در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
(به صورتی که ادامه حرفهای مهمان برنامه را که ناقص مانده است، دیگر نشنویم.) در میانه برنامه بلاتکلیف نباشد و نداند که چگونه باید ادامه دهد. نه آنچنان خشک و عصبی به اجرای برنامه بپردازد و نه آنقدر خود را به وادی لودگی بکشاند که لوس جلوه کند. وقتی بینندگان را مخاطب قرار میدهد، بداند که خیل بزرگی از آنها مردمانی از خواص جامعه هستند. لذا مجری باید این موضوع را در نظر بگیرد و از لحن و بیانی در خور این اقشار استفاده کند. آیا همه مجریان این موارد را رعایت میکنند؟ در مواردی شاهد بودهایم، مجری جوانی که در حال اجرای برنامهای برای گروه بزرگسال است به گونهای برنامه را اجرا و از جملاتی استفاده میکند که گویی مخاطبان او تعدادی از بچههای مقاطع سنی کودک و نوجوان هستند.
جالب است که این روش ناپسند و خام در برنامههای بعدی هم ادامه مییابد و چنین استنباط میشود که مسوولان مربوط گروه، ظاهرا تذکری در این خصوص به او ندادهاند.اساسا آنچه شاهدیم، جدی نگرفتن مقوله مجری در صدا و سیماست. شاخصهای که حرف اول و رکن اصلی این دست از برنامهها را تشکیل میدهد.
این یک اصل اولیه برنامهسازی است که هر مجری برنامه، لزوما باید دارای ویژگیهایی باشد که هم به لحاظ دیداری (در سیما) شکل و هیات مناسبی داشته باشد و هم دارای دانش، تجربه و کاردانی در خوری باشد تا بیننده او را جدی بگیرد و به حرفهای او اعتماد کند. شاید لازم باشد در این خصوص مثالی بزنم تا مطلب بهتر روشن شود.
یک برنامه تلویزیونی را در نظر بگیرید که قرار است درخصوص موضوعی علمی، فرهنگی یا اجتماعی با مهمانان برنامه به گفتوگو بنشیند و برنامهای که قرار است به کاوش در لایههای عمیق موضوع بپردازد. اگر این برنامه با یک مجری جوان کمتجربه اجرا شود، علاوه بر آن که بیشتر مخاطبان موضوع را جدی نخواهند گرفت (یا دستکم در ضمیر ناخودآگاهشان این حس ایجاد خواهد شد) شمار بینندگان برنامه نیز اندک خواهند بود.بعلاوه این که این مجری کار نابلد نخواهد توانست برنامه را به شکل قابل قبولی اداره کند و نتیجه آن که، متولیان چنین برنامهای هم نخواهند توانست حق مطلب را به درستی ادا کنند و حاصل کار چندان رضایتبخش نخواهد بود.از دیگر سو، برنامههایی را هم دیدهایم که مجری متبحر و کاردان، آنچنان آن را خوب اداره و اجرا کرده که مخاطبان بسیاری را همین عنصر اساسی (مجری) جذب میکند.از دیگر نقصهایی که می توان به آن اشاره کرد تقلید و کلیشهگرایی تعدادی از همین مجریان جوان در برنامههای گوناگون مربوط به کودک و نوجوان و جوان است. نوع گفتار و حرکات دست و بدن این مجریان گاهی آنچنان به هم شبیه است که حیرتآور و تمسخرآمیز جلوه میکند. تعداد مجریانی که در سیما حضور دارند، بسیار زیاد است، اما حقیقت این است که از میان این همه مجری، تعداد انگشتشماری، قابلیت نامگذاری عنوان مجری تلویزیون را دارند.
چه باید کرد؟
4 راهحل در این خصوص به نظر میرسد:
1 ـ نخست آن که به مجریان کاربلد فرصت بیشتری (حداقل در برنامههای جدیتر) بدهیم و اجرای برنامههای بیشتری را به عهده آنها بگذاریم.
2 ـ مجریان بالقوهای را که با رسانه آشنا هستند و در جاهای دیگری خارج از تلویزیون به کار مشغولند، دعوت کنیم. در میان این افراد قطعا چهرههایی را خواهیم داشت که قادرند مجریان قابل قبولی باشند.
3 ـ هر شخصی را به عنوان مجری انتخاب نکنیم و در این خصوص دقت و وسواس بیشتری داشته باشیم.
4 ـ از میان مجریان جوان آنهایی را که قابلیت دارند به وسیله گروهی کارشناس برگزینیم و آموزش دهیم.
علی پاکاریان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: