پس از آن در سریالهای شیخ مفید، همسایهها و... به عنوان بازیگر و در متن تله فیلمها و سریالهایی چون اگه تو نبودی، لالهها، شاید رسیده باشی، روشنایی دریا و حماسه ماندگار به عنوان نویسنده متن حضور داشته است.
اما این شبها شاهد پخش سریال «توطئه فامیلی» به قلم و بازی فلورا سام هستیم. گفتوگوی ما را با او میخوانید.
از ایده نوشتن این سریال بگویید و اینکه آیا حداقل به لحاظ موضوع نمونه خارجی هم دارد؟ نگارشاش چه مدت طول کشید؟نگارش متن سریال بیش از 3 ماه زمان برده و پیش تولید آن با متن کامل و آماده آغاز شد. درخصوص ایده کار باید بگویم چون قصدم نوشتن یک طنز موقعیت بود و الگوی همیشگی این کارهم جابهجایی آدمهاست که عموما هم موقعیتهای جذابی ایجاد میکند از این روش استفاده کردم. زیرا میخواستم یک طنز موقعیت بسازم از این الگو میتوانستم خیلی بهره بگیرم ودستم برای نوشتن خیلی باز بود.
درخصوص نمونه خارجی این کارهم باید بگویم بله! مدتها قبل فیلمی دیدم به نام «صخره سرخ» با بازی نیکلاس کیج که البته هیچ جنبه طنزی نداشت و یک فیلم کاملا جنایی بود. من از طرح اولیه کار یعنی جابهجا شدن آدمها و اشتباه گرفتن آنها برای نوشتن توطئه فامیلی بهره گرفتم. اشتباه گرفتن قهرمان قصه آن فیلم با یک آدمکش برایم جذاب بود و همین قضیه و اضافه کردن موقعیتهای طنز به آن، فیلمنامه سریال توطئه فامیلی را شکل داد.
اصلا از ابتدا قرار بود یک سریال طنز بنویسید یا پلیسی ـ معمایی؟
به من پیشنهاد داده شد سریال جذابی را با فضای طنز مفرح بنویسم و این اولین بار بود که کار طنزی مینوشتم که در خود رگههای جنایی ـ پلیسی نیز داشت.
طرح اولیه فضایی داشت که گفتند طنز نیست و بیشتر به آثار پلیسی نزدیک شده است. پس از آن قرار شد طنز مدنظر را در نگارش سریال لحاظ کنم. طنزی که کلامی یا بهواسطه شوخیهای تکراری نیست و بیشتر تاکیدم بر موقعیت بوده است. قصه این سریال بیشتر پلیسی، جنایی و اکشن است که برای خود من بسیار جالب بود.
در بیشتر کارهایتان هم بازی میکنید. آیا دلیل خاصی دارد. یا از قبل نقشی را برای خودتان در نظر میگیرید؟
در اغلب کارها به این شکل نیست. نقش به من داده میشود. در زمان نگارش فیلمنامه، هیچ نقشی را برای بازیگر خاصی نمینویسم، زیرا امکان همکاری با آن فرد شاید فراهم نشود. در ضمن دوست دارم در متنی که خودم نوشتهام و نسبت به آن تسلط دارم، بازی کنم.
ولی در این سریال نقشی وجود داشت که باید با لهجه شیرازی صحبت میکرد. هر کسی که نقش را میخواند برایش سخت بود و همه میگفتند کسی بجز خودت نمیتواند این نقش را بازی کند و در نتیجه نقشی به خودم رسید.
به نظر خودتان و با توجه به اینکه آیا تلویزیون همیشه یک سریال طنز در حال پخش دارد، توطئه فامیلی کار متفاوتی نسبت به طنزهای دیگر است و چقدر سعی کردید این اتفاق بیفتد؟
بله. این مجموعه به علت دوری از لودگی، مناسب خانوادههاست و استقبال اقشار مختلف مردم از آن نیز نشاندهنده موفقیت این اثر است و من تمام سعیام را کردم که طنز موجود در این کار با طنزهای در حال پخش فرق داشته باشد، آن هم به این دلیل که بیننده به تنوع درطنز احتیاج دارد و از آنجا که خودم به طنز موقعیت بیشتر علاقهمندم و در این سالها هم کمتر از این نوع طنز در ساخت سریالها استفاده شده است حس کردم طنز موقعیت جواب میدهد و کار متفاوتی ایجاد میکند.
با توجه به حساسیتهای بیننده برای استفاده از یک لهجه خاص باز هم در این کار ملیحه لهجهای شیرازی دارد. نترسیدید دوباره حساسیت برانگیز شود؟
شاید! چون دقیقا شروع تصویربرداری ما با سریال «در مسیر زاینده رود» و حساسیتها و حاشیههای ان سریال بود و این احتمال وجود داشت که چنین اتفاقی برای ما هم بیفتد. ولی من میخواستم بعد از مدتها که در تلویزیون از لهجهها استفاده شده و مردم آن شهرستانها در برابر آن جبهه گرفتهاند. طوری این لهجه را به کار بگیرم که بگویم نه، میشود از لهجهها بدون ایجاد حساسیت استفاده کرد. ما تاکنون در کارهای مختلف شاهد حضور شخصیتهای بیدست و پایی بودهاید که از قضا لهجه هم داشتهاند و در واقع از طریق لهجه شخصیت حقیر شده است و خب طبیعی است بیننده هم موضعگیری کند، ولی من در این کار چنین قصدی نداشتم. در استفاده از لهجه شیرازی برای شخصیت ملیحه عمد داشتم. او به لهجهاش افتخار میکند و به عمد به این شکل صحبت میکند. علاوه بر آن میخواستم بیننده با این لهجه، آداب و رسوم و فرهنگ این خطه نیز آشنا شود. من دراین کار از لهجه برای تحقیر کسی استفاده نکردهام و خوشبختانه شیرازیها از این قضیه استقبال کردهاند و مشکلی پیش نیامده است.
برخی شخصیتهای شما در این کار شمالی هستند، ولی کماکان به اصطلاح با لهجه تهرانی صحبت میکنند. نمونهاش مادر شوهر ملیحه. آیا این کار عمدی بود؟
از همان ابتدا با صحبتی که باکارگردان داشتم متوجه شدم رامبد جوان هیچ علاقهای به استفاده از لهجه شمالی در این کار ندارد و دلیلشان هم این بود که قرار نیست چون ما در شمال زندگی میکنیم و اتفاقات در شمال میافتد الزاما آدمهایش هم شمالی صحبت کنند. مگر در سریال کوچک جنگلی که در شمال و براساس یک شخصیت شمالی شکل گرفته بود، کسی شمالی صحبت میکرد؟
سام: طرح اولیه فضایی داشت که گفتند طنز نیست و بیشتر به آثار پلیسی نزدیک شده است. پس از آن قرار شد طنز مدنظر را در نگارش سریال لحاظ کنم. طنزی که کلامی یا بهواسطه شوخیهای تکراری نیست
او معتقد بود بیننده این قضیه را براحتی میپذیرد وچون دوست داشت که اگرقرار است کسی شمالی صحبت کند درست صحبت کند و چون بازیگرهایی که انتخاب کرده بودیم تسلط چندانی به این لهجه نداشتند وامکان داشت ایجاد مشکل کنند، بنابراین تصمیم بر این شد که بازیگرها گویش محلی نداشته باشند.
در چند نوشته اخیرتان بخشی ازماجراها یا مثل این سریال کل آن در شمال اتفاق میافتد. آیا عمدی در این کاردارید؟
زمانی که این کار را مینوشتم، اصلامشخص نبود در کجا قرار است تصویربرداری شود، اما منطق فیلمنامه یک شهرستان کوچک را میطلبید. جایی که آدمهایش بتوانند براحتی و سریع همدیگررا پیدا کنند. برای همین گروه تولید با توجه به فصلی که قرار بود کار کلید بخورد و اینکه میخواستیم یک کار مفرح بسازیم و از برخی تصاویر زیبا در کاراستفاده شود نهایتا شمال به عنوان لوکیشن سریال انتخاب شد که بعد من در بازنگری متن، المانهایی چون شغل رامین (اجاره ویلا) را لحاظ کردم.
در همین یکی دو کار اخیرتان که الان به یاد دارم ومیتوانم از آنها یاد کنم مثل سریال نشانی که در حال حاضر از شبکه 2 در حال پخش است همیشه یک شخصیت دارید که از خارج میآید. آیا این یک جور نماد و نشانه است؟
متاسفانه من بارها درکارهای مختلف دیدهام آدمهایی که از خارج از کشور میآیند آدمهای منفیای هستند. به نظرم آمد ما با نشان دادن این قضیه داریم به آنها توهین میکنیم. ولی شخصیتهایی که از خارج از کشور میآیند مثل شخصیت لیلای نشانی یا پویا، آدمهای خوبی هستند که هویت و فرهنگ خود را جستجو میکنند، آدمهایی که قلبا ایران را دوست دارند. من همیشه خواستهام با نشان دادن این آدمها، فرهنگ ایرانی را معرفی و برخی آداب و خصلتهای ایرانی را یادآوری کنم مثل همدلی، احترام به بزرگتر، صله رحم و... در واقع شخصیتهای خارجی من اسپانسرهای تبلیغاتی فرهنگ ایرانی هستند.
چرا در همه کارهای شما زنها نقش پر رنگی دارند و البته کلیدی مثل نشانی، ماه عسل یا.... چون نویسنده فیلمنامه یک زن است؟
نه، به خاطر زن بودن نویسنده نیست. دلیلش این است که زنهای ما هم باید به اندازه مردها دیده شوند. من دوست دارم در این کارها حداقل حق مطلب را درخصوص همجنسانم ادا کنم.
تاکنون در سریالهایی که شما نوشتهاید، تهیهکننده همسرتان (مجید اوجی) بوده است. هیچوقت نخواستهاید با تهیهکننده دیگری کار کنید؟ موقعیتش پیش نیامده؟
این خواسته خود من است، چون متاسفانه این روزها مسوولان فرهنگی ما هیچ نظارتی بر کار تهیهکنندگان ندارند. یعنی هر کسی پول داشته باشد، میتواند تهیهکننده شود بدون اینکه دانش چنین کاری داشته باشد. من خیلی از بازیگرها را میشناسم که مدتهاست کارشان تمام شده ولی کسی با آنها تسویه حساب نکرده است، حتی خود من.برای همین به قول معروف سری که درد نمیکند را دستمال نمیبندند. من ترجیح میدهم با تهیهکنندهای کار کنم که به او اطمینان دارم و مطمئنم کارش را بلد است و کیفیت کار برایش اهمیت دارد و همه اینها را مجید اوجی دارد. چرا نباید با او کار کنم؟!
خانم سام، به نظر شما تلویزیون چقدر به کارهای طنز احتیاج دارد و فکر میکنید تاکنون چقدر از این ظرفیت استفاده شده و تلویزیون دراین زمینه چقدر موفق بوده است؟
اگر به کارهایی که در پنج شش سال گذشته تولید شده نگاه کنیم، متوجه میشویم موفقیت در زمینه کارهای کمدی خوب بوده است. دلیلش هم این است که سوژهها کمتر تکراری بودهاند و بازیگران بیشتری به این عرصه وارد شدهاند.
شیما بهاردوست
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم