نگاهی به نمایشنامه «قضیه متران پاژ»

تحلیل عمیق اجتماعی در یک کمدی بظاهر سطحی

سلسله رویدادها و اتفاقات پیوسته‌ای که با اتکا به موقعیتی خاص باعث می‌شود یک گره کوچک مدام پیچیده‌تر شود، از شیوه‌های روایتی جذاب و پرکشش در ادبیات نمایشی است. این شکل از داستان‌گویی یکی از بهترین روش‌های ایجاد کمدی است. الگوهای این نوع داستان‌گویی هم الگوهای مشخصی است؛ شخصیت‌ها معمولا در این الگو اشتباهی کوچک می‌کنند و مدام با راه‌حل‌های غلط برای جبران آن اشتباه کوچک، مشکل را بزرگ و بزرگ تر می‌کنند. آنان گاهی برای مقصودی دروغ می‌گویند و همین دروغ کوچک مدام باعث دروغ‌های بیشتر می‌شود و داستان را بغرنج می‌کند. یا گاهی در یکی از نمایشی‌ترین زیرمجموعه‌های این شیوه، شخصی برای رسیدن به مقصودی خاص تظاهر می‌کند کسی است که خودش نیست.
کد خبر: ۴۱۲۱۸۶

همین شیوه خود شکل‌های مختلفی دارد که در نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌های مختلف از آن استفاده شده است.

این روش که در نمایش‌های شرقی به آن بدل پوشی هم می‌گویند، یک سنت نمایشی قدیمی در ایران و خیلی از جوامع دیگر شرق است.

این بازی نمایشی البته منحصر به کمدی نبوده و در ژانرهای دیگر هم مورد استفاده قرار گرفته است؛ برای مثال یکی از تکنیک‌های جالب نمایشنامه مرگ یزدگرد اثر بهرام بیضایی هم همین روش بدل پوشی است. تکنیک اصلی نمایش قضیه متران پاژ نوشته الکساندر وامپیلوف هم همین شیوه است اما با سر و شکلی ساده‌تر به معنای اروپایی آن و در قالب یک نمایشنامه روسی.

قضیه متران پاژ، داستان مدیر یک هتل به نام کالوشین است که با یکی از مسافرانش به نام پاتاپف درگیر می‌شود سپس تردید می‌کند که پاتاپف آدم مهمی باشد و متوجه می‌شود او یک متران پاژ است.

کالوشین برای این‌که می‌ترسد متران پاژ شغلی مهم و دولتی باشد شروع به تظاهر به دیوانگی می‌کند که این مساله با حضور همسر، دوست پزشکش و... پیچیده‌تر می‌شود تا نهایتا کالوشین تصور می‌کند دارد می‌میرد و همین تصور در انتها باعث تغییر و دگرگونی این شخصیت می‌شود.

بازی کالوشین در نقش یک دیوانه و تظاهر و دروغش برای خلاصی از یک ماجرای توهمی و خطری غیرواقعی، دستمایه اصلی کمدی قضیه متران پاژ است.

همین تظاهر اوست که سلسله‌ای از موقعیت‌ها را می‌سازد و کمدی را به کمدی‌های اسلپ استیک (بزن و بکوب) نزدیک می‌کند. اما نکته دیگری وجود دارد که قضیه متران پاژ را با وجود این‌که داستانی ساده و تکنیکی عامه پسند دارد، سیاسی و فراتر از یک کمدی بزن و بکوب می‌کند.

شرایط زمانه‌ای که الکساندر وامپیلوف نمایشنامه‌نویس فقید روسی این اثر یعنی متران پاژ ـ و البته آثار دیگر خود ـ را در آن خلق کرده شرایطی پیچیده برای جامعه روسی بوده است. وامپیلوف، متران پاژ را در 1971 درست یک سال قبل از مرگش نوشته است.

18 سال از مرگ استالین گذشته و انقلاب موفق به اصلاحات فرهنگی جدی توسط روشنفکرانی که منتظر مرگ استالین بودند، نشده است. از سوی دیگر، شرایط جامعه به دلیل رخوت و ضعف‌های سیاسی پیچیده تر شده و بلاتکلیفی جایگزین استبداد استالین گشته است. در این شرایط تضادها تازه خود را نشان می‌دهد؛ در متران پاژ این تضاد، بین کالوشین که با ارزش‌های انقلاب زیسته است و ویکتوریا دختر جوانی که بسیاری از ناهنجاری‌ها ـ البته در نگاه بیمار کالوشین ـ برای او یک امر طبیعی و اجتماعی است، رخ می‌دهد.

اتفاقاً عنصر کمدی نمایش که همان بدبینی و شک مدام کالوشین است و منجر به تظاهر و گره اصلی داستان می‌شود همان عنصر مهمی است که بر آمده از آرمان‌های کارکرد از دست داده کالوشین است؛ آرمان‌هایی که دیگر در اجتماع جایگاه ندارند اما کالوشین با پافشاری بر آنها از خود شخصیتی مضحک می‌سازد و همین بی‌کارکردی اعتماد به نفس او را هم در ایستادگی پای عقایدش می‌گیرد؛ چرا که به‌طور کلی در هر دو حالت ـ پافشاری و دروغ ـ کالوشین مضحک و تاریخ گذشته است.

نکته دیگری که باعث می‌شود نمایشنامه از یک کمدی بزن و بکوب،تبدیل به یک اثر جدی و قابل اعتنا شود ایجاد دگرگونی و بازشناخت درونی در شخصیت اصلی است.

یعنی اثر وامپیلوف از ساحت بیرونی کشمکش‌ها و موقعیت‌ها تبدیل به یک سیر تحولی و نهایتاً بازشناختی درونی برای شخصیت کالوشین می‌شود. این مساله، سیر ساختاری نمایشنامه متران پاژ را به این شکل می‌کند که: یک کمدی موقعیت پر آشوب در فضای ملتهب اجتماعی شکل می‌گیرد که علاوه بر پیوند بافتاری‌اش با زمینه‌های اجتماعی، تحولی دراماتیک و در سایه آن شخصیتی چند بعدی برای مخاطب بازنمایی می‌کند.

قضیه متران پاژ بتازگی توسط نشر مرکز به چاپ رسیده و مژگان صمدی آن را از روسی با زبانی روان برای خواندن و اجرا به فارسی برگردانده است.

علیرضا نراقی ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها