مردی که دوست داشت زندانی شود!

22 سال قبل وقتی که هنوز قاضی جوان و تقریبا تازه‌کاری بودم پرونده‌ای به من ارجاع شد. مبنی بر این‌که مرد جوانی چند فقره سرقت انجام داده و بعد از مدتی خود را به ماموران معرفی کرده بود.
کد خبر: ۴۱۱۴۱۷

این مرد جوان حدودا 25 ساله بود. وقتی او را نزد من آوردند جلسات بازپرسی را آغاز کردم. گفت کسی که چند روز قبل یک مغازه را مورد سرقت قرار داد، من بودم. به محض این‌که ماموران به محل رسیدند خودم را پنهان کردم، اما بعد از چند روز دچار عذاب وجدان شدم و تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم. این مرد اعتراف کرد که چند سرقت دیگر هم انجام داده ‌ و آمده ‌‌است که تاوان کارش را پس بدهد.برای بررسی‌های لازم در این خصوص از ماموران خواستم که شاکیان را شناسایی کنند و اظهارات آنها را با گفته‌های متهم مطابقت دهند. چندروز کار روی این پرونده نشان داد که متهم راست می‌گوید. او سارق چند فقره سرقت از مغازه‌های شهر بوده است.

سعی می‌کردم با دقت کامل این موضوع را بررسی کنم. پرونده تکمیل شد و در آخرین بررسی و قبل از این‌که اظهارات آخر متهم را بگیرم و او در مرحله بازپرسی آخرین دفاعیات خود را بیان کند، صحنه‌های بازسازی سرقت را هم انجام دادیم و متهم با دقت و ریزه‌کاری همه چیز را تعریف کرد. پرونده بعد از بررسی دقیق و تکمیل به دادگاه فرستاده و متهم به 2 سال حبس محکوم شد. حکم در حال اجرا بود و یک سال آن گذشته بود که ماموران پلیس آگاهی باند سرقتی را دستگیر کردند که متهمان آن سرقت‌های زنجیره‌واری را انجام داده بودند.

در بررسی پرونده جدید و بعد از این‌که اعترافات متهمان در اداره آگاهی را خواندم، متوجه شدم 2 مغازه‌ای که آنها اعتراف کرده‌اند مورد دستبرد قرار دادند همان 2 مغازه‌ای است که مرد جوان اعتراف کرده و گفته بود که از آنها سرقت انجام داده ‌است. به اعترافاتی که در اداره آگاهی شده بود اکتفا نکردم و برای تحقیق بیشتر خودم متهمان را بازجویی کردم، آنها به این سرقت‌ها اشاره کردند و به طور دقیق توضیح دادند که چه اتفاقی افتاده است.گفته‌های متهمان طوری بود که من یقین پیدا کردم، آنها درست می‌گویند اما باید متوجه می‌شدم شخصی که خود را پیش از این سارق مغازه‌ها معرفی کرده‌ بود، چرا این کار را کرده و چرا واقعیت را نمی‌گوید. او را از زندان احضار کردم و گفتم این‌طور که تحقیقات ما نشان می‌دهد تو به دروغ اعتراف کردی و باید توضیح بدهی برای چه این کار را کرده‌ای؟

وقتی مرد جوان صحبت‌هایش را آغاز کرد، متوجه شدم ماجرا چیست و او برای این‌که زندگی سالمی داشته باشد چنین اعترافی کرده‌ است.

این مرد به مواد مخدر اعتیاد داشت. در زندان ترک کرده بود. زندگی پر از رنجش را که گفت تحت‌ تاثیر قرار گرفتم و از صمیم قلب از خداوند خواستم تا کمکش کند. این جوان گفت: چون معتاد بودم، خانواده و همسرم ترکم کرده ‌بودند و آواره خیابان شدم. یک روز به خودم آمدم و گفتم من هم باید همان‌طوری که مردمان دیگر زندگی می‌کنند باشم. خودم باعث شده‌ بودم زندگی‌ام از دست برود و حالا این من بودم که باید زندگی‌ام را دوباره به دست می‌‌آوردم. بدون هیچ ابزاری نمی‌توانستم اعتیادم را ترک کنم. چون هر بار که درد به سراغم ‌می‌آمد دوباره به سمت مواد می‌رفتم و به روزی می‌افتادم که برای به دست آوردن مواد هر کاری می‌کردم. تا این‌که یک روز دیدم چند مرد به مغازه‌ای رفتند و آنجا را سرقت کردند. در همان لحظه به ذهنم رسید که خودم را به جای آن سارقان معرفی کنم و زندانی شوم تا شاید در زندان بتوانم اعتیادم را ترک کنم. چون دیده‌ بودم هر کدام از دوستانم که زندانی می‌شوند، ترک می‌کنند و بیرون می‌آیند به همین دلیل هم خودم را به پلیس معرفی کردم. در این مدت توانستم اعتیادم را ترک کنم. تصمیم داشتم به خانه برگردم و با همسرم زندگی خوبی را آغاز کنم و به او بگویم که همه چیز تمام شده و من دوباره برگشتم. منتظر بودم این یک سال هم بگذرد.

مرد معتاد که برای برگشت به زندگی مجبور شده ‌بود خود را یک سارق معرفی کند، دلیل این کارش را بی‌پولی عنوان کرد و گفت: اگر پول داشتم حتما در کمپی بستری می‌شدم تا اعتیادم را ترک کنم، اما وقتی دیدم پولی ندارم بهترین راه را رفتن به زندان دیدم. در این مدت که زندانی بودم اعتیادم را ترک کردم، حرفه‌ای یاد گرفتم و حالا می‌خواهم به زندگی بازگردم و همسرم را خوشبخت کنم.

این مرد آزاد شد و به زندگی بازگشت و من از صمیم قلب برایش دعا کردم تا دیگر درگیر اعتیاد نشود. حالا سال‌های زیادی از آن ماجرا می‌گذرد و من همچنان در مسند قضاوت هستم و این تنها اشتباه من بوده ‌است. چراکه همیشه با دقت زیادی پرونده‌ها را پیگیری می‌کنم تا مبادا حقی ناحق و ناحقی حق شود. در این مورد هم اگر متهم این‌طور رفتار نمی‌کرد و اعترافات دروغین نداشت، قطعا محکوم نمی‌شد و من را هم به اشتباه نمی‌انداخت.

حسن تردست

قاضی دادگاه کیفری استان تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها