در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرا از این قرار است که درسا در سوئد به دنیا آمد و از وقتی چشم به جهان گشود، شاهد اختلافات پدر و مادرش بود، در نهایت کار این زوج به جدایی کشید و دادگاه استکهلم حضانت دختر ایرانی ـ سوئدی را به مادرش سپرد. دخترک چندی بعد ناپدید شد. او آن زمان 5 سال بیشتر نداشت، پلیس با انجام تحقیقات مشخص کرد پدر درسا او را در راه مهدکودک ربوده و به ایران برده است.
پدر بعد از بازگشت به ایران ازدواج مجدد کرد و درسا در خانه نامادری روزگار خوشی نداشت. او مجاز نبود با مادرش در ارتباط باشد و گاه مدتهای طولانی در خانه حبس میشد. 10 سال بعد از این واقعه پدر درسا دخترش را رها کرد و خودش به سوئد برگشت، اما در آنجا به اتهام آدمربایی دستگیر و به تحمل 3 سال و نیم زندان محکوم شد. این در حالی بود که درسا همچنان در ایران و نزد نامادری بود تا اینکه از آن خانه گریخت و با پیگیریهای گسترده توانست راهی سوئد شود. او بعد از 12 سال دوری در فرودگاه بینالمللی آرلاندا در استکهلم، مادرش را ملاقات کرد. این ماجرا مورد توجه رسانههای سوئدی قرار گرفت و بازتابهای زیادی داشت. در همین حال مادر درسا میگوید: در تمام این سالها خیلی تلاش کردم بچهام را ببینم، اما فقط یک بار 8 سال قبل وقتی به ایران رفته بودم توانستم ملاقات کوتاهی با درسا داشته باشم. در همه این سالها به اتاق دخترم دست نزدهام؛ چون مطمئن بودم او بالاخره روزی به خانه برمیگردد، من میخواهم از این به بعد همه وقت و انرژیام را وقف او کنم.
خود درسا هم با توجه به اینکه دیگر از مادرش دور نیست، میگوید برای آیندهاش برنامهریزی کرده است و میخواهد در رشته گرافیک تحصیل کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: