در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همسرکشی اتهامی است که حمید با آن مواجه است. او همسرش را زنی خیانتکار معرفی میکند و میگوید مدارکی هم برای اثبات حرفش دارد. حمید 3 خواهر و 2 برادر دارد و همه اعضای خانواده او زندگی آرام و بیحاشیهای دارند، اما سالها قبل حمید به مواد مخدر معتاد شد. آن موقع همسر و فرزند داشت. خودش میگوید: «در خانواده پدریام هیچ مشکلی وجود نداشت من خودم هم شغل آزاد داشتم و خیلی زود هم ازدواج کردم. 20 سالم بود، اما زنم را خیلی دوست داشتم. عاطفه زن مهربانی بود نمیدانم چرا سراغ مواد رفتم به هر حال در آن مدت هم با زن و بچههایم بدرفتاری نکردم. خیلی زود خودم را از آن بلا نجات دادم، در واقع اعتیاد من مقطعی بود آن موضوع هیچ ربطی به قتل ندارد.»
البته این ادعای خود حمید است و شاید نخستین اختلافات او و همسرش بر سر همین موضوع به وجود آمد و شاید عاطفه از همان زمان نسبت به زندگی مشترک دلسرد شد. حمید ماجرا را اینطور ادامه میدهد: «من و زنم اتفاقا رابطه خوبی با هم داشتیم. لااقل این طور به نظر میرسید تا اینکه رفتارهای عاطفه کمکم عوض شد. او دیگر به زندگیمان اهمیت نمیداد، غذا نمیپخت، کارهای خانه را انجام نمیداد. رفتارهایش باعث شد شک کنم. بعد که فهمیدم او بدون اطلاع من یک خط اعتباری خریده، شکام بیشتر شد و بالاخره فهمیدم هر روز بارها و بارها با یکی از دوستانم که به خانه ما رفت و آمد داشت، تلفنی حرف میزند و برای هم اساماس میفرستند.»
سوءظن به خورهای تبدیل شد که در جان حمید افتاده بود. او میگوید: «میخواستم عاطفه را طلاق بدهم حتی مهریهاش را هم آماده کردم، ولی این و آن واسطه شدند و گفتند تو بچهداری بهخاطر آنها بگذر. من هم با عاطفه صحبت کردم و قرار شد از کارهایش دست بردارد تا باز هم با هم زندگی کنیم.»بعد از آن کشمکش مدتی زندگی این زوج رو به آرامش رفت. متهم به قتل توضیح میدهد: «رفتار عاطفه کمی بهتر شد، اما موقتی بود باز هم همان اختلافات شروع شد و بالاخره عاطفه به من گفت با آن مرد رابطه دارد و ارتباطشان خیلی بیشتر از تلفن و اساماس است. دیگر نتوانستم تحمل کنم چاقویی برداشتم و او را زدم. من قاتل نیستم، اصلا نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. ظاهرا 4ضربه به او زدم بعد از اینکه دیدم چه کردهام به کلانتری رفتم و خودم را معرفی کردم.»
حمید این روزها نگران فرزندانش است او میگوید: «آنها را به پدرم سپردهام، اما این اتفاق روی آنها تاثیر بدی گذاشته، تکلیف خودم هم که روشن نیست و منتظر محاکمه هستم. حالا چه پیش بیاید نمیدانم امیدوارم بتوانم رضایت بگیرم. من با عشق با عاطفه زندگی میکردم ولی او به من خیانت کرد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: