نوعی ساختارشکنی در دنده معکوس دیده میشود به گونهای که تمام بخشهای موجود در این برنامه، معکوس شده و شنیده میشود.» این را افشین حسینخانی میگوید و ادامه میدهد: «تقریبا در 3ماه آغازین برنامه دنده معکوس از قالب معکوس استفاده میکردیم، اما به قول معروف از آنجا که دستمان برای شنونده رو شد، مجبور شدیم قالب برنامه را عوض کنیم و سبک اجتماعی ـ انتقادی را در برنامه به وجود آوریم، هرچند در بخشهایی همچنان از آیتم معکوس پیروی میکنیم.»
«سلام شنوندگان عزیز با اخبار وارونه این بخش در خدمت شما هستیم. گزارش گزارشگران ما حاکی از آن است که مستاجرها از بالا رفتن نرخ اجاره در کشور خوشحال و موجرها بسیار ناراحتند. یکی از هموطنان اجارهنشین که نخواست نامش فاش شود گفت از آنجا که ما نمیدانیم پساندازمان را که مبلغ چشمگیری است چگونه خرج کنیم، بهترین راه این است که به صاحبخانههایمان تقدیم کنیم و از مسوولان در خواست داریم راه و روش پول خرج کردن را به ما آموزش دهند تا صاحبخانهها بتوانند این پولها را خرج کنند و در دستشان یا بانکها باد نکند...» این قسمت به آیتم اخبار وارونه مربوط است. علاوه بر این آیتم، بخشهایی چون شوخی با ترانه خوانندهها، کارشناس، مسابقه و میکروفن هم وجود دارند. او در بخش میکروفن مخفی با چند نفر از هموطنان به طور اتفاقی تماس میگیرد و با کلامی غیرمعمول با آنها شوخی میکند. برخی مردم چنان کلام حسین خانی را در این آیتم جدی میگیرند که حتی وقتی او خودش را به عنوان مجری رادیو جوان معرفی میکند همچنان با جدیت از او میخواهند تا به این کار خاتمه دهد. حسینخانی به آیتم مسابقه و کارشناس اشاره میکند و میگوید: «آیتم مسابقه به گونهای طراحی شده که صدایی از رادیو پخش میشود و شنوندهها باید تشخیص دهند، صدای چیست.»
ضرورتهای متضاد
حسینخانی سوالات برنامه را به وسیله دکمه ارتباطدهنده میز صدا و استودیو با فاطمه عباسی، مجری برنامه در میان میگذارد و به او میگوید ضمن خواندن سوال برنامه، توضیحی نیز برای مخاطبان بدهد تا به بهترین شکل پاسخگو باشند. فاطمه عباسی سوال برنامه را اینگونه آغاز میکند: «اگر قرار باشد یکی از شخصیتهای اسطوره استقامت را انتخاب کنید شما چه کسی را به عنوان اسطوره انتخاب میکنید؟ زمانی که این سوال را از افشین حسینخانی پرسیدم نگاهی کرد و گفت محمد جهانآرا را به عنوان اسطوره انتخاب میکنم. حالا شما چه کسی را اسطوره میدانید؟» حسینخانی درباره این بخش از برنامه میگوید: «بیشتر سوالها به معضلات جامعه مربوط میشود.»
«آدمهای بد بین و آدمهای خوشبین هر دو برای جامعه لازمند. آدم خوشبین، هواپیما میسازد اما آدم بد بین چتر نجات میسازد... میدونم شما به هیچجا نمیرسید. همهاش از خودتون استقامت نشون میدید. اه اه...» اینها را عباسی در قسمتی از برنامه اجرا میکند و در ادامه نوشتههای حسینخانی را چنین میخواند.«نمیشه که، آخه کسی به این برنامه گوش میده؟ اصلا شنونده هم دارید؟ عمرا، عمرا حتی یک شنونده داشته باشیم..» چنین نوشتاری بهطور کلی بازگوکننده سبک و سیاق برنامه یعنی همان پیروی از واژه و المانهای معکوس است که در نوشتار نیز بخوبی نمود دارد. در آیتم بدبینی، حسینخانی از یکی از متدهای جذب مخاطب استفاده میکند و میکوشد با یکسری جملات منفی وجه نامگذاری برنامه را نیز مد نظر قرار دهد.
عصرانه موسیقی
پس از بخش ابتدایی برنامه، فریبرز گلبن(تهیهکننده) یک ترانه شاد عصرگاهی را درون دستگاه سیدیخوان قرار میدهد تا فضا بهگونهای با ریتم عصرهای جمعه همخوانی داشته باشد. گلبن معتقد است:«برنامههای صبح و عصر از نظر ریتم و موسیقی با کلام و بیکلام فرق میکند. بالطبع عصر روز جمعه میطلبد که ریتم موسیقی باعث آزار شنونده نشود، چرا که آن زمان از لحاظ فکری و ذهنی خسته هستند.»
گلبن در ادامه میگوید:«موسیقیهای تند و ریتم دار برای برنامههای صبحگاهی مناسب هستند، چون ذهن شنونده آماده هضم هر کلامی است، اما در عصر و شب اینگونه نیست و فقط باید موسیقیهایی انتخاب کنیم که باعث آرامش شنونده شوند. در کل ریتم موسیقی باید عصر پسند باشد.»
گلبن به متن برنامه نیز اشاره میکند و میگوید:«متن برنامه باید طوری طراحی شود که بدانیم راجع به چه موضوعی بحث و گفتوگو میکنیم. مثلا اگر بحث ما در مورد استان کردستان است باید اطلاعاتی داشته باشیم وگرنه در صورت ندانستن ممکن است موسیقی غربی پخش کنم و این مساله باعث میشود ذهن شنونده درگیر شود که درباره چه موضوعی صحبت میکنیم. اگر در برنامه تصمیم داریم به سینما، نقاشی، ورزش و... بپردازیم حتما موسیقی پخش شده باید به موضوع مورد نظر مربوط باشد تا به دل شنونده بنشیند.»
وجه برنامه دنده معکوس، طنز کلاسیک است. گلبن درخصوص موسیقیهای به کار برده شده میگوید: «ما موسیقی طنز نداریم و موسیقیهای استفاده شده اکثرا فانتزی هستند. ممکن است در برنامه بنابر شرایطی، موسیقی جدی نیز پخش شود. فرض کنیم 10 لطیفه پشت سر هم گفته میشود. وقتی از شما بپرسند لطیفه دوم چه بود، ناخودآگاه یادتان نمیآید و این طبیعی است. پس باید به شنونده مجال بدهیم و ترانههایی استفاده کنیم که خوششان بیاید و بتوانند مسائل را هضم و درک کنند. در اصل برای شنیدن ترانه و مطالب بعدی آماده شوند.»
صدا، حرف اول را میزند
اگر با فرم برنامه حسینخانی آشنا باشید، میدانید گویندههایی را انتخاب میکند که با نوع نوشتار و برنامههایش همخوانی داشته باشند. فاطمه عباسی گوینده برنامه دنده معکوس میگوید: «اگر به عنوان یک غریبه خارج از این گود بخواهم راجع به حسینخانی نظر بدهم به یقین یکی از خصیصههای خوب ایشان این است که قبل از هر مسالهای، دنبال صدای خوب هستند، چون در رادیو صدا باید شنیده بشود.»
به گفته عباسی، صدای رادیویی باید قوی باشد تا بر مخاطب غالب شود وگرنه صدای معمولی و بدون انرژی جذابیتی ندارد و شنونده را تا حدودی آزار میدهد. عباسی معتقد است:«در رادیو حرف اول را صدا میزند بعد تکنیک. تکنیک یاد گرفتنی است، اما صدا ارثی است و میتوان آن را پرورش داد. به نظرم صدا باید مانند آبی باشد تا وقتی در ظرفی قرار میگیرد، قالبپذیر باشد. در واقع براحتی بتواند حس را به شنونده انتقال دهد.»
عباسی برخلاف دیگر گویندهها، وقتی وارد استودیوی پخش زنده میشود بیمعطلی متنهای برنامه را روی میز مقابلش میچیند و شروع به مطالعه میکند. او معتقد است:«نه فقط برای برنامه حسینخانی، بلکه هر برنامه دیگری که داشته باشم سعی میکنم قبل از اجرای برنامه، متن را مرور کنم، چرا که مطالعه قبل از اجرا باعث میشود از چند و چون برنامه و همچنین ریتم متن اطلاع یابم. بعلاوه، از هرگونه تپق زدن در اجرایم کاسته میشود. از سوی دیگر، بخشهایی از متن که از لحاظ نگارش به آن حس خوبی نداشته باشم را نیز عوض میکنم.»
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم