در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او علاوه بر صعود به قلههای زیاد، دورههای سنگنوردی، کوهپیمایی در یخ و برف، کار با جیپیاس و نقشهخوانی، پزشکی کوهستان و دوره راهنمایان طبیعتگردی را سپری و چند سال به عنوان راهنمای طبیعتگردی و کوهستان فعالیت کرده است.
فرهادینژاد از سال ۱۳۸۳ تاکنون به عنوان استاد درس شناخت و آشنایی با لوازم طبیعتگردی و کوهنوردی مشغول به فعالیت میباشد و هماکنون مشغول تدوین کتابی در این زمینه است.
او در مورد یکی از حوادث کوهنوردی که سال 88 برای او و تیم کوهنوردی افتاده است، میگوید: ساعت 30/14 به قله رسیدیم، هوای قله به نقل از تیم ۳ نفره ستاد اطلاعرسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان هیات کوهنوردی استان تهران، مستقر در قله توچال از ظهر رو به خرابی نهاده و همراه با باد شدید و بوران بوده است.
تیم ما روز قبل آب و هوای قله را در سایت هواشناسی بررسی و با اطلاع از این موضوع که باد روی قله در این روز ۳۰ کیلومتر بر ساعت خواهد بود، صعود خود را آغاز کرده بود.
پس از نیم ساعت استراحت در پناهگاه توچال حدود ساعت 00/15عصر پنجشنبه به سمت ایستگاه ۷ تلهکابین توچال حرکت کردیم.
پس از ۵ دقیقه حرکت و پیمودن حدود ۵۰ متر از مسیر به سمت ایستگاه ۷ تلهکابین، هوا به طرز غیرعادی دگرگون شد بهگونهای که روی صورت افراد تیم لایهای از یخ پوشیده شده بود تیم قصد بازگشت به سمت قله را گرفت که در همین زمان یک تیم ۲نفره به ما رسید که ما را از این کار منصرف و به ادامه مسیر با راهنمایی خود تشویق کرد.
تیم ما متقاعد شد و به همراه آنها به راه افتادیم، ۱۰ دقیقه بعد اثری از تیم ۲ نفره راهنما نبود، ما آنها را در بوران گم کردیم، فکر میکردیم سرعت باد حدود ۱۰۰ کیلومتر در ساعت است که پس از حادثه متوجه شدم شاید باد حداکثر ۵۰ یا ۶۰ کیلومتر بوده و به نوعی نیمی از این تفکر به علت وحشت حاکی از بوران و باد منطقه بوده است.
آقای کرمی که قویترین فرد تیم ما بود، کاپشن گرتکس خود را در جانپناه توچال به یکی از اعضای تیم میدهد و خودش با پوشش استرج و ۲ پلیور مسیر را ادامه داد، به علت شدت باد سرد، بوران و نداشتن کاپشن گرتکس در معرض هجوم سرمای بیشتر قرار گرفت، شدت سرما، بوران و پودر برف دقایقی دید تمامی افراد را از بین میبرد و به گونهای که پوششی از یخ روی همه عینکها را گرفته بود، فرهادینژاد میگوید من عینک خود را در آورده و با دستان خود بر چشمان خود کوبیدم و آنها را میمالیدم تا شاید از پوشیده شدنشان بوسیله لایه یخ جلوگیری کنم، مرحوم کرمی را دیدم که ناتوان از هجوم توفان کنار میلهای از مسیر خم شده بود و به همسر وی که از کرمی ضعیفتر بود کمک کردم تا سرپا شود و با گرفتن میلهها مسیر را ادامه دادیم.
پس از گذشت ۳ تا ۴ دقیقه بر اوضاع مسلط شده و چند دقیقه بعد به چند متری ایستگاه ۷ رسیدیم، با فریاد درخواست کمک کرده و تیم حاضر در تلهکابین یک نفر را با طنابی که ۵ نفر آن را حمایت میکردند به پایین فرستادند (این حمایت به علت شدت باد و بوران در آن قسمت بود) و به ما ۲ نفر کمک کرد تا به داخل ایستگاه برسیم، یک ربع ساعت بعد ۳ نفر دیگر از اعضای تیم، ۲ ساعت بعد آقایی که میخواست تیم ما را راهنمایی کند و یکساعت ونیم بعد خانمی که همراه آن آقا بود به ایستگاه رسیدند، کل زمانی که گروه ۶ نفره ما درگیر بوران بین قله توچال و ایستگاه ۷ شد حدود ۴۰ دقیقه بود.
فرهادی ادامه میدهد، فکر میکردیم آقای کرمی که قویترین عضو تیم ما بود، میتواند به تنهایی به ایستگاه برسد.
ساعت 00/18به همراه تیم ۵ نفره امداد آتشنشانی به محلی که کرمی بود رفتیم و با پیکر یخ زده وی مواجه شدیم که امکان حرکت دادن وی وجود نداشت، به ایستگاه بازگشتیم، در این مسیر اعضای تیم امداد به علت نداشتن تجهیزات کافی و نداشتن تجربه چنین بورانی دچار وحشت شده بودند و با کمک من که دیگر وحشتم از بوران کم شده بود و میتوانستم مسیر را طی کنم به ایستگاه بازگشتیم.
این کوهنورد باتجربه در پایان میگوید: مرحوم کرمی جزو کوهنوردان باتجربه و دارای روحیه بالا بوده است، وی در این برنامه کولهپشتی ۶۰ کیلویی همراه داشت که حاوی تمامی تجهیزات زمستانی بود و شاید تنها نداشتن کاپشن گرتکس در این هوا و غلط بودن آمار هواشناسی درباره شدت باد موجود، وی را دچار این حادثه کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: