.
کد خبر: ۴۱۳۱۱۳

گاهی این شدت و حدت نیز بلانسبت زلزله به قدری تکاندهنده است که خود سیاستمداران نیز به انحای مختلف آن را بر زبان می‌آورند و ابایی ندارند.

گفته بود که: «ببین عزا چه عزایی است که خود مرده شوی هم دارد گریه می‌کند!» نمونه‌اش همین جناب ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور سابق و نخست‌وزیر فعلی روسیه که پس از گذشت چند سال هوس کرده مجددا بخت خود را در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 محک بزند.

در عین حال ما نمی‌دانیم که جناب پوتین مگر در این انتخابات مورد نظر، چه کار می‌خواهد بکند که در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که «پس از انتخابات می‌خواهد چه کار بکند؟» با زبان کنایه در جواب می‌گوید: «سیاست به قدری کثیف است که پس از انتخابات 2012 می‌خواهم به حمام بروم.»

بسته پیشنهادی روسی: حالا که آقا ولادیمیر روسی‌الاصل تصمیم گرفته‌اند که پس از شرکت در مراسم انتخابات ریاست جمهوری سال بعد، به حمام تشریف ببرند تا خودشان را تمیز کنند؛ پیشنهاد می‌کنیم که در این استحمام سیاسی، موارد زیر را مدنظر داشته باشند تا حمامشان واقعا حمام باشد:

1ـ جلو انداختن استحمام: حالا که قرار است بعد از انتخابات حمام بروند؛ چه بهتر که پیش از انتخابات نیز سری به حمام بزنند تا خیلی تر و تمیز وارد انتخابات شوند و مواضعشان برای ملت روسیه شفاف و روشن باشد. این طوری شاید نیازی به حمام رفتن بعد از انتخابات هم نباشد.

2ـ رفتن به حمام عمومی: از آنجا که بد نیست سایر سیاستمداران روسیه نیز به جناب پوتین اقتدا کنند؛ خیلی خوب خواهد شد اگر به اتفاق هم و دسته جمعی به حمام بروند. چه اشکال دارد که آنها نیز اگر سیاستشان کثافتی دارد، از شرّ آن راحت شوند. رفتن به حمام عمومی، نوعی احترام به افکار عمومی است. چه، سیاستمداران، خودشان را در انظار عموم در حمام عمومی و نه در نمره، تمیز می‌کنند.

3ـ لزوم نظارت استحمامی: از آنجا که انجام یک استحمام خوب و شسته رفته، نیازمند یک نظارت شفاف و تأیید مراتب شستگی می‌باشد؛ بد نیست که وقتی از حمام درآمدند، توسط یک جمع مشخصی از نخبگان روسیه، مورد ارزیابی و نظارت استحمامی قرار گیرند. همچنان که سابقا شاعری که احتمالا ناظر کیفی هم بوده است، بلانسبت آقای پوتین، همین کار را در ارتباط با یک شتر انجام داده که روز روشن ادعای از حمام آمدن را داشته است.

آن یکی پرسید اشتر را که: «هی! / از کجا می‌آیی ای فرخنده پی؟» / گفت: «از حمام گرم کوی تو» / گفت: «خود پیداست از زانوی تو!»

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها