صولت فروتن ‌/‌ جام‌جم

قصه شرم

با خود می‌گفتم آدم‌های شهر من بیگانه‌اند. آدم‌های شهر من نمک می‌خورند و نمکدان می‌شکنند.با خود می‌گفتم: اینجا تهران است. خوش به حال آنجا که شهرستان است. خوش به حال آن روستا‌های دوردست. اما آنجا هم انگار خبرهاییست. خدایا چه می‌شنوم؟ آن شهر پاک و آن مردمان بی‌آلایش کجایند؟ مگر می‌شود در آنجا، در آن شهر پاک، در آن شهر خوبی‌ها، زنی را... نه و دروغ است این خبر.
کد خبر: ۴۱۱۱۲۹

دروغ است که عده‌ای، زنی را در روستایی نزدیک کاشمر در خراسان ـ آنجا که خورشید طلوع می‌کند ـ ربوده‌اند و به او تجاوز کرده‌اند. مگر می‌شود؟ نه. آن شهر‌های بی‌آلایش، آن شهرهای خوب و ساده، آن روستاهای بکر،آن روستاییان باصفا و صمیمی... نه... مگر می‌شود در آن دشت‌های مهربانی زنی را بی‌پناه ببینند و پناهش ندهند که هیچ، او را در مقابل دیدگان خود...

حالا جواب آن چوپان دروغگو را چه بدهیم؟ همان چوپانی که یک بار در یکی از همان روستا‌های پاک و میان همان مردمان نجیب و باغیرت، دروغ گفت و شهره عام و خاص شد. حالا چگونه بگوییم که گروهی روی تو را سفید کردند و در روز روشن دریدند نجابت و انسانیت و پاکی را. آن دروغ را در کتاب‌هایمان نوشتیم.

حالا با این یکی چه کنیم. چگونه بگوییم زنی را گرفتند،‌ به او تجاوز کردند و دوستانشان را نیز دعوت کردند به این ضیافت شوم. حالا آن روستایی نجیب چگونه سرش را بالا بگیرد. کاش آن روستایی نجیب و ساده‌دل همچنان نجیب و ساده‌دل باقی می‌ماند.

همان‌طور صاف و ساده که چوپانی دروغگو او را به بازی بگیرد و شهرنشین خسته از دغل‌های شهرنشینی در حسرت همجواری با او باشد. خدایا از تو می‌پرسم. از تو می‌خواهم روستایی نجیب ما را حفظ کن. آنجا را نگه دار. آنجا که در قصه‌های ما مظهر مهربانی و صفا و نجابت بود.

حالا منتظر می‌مانیم تا آن مردمان نجیب دوباره متجاوز بی‌غیرت را از خود برانند و این قصه درد را به کویر بسپارند.

در میان شن‌های داغ کویر این داغ را پنهان کنند و دوباره همان قصه چوپان دروغگو را در کتاب‌هایمان بنویسیم. این قصه نوشتن ندارد. گفتن ندارد. قصه شرم است. قصه درد است.

تو این درد را و این داغ را فراموش کن. دوباره سرت را بالا بگیر و مردانه بگو که هنوز هم آنجا، آن روستای دوردست، آن شهر کوچک آن شهرهای کوچک، پر از مرد‌هایی است که می‌شناختیم. مردهایی که مرد بودند. نه مرد‌هایی که زنی را....

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها