در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تجهیزات و ابزاری که در خدمت بشر است، همیشه مفید نیستند. یعنی اگر یک وسیله که با اهداف سودمندانه ساخته شده است به طور نادرست مورد استفاده قرار گیرد، میتواند آثاری دقیقا برعکس آن اهداف به جا بگذارد. جامعه امروزی نیز بعد از کشف امکانی به نام فناوری اطلاعات، دیگر نمیتواند بدون آن به مسیر رشد خود ادامه دهد و هر روزه بیشتر و بیشتر از این ابزار استفاده خواهد کرد. طبیعتا در بهکارگیری این ابزار نیز اهدافی مدنظر بوده است، که دستیابی به این اهداف میتواند بلای جان سازمان شود!
موضوع سیستمهای مدیریت منابع سازمانی یکی از شیرینترین بحثهای متخصصان فناوری اطلاعات است؛ زیرا با این ابزار میتوان سازمان را بهگونهای تغییر داد که به بهترین روش فعالیت خود را ادامه دهد. با این حال برخی از این پروژهها شکست خورده و به مقصد نمیرسد، که عامل شکست در خود آنها نهفته است.
سامانههای ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ، ﺑا ﺍیﻦ هدف کﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﻋﻤﻠکﺮﺩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ مواردی مانند ﺳﻮﺩﺩﻫی، ﺍﺛﺮﺑﺨﺸی، ﺩﻗﺖ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎ ﻭ صحت ﮔﺰﺍﺭشهای ﺳیﺴﺘمی ﺑﻬﺒﻮﺩ بخشد، ﺧﺮیﺪﺍﺭی ﻭ بهکار گرفته ﻣیشود. ارائهکنندگان این ﺳیﺴﺘﻢﻫﺎ طبیعتا اطمینان میدهند که سرمایه خریدار بزودی بازگشت خواهد داشت و ﺍﻓﺰﺍیﺶ ﺭﺿﺎیﺖ ﻣﺸﺘﺮی ﻭ مواردی از این دست در ارزشهای سازمانی گنجانده خواهد شد.
Meta Grou سال 2008 در تحقیقی فراگیر و جهانی نشان داد کﻪ ﻧﺼﺐ ﻭ پیادهسازی ﻣﻮﻓﻖ یک ﺳیﺴﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ، به طور ﻣﺘﻮﺳﻂ ٢٣ ﻣﺎﻩ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ حدود ١٥ ﻣیﻠیﻮﻥ ﺩﻻﺭ ﻫﺰیﻨﻪ به دﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ؛ که البته این مورد برای سازمانهای بزرگ است و در مقیاسهای مختلف نمیتوان برای آن معادلسازی کرد.
در این تحقیق بیان شد ﺷﺮکﺖﻫﺎیی کﻪ این سیستمها را ﭘیﺎﺩﻩﺳﺎﺯی میکنند ﺩﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎی ﺍﻭﻟیﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺧﺎﺻی ﺭﺍ دریافت نمیکنند ﻭ ﺣﺘی ﺑﺮﺧی ﺷﺮکﺖﻫﺎ کﺎﻫﺶ کﺎﺭﺍیی را گزارش کردهاند. در این تحقیق نشانههایی برای این شکستها یا عدم موفقیتها بیان شده است که عبارتند از:
1. ﺧﻄﺎ ﺩﺭ ﻣﻬﻨﺪﺳی ﻣﺠﺪﺩ ﻓﺮﺁیﻨﺪﻫﺎ BPR Business Process Re-Engineering
2. اشکال ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳیﺴﺘﻢ
3. اشکال ﺩﺭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺗﻐییﺮﺍﺕ ﺳیﺴﺘﻢهای موجود
4. اشتباه در ﺗﺨﻤیﻦ ﺯﻣﺎﻥ اجرای پروژه
5. اشتباه در تخمین ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮﺭﺩ ﻧیﺎﺯ
6. تساهل یا ضعف ﺁﻣﻮﺯﺵ کﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﻧﻬﺎیی
مشکل بسیاری از این سیستمها این است که اعلام میکند تمام ﺍیﻦ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ برنامهریزی در نظر گرفته شده است؛ در حالی که حقیقتا مشخص کردن ﺗﻤﺎﻡ ﺍیﻦ موارد ﺩ ﺭ ﺍﺟﺮﺍ معمولا ناﻣﻤکﻦ است.
عامل اصلی تغییر در سازمان، ایجاد یک رویه کاری است که براساس آن میتوان با پرسنل کمتر، کار بیشتر انجام داد و این در بازده نهایی سازمان تاثیرگذار است.
طبق تعریف کﺎﻟﺪﻭﻝ ـ یکی از متخصصان پایهگذار علم تحول سازمان ـ ﺑیﺎﻥ ﻣیکند: ﻃی ﭘیﺎﺩﻩﺳﺎﺯی ﺳیﺴﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ، 3 ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮔﺬﺍﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.
ـ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﻭﻝ به دﻟیﻞ این که ﻓﺮﺁیﻨﺪﻫﺎ ﺗﻐییﺮ کﺮﺩﻩ و ﻓﺮﺁیﻨﺪﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ﺍیﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩﺍست ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ یﺎﺩﮔیﺮی ﺍﺳﺖ، لذا کﺎﺭﺍیی کﺎﻫﺶ ﻣییﺎﺑﺪ. ﺍیﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﻘﺮیﺒﺎ ٣ تا ٩ ﻣﺎﻩ ﻃﻮﻝ ﻣیکﺸﺪ.
ـ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﻭﻡ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻬﺎرتهای ﺷﻐﻠی ﺟﺪیﺪ، ﺗﻐییﺮﺍﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧی، یکﭙﺎﺭﭼﻪﺳﺎﺯی ﻭ ﺍﺿﺎﻓﻪﺷﺪﻥ ﻓﻨﺎﻭﺭیﻫﺎی ﺟﺪیﺪ است.
ـ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺳﻮﻡ ﺯﻣﺎﻧی ﺍﺳﺖ کﻪ ﺳیﺴﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺳﻮﺩﺩﻫی ﻣیکند ﻭ ﻓﺮﺁیﻨﺪﻫﺎی ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﺯﺩﻫی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣیﺭﺳﺪ.
چرا شکست؟
پرسشهای زیادی در مورد شکست یک طرح مهندسی شده مطرح است و در برخی موارد مانند سقوط یک هواپیما آنقدر عوامل زیادی در آن دخیل است که دست آخر دلیل واقعی و قابل ذکر در یک کلام برای شکست یافت نمیشود. برخی شکستها نیز آنقدر بزرگند که ممکن است امنیت ملی یک کشور را به خطر بیندازد. برای نمونه تصور کنید شرکتی مانند ال جی که اقتصاد کره به آن وابسته شده است بخواهد یک طرح جامع سازمانی پیادهسازی کند و ناگاه شکست خورده و دچار ورشکستگی شود!
در تعریف دیگری، ﻟیﺘﻨﻦ ﻭ ﻫﺮﭼیﻢ 4 ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺯ ﺷکﺴﺖﻫﺎی ﭘﺮﻭﮊﻩﻫﺎی ﺳیﺴﺘﻤی ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎیی کردهاند.
1. ﻣﺘﻨﺎﻇﺮ2. ﻓﺮﺁیﻨﺪ3. ﺗﻘﺎﺑﻞ4. ﺗﻮﻗﻊ.
تشریح عوامل چهارگانه
1.
ﺷکﺴﺖ ﻣﺘﻨﺎﻇﺮ، ﺑﻪ ﺷکﺴﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣیکﻨﺪ. ﺍیﻦ ﺷکﺴﺖ ﻓﻨی ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﻧﺮﻡﺍﻓﺰﺍﺭی ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ. ﺷکﺴﺖ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﺳیﺴﺘﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺷﺮکﺖ ﻫﺮﺷی ﺍﺯ ﺍیﻦ ﻧﻮﻉ ﺍﺳﺖ.2. ﺷکﺴﺖ ﻓﺮﺁیﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺘی ﭘیﺶ ﻣیﺁیﺪ کﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﺰیﻨﻪ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺻﺮﻑ ﺷﺪﻩ، ﺳیﺴﺘﻢ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧیﺴﺖ. ﻣﺜﻝ ﺷکﺴﺖ ﺷﺮکﺖ ﺩﺍﺭﻭﺳﺎﺯی ﻓﻮکﺲ ﻣﺎیﺮ.
3. ﺷکﺴﺖ ﺗﻘﺎﺑﻞ، مربوط بهﺯﻣﺎﻧی است کﻪ یک ﺳیﺴﺘﻢ کﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮﺍی ﺁﻥ ﻃﺮﺍﺣی ﺷﺪﻩ کﺎﺭکﺮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﺍیﻦ ﺣﺎﻟﺖ کﺎﺭﺑﺮﺍﻥ ﺍﺯ یک ﺳیﺴﺘﻢ ﺧﻮﺏ، ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭ کﺎﻓی ﻧﻤیکﻨﻨﺪ. ﺩﻟیﻞ ﺍیﻦ ﺍﻣﺮ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ کﺎﺭکﻨﺎﻥ یﺎ ﻋﺪﻡ ﭘﻮﺷﺶ کﺎﻣﻞ ﺳیﺴﺘﻢ ﺍﺳﺖ.
4. ﺷکﺴﺖ ﺗﻮﻗﻊ، هنگامی کﻪ ﺳیﺴﺘﻢ کﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮﻗﻊ ﺳﺮﻣﺎیﻪﮔﺬﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺯﺩﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ باشد، پیش میآید. ﺩﺭ ﺍیﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺳیﺴﺘﻢ ﻣﻤکﻦ ﺍﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻫﺰیﻨﻪ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﻭ کﺎﺭکﺮﺩ ﻓﻨی ﻣﻨﺎﺳﺒی ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، اما ﺑﺎ ﺗﻮﻗﻊ ﻣﺪیﺮﺍﻥ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
خطرات یک پیشرفت
سیستمهای مدیریت منابع سازمانی معمولا بزرگترین سیستم موجود در یک سازمان هستند که به تمام سازمان اشراف داشته و آنها را مدیریت میکند و نیز به همین دلیل از دسته سیستمهای پیچیده بهشمار میرود.
ﻣﺎﺑﺮﺕ به عنوان یکی از صاحب نظران این حوزه، بعد از تحقیقاتی ملاحظات هفتگانه زیر را برای ﻣﻮﻓﻘیﺖ ﺍیﻦ سامانهها ﺷﻨﺎﺳﺎیی کرده است:
1. ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ یک ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺳیﺴﺘﻢﻫﺎی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﻨﺪ ﻣﺤﺼﻮﻝ.
٢. ﺳیﺴﺘﻢﻫﺎی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ، ﻣیﺗﻮﺍند ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺣﻠﻪ یﺎ به صوﺭﺕ ﺳﺮیﻊ ﭘیﺎﺩﻩﺳﺎﺯی شود. ﺩﺭ ﺍیﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻧیﺰ ﺭﻭیکﺮﺩﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎﻭﺗی ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ و ﻧﻤیﺗﻮﺍﻥ یکی ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﺎﺹ ﭘیﺸﻨﻬﺎﺩ کرﺩ.
3. ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻣﺪﻭﻝﻫﺎی ﭘیﺎﺩﻩﺳﺎﺯی ﺷﺪﻩ ﺗﺎﺛیﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬی ﺩﺭ ﻧﺘیﺠﻪ ﭘﺮﻭﮊﻩ ﻧﺪﺍﺭد.
٤. ترﺗیﺐ ﭘیﺎﺩﻩﺳﺎﺯی ﻣﺪﻭﻝﻫﺎ ﻧیﺰ ﺗﺎﺛیﺮی ﺩﺭ ﺷکﺴﺖ ﻭ ﻣﻮﻓﻘیﺖ ﺍیﻦ ﺳیﺴﺘﻢﻫﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪﺍست.
٥. ﻣﻬﻨﺪﺳی ﻣﺠﺪﺩ ﺍﻭﻟیﻪ ﻓﺮﺁیﻨﺪﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻬﻨﺪﺳی ﻣﺤﺪﻭﺩ هنگام کﺎﺭ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺧﺎﺻی ﻧﺪﺍﺭﺩ.
٦. ﺗﻐییﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﺳیﺴﺘﻢ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻫﺰیﻨﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ است. ﺍﮔﺮ ﺳیﺴﺘﻤی کﻪ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ و ﺗﻐییﺮﺍﺕ ﺯیﺎﺩی ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺰیﻨﻪ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺯیﺎﺩی ﺭﺍ مصرف ﺧﻮﺍﻫﺪ کﺮﺩ.
٧. ﺭﻭیکﺮﺩﻫـــﺎی ﺗﻬﺎﺟﻤی ﻧﺼﺐ ﺳیﺴﺘﻢﻫﺎی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ، ﻣی ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺍجرای ﭘﺮﻭﮊﻩ، ﺻﺮﻓﻪﺟﻮیی ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪﺍی ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
چه کسانی مخالفند؟
یکی از اولین عوامل ظهور یافته در طبیعت و ساختههای بشر، مقاومت است. در پیادهسازی نرمافزارهای سازمانی هم همین مشکل وجود دارد که تا حدودی طبیعی است؛ چرا که انسانها به حفظ شرایط فعلی علاقه دارند که در اصطلاح فیزیک به آن اینرسی یا همان نیروی سکون گویند.
بیشتر ﺳیﺴﺘﻢﻫﺎی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎ یکﭙﺎﺭﭼﻪ کرﺩﻥ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎی ﺳﺎﺯﻣﺎنی، ﺩﺭ یک ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ یکﭙﺎﺭﭼﻪ بهوسیله ﺑﺮﻧامههای ﻧﺮﻡﺍﻓﺰﺍﺭی حمایت و ﺭﺍﻩﺍﻧﺪﺍﺯی ﺷﺪﻩ ﺍست. ﺩﺭ ﺣﺎﻟی که ﻫﺪﻑ ﺍﺻﻠی سامانههای ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ، ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻓﺮﺁیﻨﺪﻫﺎی ﺳﺎﺯﻣﺎﻧی ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ خودکار و ماشین محور است.
براساس دستهبندیهای ﻭیﺘﻠی، ﺍﺳﺎﺳیﺗﺮیﻦ ﺩﺍﻡﻫﺎ ﻭ ﺗﻠﻪﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﭘیﺎﺩﻩﺳﺎﺯی سامانه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭیﺰی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ شامل 4 دسته است:
1.ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻧﺮﻡﺍﻓﺰﺍﺭی ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻐییﺮﺍﺕ آینده (که باعث خستگی کارکنان از آموزش و عدمانطباق با اهداف میشود.)
2. ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺍﺟﺮﺍی ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺗﻮﺟیﻬﺎﺕ (در این سامانهها نمیتوان به صورت دستوری کارکرد و افراد باید دلیل و سیاست هر فرآیند را بدانند تا آن را برای خود توجیه کرده و دچار اشتباه نشوند.)
3. ﺯﻣﺎﻥ ﻧﺎکﺎﻓی ﺁﻣﻮﺯﺵ (آموزش در زمان ارائه شده بدون در نظر گرفتن یادگیری کارکنان و زمانهای تلف شده حاشیه آن، عامل افت کارکرد کارکنان خواهد بود.)
4. ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﺎ ﺭﻭﺵﻫﺎی ﻗﺪیﻤی ﺑﺪﻭﻥ یﺎﺩﮔیﺮی ﺭﻭﺵﻫﺎی نوین (در زمان پیادهسازی سیستم مشکلات جدید باید از مجرای جدید عبور کند و استفاده از راهکارهای قدیمی باعث ناکارآمدی سیستمهای جدید میشود).
لزوم یادآوری دلایل شکست پروژههای فناوری اطلاعات در سازمان این است که بسیاری از مدیران IT سازمان با استفاده از پوشش تخصصی بودن و نیز با استفاده از آگاهی کم مدیران ارشد سازمان، معمولا اقدام به خرید و پیاده سازی این سیستمها میکنند که به صورت پنهان باعث شکست یا بالارفتن هزینه این سازمانها میشوند.
مدیران ارشد سازمان باید همواره به تمام مراحل این فرآیندها اشراف داشته باشند و اگر در این خصوص اطلاعات و آگاهی کامل ندارند، بهتر است از این سیستمها استفاده نکنند.
سعید نوریآزاد
منابع:
ـ مدیریت منابع سازمانی ـ دیویی ـ مترجم اعرابی
ـ کتاب مقالات همایش تجربیات پیادهسازی سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان
ـ مدیریت طراحی منابع استراتژیک ـ توانا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: