کتابهای زرد روانشناسی
پیش از بررسی هر مسالهای باید دید که آیا تولید و ترجمه کتابهای زرد روانشناسی فقط در کشور ما رواج دارد یا امری ریشهدار است. پیمان آزاد که دکترای فلسفه و روانشناسی خود را از انگلیس و کانادا دریافت کرده است، در پاسخ به این سوال میگوید: در همه جای دنیا کتاب زرد روانشناسی به چاپ میرسد. کتاب زرد روانشناسی ترکیبی از روانشناسی عملی و ساختگی و البته فریب است.
او در واکنش به پرسش ما درباره کیفیت آثار ترجمه شده و نسبت آنها با فرهنگ کشور نیز پاسخ میدهد: ما نمیتوانیم به طور کلی بگوییم هر کتاب ترجمه شدهای که به آسانی در دسترس مخاطب قرار میگیرد، با فرهنگ ما بیگانه است. البته میپذیرم که روانشناسی حتی در دنیای غرب وارد سوداگری شده است. بعضی افراد مثل آنتونی رابینز و... خوب حرف میزنند و افراد عادی و طبقه متوسط را جذب خود میکنند و فروشهای میلیونی از آثارشان به دست میآورند.
آزاد، اشکال ما ایرانیها را در بازار سودازده روانشناسی در این میداند که ما خیلی زود افراد مشهور را تبلیغ میکنیم و مردم به دلیل سطحینگری از چنین ستارگانی به سرعت تقلید میکنند. اگر در غرب یک آنتونی رابینز هست، در ایران ناگهان 100 تا شبه آنتونی رابینز پیدا میشود. مردم ما هم با اقبال خود چنین اشخاصی را به منزله نجاتدهنده زندگیهایشان نشان میدهند.
چاپ کتابهای روانشناسی تا آنجایی که به اساسیترین مسائل عمیق و مشترک انسانی بپردازد، بیاشکال است. اما آنجا که آموزش برخوردهای اجتماعی و مسائل زندگی خانوادگی بدون توجه به فرهنگ مخاطبان باشد، دردسرهایی را ایجاد میکند. دکتر آزاد معتقد است که مسائلی مانند مهرطلبی، شخصیتهای مشکوک و مظنون و... از پایههای تایید شده روانشناسی است ولی بعضی با سودجویی به بررسی وضعیت کلی جامعه میپردازند و متناسب با آن افکاری خاص را در جامعه تزریق میکنند و چون طبقه متوسط آنها را میپذیرند، این افراد پولهای زیادی را از آن خود میکنند.
ترجمههای خوب یا بد
محمود گلزاری، استاد روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی نیز، بومی نبودن کتابهای زرد روانشناسی ترجمهای را یکی از مشکلات مهم این عرصه میداند و میگوید: بسیاری از کتابهایی که با طرح جلد شکیل و تیترهای چشمگیر و پرمدعا منتشر میشوند، بدون برنامه، اندیشه و نظارت کارشناسان از آن سوی مرزها وارد ایران میشوند. اگر روانشناسان درباره ترجمه و چاپ کتابهایی در حوزه تخصصیشان دغدغههای زیادی دارند، وقتی به سراغ ناشران میرویم، با چنین حساسیتهایی در انتخاب کتابها مواجه نمیشویم.
نکته: چاپ کتابهای روانشناسی تا آنجایی که به اساسیترین مسائل عمیق و مشترک انسانی بپردازد، بیاشکال است. اما آنجا که آموزش برخوردهای اجتماعی و مسائل زندگی خانوادگی بدون توجه به فرهنگ مخاطبان باشد، میتواند به ضد خود تبدیل شود
عباس علمی، مدیر انتشارات البرز، درباره نحوه انتخاب کتابهای روانشناسی میگوید: شهرت نویسندگان این کتابها برای ما اهمیت بسزایی دارد. مترجمان 20 یا 30 صفحه نخست کتاب را ترجمه میکنند و به طور کلی درباره کتاب اطلاعاتی به ما میدهند. ما نیز برای انتخاب نهایی، ملاکهایی را در نظر میگیریم. مثل این که آیا کتاب برای جامعه مفید است یا خیر؟ آیا کتاب میتواند پاسخگوی مسائلی باشد که امروز خانوادههای ما با آن درگیر هستند؟ و... اگر پاسخ چنین سوالهایی مثبت بود کتاب را برای ترجمه و چاپ تایید میکنیم.
نظارت بر محتوای کتابها
یکی دیگر از معضلات عرصه ترجمه و نشر کتابهای روانشناسی، ممیزی آنها از سوی افرادی است که در این زمینه تخصص ندارند. در این ارتباط اگر نخواهیم تشخیص مناسب بودن یا نبودن محتوای چنین کتابهایی را بر عهده روانشناسان برجسته بگذاریم، حداقل میتوان از نظرهای آنان استفاده کرد. پیمان آزاد، نویسنده کتاب «انسان ذهن است و دیگر هیچ» معتقد است تنها زمانی نظارتها سنجیده است که دانشمندان و ناظران سعهصدر داشته باشند و به دور از محدودیتها آزادانه بیندیشند، در غیر این صورت حتی نظارت روانشناسان کشور بر محتوای چنین کتابهایی باز هم دورازپسند سلیقه آنها نخواهد بود.
او راه جداکردن چنین کتابهایی را از چرخه نشر فقط در اقدامات فرهنگی به منظور بالا بردن سطح درک مردم میداند و میگوید: کار فرهنگی با باز شدن فکر مردم جامعه امکانپذیر است. ممیزیهای وزارت ارشاد هم در این زمینه نقش مهمی دارد. ممیزیها باید دور از بدبینی و نگاههای کلیشهای باشد.
مدیر انتشارات البرز با نظارت و ممیزی و هر چیز شبیه آن در این عرصه مخالف است و هیچیک از ممیزیهایی را که تاکنون صورت گرفته به نفع وضعیت مخاطب، ناشران، تیراژ کتابها و... نمیداند. علمی در مثالی میگوید: در علم اقتصاد ضربالمثلی هست که پول خوب، پول بد را از جریان خارج میکند. این اتفاق در بازار نشر هم رخ میدهد.
به نظر او، ما باید به شعور مخاطبانمان احترام بگذاریم. مردم خودشان کتاب ضعیف را تشخیص میدهند و خریداری نمیکنند. اگر باز هم شاهد فروش کتابهای سطحی در این زمینه هستیم باید به تبلیغات رسانههای جمعی مانند مجلات، روزنامهها و... خرده گرفت. افراد دلسوز در روزنامهها باید کتابهای خوب را شناسایی کنند و آنها را به مخاطبانشان که طیف وسیعی از جامعه هستند، معرفی کنند. در این صورت فقط کتاب خوب به فروش میرسد. ناشران هم از چاپ کتابهای سطحی خودداری میکنند.
اما با وجود چنین مخالفتهایی، محمود گلزاری ـ مدیر انتشارات رشد ـ به نظارت نظامهای روانشناسی بر انتشار این کتابها معتقد است و میافزاید: لازم است که جایی مثل سازمان نظام روانشناسی، کتابهایی را سفارش دهد و انتخاب کند. یعنی باید گروهی از روانشناسان باتجربه دعوت شوند تا کتابهای مناسب را به مردم معرفی کنند. او ادامه میدهد: راهاندازی مجلات علمی نقد هم بسیار کارساز خواهد بود، زیرا خلأ آن بسیار احساس میشود. ما به نشریاتی نیاز داریم تا کتابهایی را که غلط یا ناقص ترجمه شدهاند، نقد کنند.
حورا نژادصداقت / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم