البته اگر موزهها هم درست نگهداری شوند که این بخش بماند برای بعد. فارغ از این که پیشنهاد الحاق در واقع یک پیشنهاد جزیزهای بوده و ظاهرا به بهانه فرهنگی و هنری و بدون صنعت فرش دلیل تخصصی و توجیهی در حوزه تجاری و بازرگانی و با نادیده گرفتن بازار عظیم فرش مطرح میگردد، هر چند گاهی کم رونق بودن بازار فرش که به دلایل مختلف بازار داخل و خارج بهانه دیگری برای این الحاق بیان میشود.
البته حوزه فراگیر تجاری فرش استانها در مناطق مختلف کشور و بحث صادرات هر نوع از آنها دارای ویژگیهای خاص خود میباشد اما تداوم این اصرارهای بیاساس و غیرمنطقی که با فشار برخی از مسئولین با نفوذ دولت همراه است، قالی خوش نقش و ماندگار با گرههای پایدار ایران را مورد تبعیض ناروای از جنس تصمیم عجولانه و فردی غیرکارشناسی قرار میدهد.
حمایتهای بیرویه و همه جانبه برخی دولتمردان از بخشی از مسئولین سازمان میراث فرهنگی آنها را غره کرده به حدی که با موضوع فرش دستباف به صورت احساسی، مقطعی، فصلی، جزیزهای برخورد کنند و در فکر منافع گروهی خود باشند تا سرنوشت قالی ایران.
در حالی که سازمان میراث فرهنگی این روزها دستخوش حوادث مختلف از جمله بحث تحقیق و تفحص، بحث ادغام در وزارت ارشاد اسلامی بحث رسیدگی به تخلفات مالی و اداری ... میباشد.
اما یقینا جامعه بزرگ خانواده با شکوه قالی ایران از شرق تا غرب و از جنوب تا شمال کشور پهناور ایران اسلامی اجازه چنین تصمیم شتابزده را نخواهد داد، چرا که به طور معمول هنر صنعت فرش از ناملایمات و تصمیمات زودگذر و غیرپایا رنج میبرد و با وجود تلاش همه جانبه و شبانهروزی متولیان فرش دستباف با توجه به گستردگی و پیچیده بودن این حوزه مهم کارهای بر زمین مانده که در حال فعال شدن میباشد، وجود دارد. البته ناگفته نماند اگر الحاقی صورت بگیرد که در آن محور، قالی ایران باشد و قوه مقننه کشور هم علاوه بر کمیسیون اقتصاد، این مقوله مهم را با توجه به جایگاه و قدمت تاریخی، هنری، صنعتی، تجاری، فرهنگی و آموزشی در کمیسیونهای فرهنگی، اجتماعی، آموزش و تحقیقات و صنایع نیز مورد بررسی و تایید قرار دهد شاید مساله قدری برای نجات و ارتقابخشی هنر صنعت فرش مفید باشد.
قالی ایران با قدمت تاریخی، هنری، فرهنگی و تجاری بازرگانی با توجه به ارتباط با اقشار مختلف، قومیتها، هنرمندان، کارآفرینان، دانشپژوهان، تولیدکنندگان آیینه تمام نمای هنر ایرانی و فنآوری اقوام ایرانی محسوب میگردد.
تکنیکهای بافت انحصاری و حضور فعال تولیدکنندگان شهری یا روستایی، با توجه به قوم و قبیله تولیدکننده، نقوش متنوع و رنگآمیزی جادویی و... هر کدام به نوعی شکوه و جلال طبیعت زیبا را به مصرفکنندگان چه منازل و چه مسافران هتلها و مراکز استراحتی و چه مزینکننده ابنیه تاریخی و مفروش اراضی عبادی انتقال میدهد.
با یک برش تاریخی به عنوان یک تجربه مفید و ماندگار این امر را به سالهای قبل برد، همان زمانی که در اوایل پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی تفکری پیدا شد که در راستای محدود کردن امر فرش دستباف اما با ادعای رونق این امر شکل پیدا کرد. موضوع آنقدر حساس بود که ریاست جمهوری تحریم وقت «مقام معظم رهبری» در یک جلسه مفصل فرمایشات مبسوطی در مورد فرش در بین مسئولین ذیربط کشور ایراد فرمودند از جمله به دو طرز تفکر در مورد فرش اشاره داشتند: «دو طرز تفکر در مورد فرش در بین مسئولین کشور هست یک طرز تفکر این است که ما فرش را یک شی بازرگانی و یک عنصر بازرگانی بدانیم و از آن استفاده بازرگانی و اقتصادی بکنیم و صادر شود که به دنبال این طبعا میرویم که چکار بکنیم خوب صادر شود و خوب تولید شود.
یک طرز تفکر این است که نه این کار خطرناکی است و ما این را از حالت بازرگانی و صادراتی بیرون بیاوریم و به صورت یک صنایع مستطرفه، صنایع دستی و این طوری قلمداد کنیم، این طرز تفکر دوم را بنده قویا رد میکنم و اصلا قبول ندارم».
به راستی اکنون رویکرد جنبه بازرگانی، اقتصادی، صادراتی فرش ضعیفتر شده است یا قوت گرفته است؟ دستورالعملها، دیدگاههای مسئولین عالی حاکی از قوت گرفتن حوزه اقتصادی فرش حفظ هویت فرهنگی و هنری آن است پس چه دلیلی بر اصرار این الحاق غیرکارشناسی است و در نهایت در یک پروسه مطالعاتی و بهرهمندی از مذاکرات و تجربیات ایشان میفرمایند: «ما فرش را وابسته به وزارت بازرگانی میدانیم و مربوط به کار بخش دولتیش را یعنی جنبه دولتیش مربوط به وزارت بازرگانی است و بایستی روی این فکر کرد».
نگاه عمیق به تار و پود قالی که نشان از وحدت بر پیکره زیبای رنگها از سلایق متنوع است، حکایت از هنرنمایی و صبوری جمیل بافندگان ایرانی دارد که عاشقانه رنگین کمان قالی ایران را خلق میکنند و به نوعی میشود گفت فرش سمبل هنر ایرانی است و در عین حال مردمیترین و کاربردیترین هنر ملی در حوزه صنعت و هنر میباشد که جنبه تجاری و بازرگانی آن سود سرشاری به ویژه در حوزه صادرات عاید کشور میسازد.
از آنجایی که دنیای امروز، دنیای رقابت است در نتیجه این هنر صنعت، در بخشهای مختلف تولیدی، تجاری و مدیریتی عزمی ملی را در سطح مالی جهت حمایت نیاز دارد تا در رقابت نفسگیر با رقبا موفق گردد و طبیعی است که هر تنهزدنی و طرح مطلب مسالهداری این حوزه مهم فرهنگی، بازرگانی را متضرر میکند.
زنجیره ارزشمند و متخصص هنرمندان این هنر صنعت تاریخی گستره و حوزه وسیعی را دارد که از تامین مواد اولیه (در حوزه کشاورزی و دامداری و...) گرفته تا طرح، رنگ، تجهیزات و لوازمات تولید تا حضور نیروی انسانی از رنگرز، بافنده تا تاجر و بازرگان و فروشنده، یک خانواده با عظمت با قدمت تاریخی را تشکیل میدهد معلوم نیست این خانواده بزرگ را چگونه بخش نحیف صنایع دستی با شرایط امروز سازمان میراث فرهنگی که پارچه پارچه و تجزیه شده است، میتواند اداره کند.
قواعد تجاری، بازرگانی این حوزه فراتر از چند نمایشگاه ضعیف و پرمساله صنایع دستی در داخل و خارج مرزها با بودجههای کلان حمایتی و برخوردهای گزینش و فشارهای سلیقهای است.
مهمترین شاخص و پارامتر فرش دستباف ایران در جهان اصالتهای تاریخی و هویت فرهنگی و هنری آن است که با حفظ منافع فرش دستباف، فرهنگ زبال معنوی و الهی را مروج و نویدبخش است.
معظم له ضمن اشاره به اشتغالزا بودن فرش و مصرف داخلی خصوصا در گذشته به نوعی به مبلمان منازل با تاکید بر استفاده از بافتهها و قالی در منازل اشاره میفرمایند:
«فرش اولا اشتغالزاست ثانیا مصرف داخلی است مردم ما در گذشته قالی میبافتند روی آن هم مینشستند زندگی میکردند ما الان شدیم مصرفکننده دیگران که باید موکت بیاوریم، میشد خرسک را، گلیم را، قالیچه را، قالی را، از انواع مختلفش بیاوریم هم زیباتر بود، ذوق ایرانی را اشباع میکرد، چشم را نوازش میداد و هم ماندگارتر بود و هم بیضررتر بود و هم به هر حال مال خودمان بود یعنی متکی به جای دیگر نبود».
جهت تقویت و رونق بازار فرش باید بازار فروش داخلی رونق یابد. در این صورت تولید قالی رونق میگیرد و جذب مشتری میکند و به طور طبیعی تولید را بالا میبرد که این امر بازار و تجارت و صنعت بازرگانی رابطه تنگاتنگ دارد و معلوم نیست در این شرایط چه توجیهی برای الحاق مرکز ملی فرش به میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری وجود دارد؟
سازمانی که هنوز از تغییر و تحول قبلی خود یعنی الحاق صنایع دستی از بازرگانی و گردشگری از ارشاد اسلامی به هدف و نتیجه مطلوب نرسیده و از ناتوانی دستورالعملهای الوان و نداشتن مدیریت کارآمد و توانمند رنج میبرد.
البته نکات توجیهی و ضرورت الحاق فرش با صنایع دستی قابل توجه است: «با توجه به این که خاستگاه صنعت فرش دستباف از بدو فعالیتش حوزه صنایع دستی بوده سند تاریخی این خاستگاه در کجا قرار دارد؟ آیا صنعت فرش دستباف هنر مادر در صنعت و هنر و تجارت و بازرگانی است یا رشتهای تحت امر صنایع دستی؟
آیا صدها تیمچه، حجره، مغازه، نمایشگاه فروش فرش دستباف در داخل و خارج کشور که ابزار حرکت تجاری و بازرگانی است در دل صنایع دستی قابل هضم و تبدیل است؟
در گذشته که همین بحث الحاق به صنایع دستی یا بازرگانی مطرح بود مقام معظم رهبری فرمودند مساله فرش انشاءالله جدی گرفته شود، ولی جنبه بازرگانی داشته باشد، نه جنبه صنایع دستی و صنایع مستظرفه و از این حرفها، نه خیر. فر قلم اقتصادی خیلی مهمی است».
یکی دیگر از دلایل توجیهی در ضرورت الحاق فرش با صنایع دستی در توجیه معاونت صنایع دستی چنین آمده است: «شکلگیری ساختار فعالیتی فرش با صنایع دستی از بدو امر تحقق یافته لذا ساختارها و سیستمها فعالیت و برنامهریزی و اداری و... مشترک بوده است که این الحاق در واقع بازگشت به مجموعه پیشین و پرهیز از موازیکاری و ائتلاف انرژی میباشد».
وجه اشتراک این ساختارها و سیستمهای فعالیتها در کجا تبیین شده است؟ کدام موازیکاریها و اتلاف انرژی؟
بازگشت به مجموعه پیشین، کدام مجموعه پیشین؟ همان مجموعهای که در زمان دولت نخستوزیری قصد چنینی داشتی که امروز مسئولین صنایع دستی پیگیر میباشد و ریاست محترم جمهوری وقت مقام معظم رهبری با تاکید بر حوزه تجاری و اقتصادی فرش دستباف و تاکید بر مطالعات و استفاده از تجربیات دستور اکید فعالیت و نظام ساختاری فرش دستباف را در وزارت بازرگانی صادر فرمودند» این رجعت ارتجاعی که امروز مسئولین صنایع دستی اولویت کاری خود میدانند جای تامل دارد!! ای کاش این دوستان به تاریخ ساختاری فرش دستباف حداقل در بعد انقلاب اسلامی توجه بیشتر و مطالعه دقیقتری میکردند. آیا در نمایشگاهها وجه ویژه و خاص قالی با سبقه درخشان تاریخی، فرهنگی، هنری، صنعتی، تجاری، بازرگانی، ... به قول فرمایش مقام معظم رهبری قابل قیاس با صنایع مستظرفه است؟
غیرمنصفانهترین بخش دلایل توجیهی کاهش صادرات فرش دستباف است که کاهش میزان صادرات فرش دستباف طی یازده ماه سال 88 را دلیل درستی الحاق میدانند؟
براستی این افراد با کدام کار کارشناسی، این کاهش را بدون در نظر گرفتن کاهش قدرت خرید مردم جهان خصوصا اروپا و امریکا در شرایط اقتصادی و التهابات مالی همچنین بحث تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی و نوسانات قوانین و مقررات دست و پاگیر صادرات و میزان تعرفهها و... دلیلی بر مفید بودن این الحاق میدانند.
طرفداران الحاق با کدام دلایل فنی این الحاق را نجات بخش کشتی فرش دستباف ایران میدانند؟ در حالی که تجات و پیشرفت هنر صنعت فرش دستباف تحرک قوی تجاری نیاز دارد نه الحاق شدن به صنایع دستی؟
یکی دیگر از دلایل توجیهی طرفداران و مسئولین صنایع دستی در جهت الحاق مرکز ملی فرش به صنایع دستی و منفک شدن از وزارت بازرگانی اینچنین است:
«بهرهمندی از بازوها و اهرمهای ذینفوذ و تاثیرگذار در مجموعه صنایع دستی و فرش دستباف با توجه به گسترش ابعاد مشترک این صنایع... ؟!».
کدام اهرمهای ذینفوذ؟! کدام بازارهای تاثیرگذار؟ کدام گستره رو به رشد؟ اگر این اصرار تداوم داشته باشد آیا مناسب نیست صنایع دستی با رویکرد تجاری و بازرگانی و تقویت صادرات با پرهیز از ارائه کارنامههای آن چنانی و صرفا براسا واقعیتهای موجود هنر صنعت در فرش دستباف تجمیع شود و سازمانی قدر قوی تحت عنوان «سازمان قالی و صنایع دستی یا سازمان فرش دستباف و صنایع دستی» را به وجود آورد که حداقل در سطح معاونت وزارت بازرگانی و یا در طرح ادغام در وزارتخانه جدید تعریف شود. یا سازمان مستقلی زیرنظر مستقیم ریاست جمهوری تشکیل پیدا کند.
اولیتر این است که چنین سازمان با ساختار تخصص و خصوصا ارتقابخش تولید و صادرات با رعایت همه جوانب بحثهای مورد نیاز این حوزه شکل گیرد که با توجه به ظرفیت مناسب فرش در حوزه تجاری دور از دسترس نخواهد بود.
کیفیت مناسب و مطلوب رنگرزی طبیعی و وجود طراحان و نقاشان ماهر و متخصص ایرانی و وجود تنوع در سبک و گونه متنوع و مختلف بافت مناطق کشور همراه با تنوع طرح و نقشه و با در نظر گرفتن تبلیغات وسیع قالی و رفع ضعفهای ساختاری از باب ماهیت، اختیارات سطح سازمانی، انسجام درون گروهی و... ارزیابی و نیازسنجی سلیقه بازار هدف، دریافت الگوهای مصرف بازار، تقویت سیستمهای اطلاعاتی منسجم و یکپارچه در حوزه تولید، طرح و نقشه بازار و... تقویت تغییر الگوی مصرف داخلی به سمت و جهت قالی، تقویت سهم قالی ایران در بازار جهانی با توجه به شرایط رقابت جهانی، ترویج فناوری اطلاعات و تجارت و بازاریابی الکترونیکی پیش رود؟
مجددا به سیر تاریخ تغییر و تحولات جایگاه فرش دستباف در بعد از انقلاب بپردازیم در زمانی که نخستوزیر وقت که رئیس شورای اقتصادی کشور نیز محسوب میشد مصوبهای مبنی بر واگذاری امور فرش به وزارت صنایع میگذراند رئیس جمهور محترم وقت «مقام معظم رهبری» طی نامهای در خرداد 63 به نخستوزیر وقت به سیاستهایی اشاره میکند که باعث آسیب شدید فرش ایران در بازارهای بینالمللی گردیده است و توصیه میفرمایند، که با اتخاذ تدابیر مناسب برای صادرات فرش علاوه بر رونق تولید و تاثیر قابل ملاحظه آن در زندگی صدها هزار خانواده زحمتکش و مستضعف کشور، به عنوان منبع درآمد ارزی مورد توجه جدی قرار گیردو با توجه به حضور رقبای بینالمللی میفرمایند: «تلاش همه جانبه و پیگیر رقبای ما در بازارهای بینالمللی فرش، که ابعاد اقتصادی ـ سیاسی وسیعی را شامل است، ما را بر آن میدارد تا اقداماتی برای برنامهریزی وسیع و حرکتی گسترده و مناسب با همه ابعاد موضوع را هر چه زودتر آغاز کنیم».
و نسبت به واگذاری امور فرش به زارت صنایع اعلام مخالفت نموده و تجدید نظر این مصوبه دولت را خواستار میشوند و میفرمایند «از آنجایی که جنبه صادراتی و بازرگانی فرش امروز اولویت دارد، لازم مینماید شورای اقتصاد در مصوبه خود مبنی بر واگذاری امور فرش به وزارت صنایع، با توجه به گرفتاریهای زیاد آن وزارتخانه و مسئولیتهای مهمی که در رابطه با کارخانجات ملی شده عهدهدار میباشد، تجدیدنظر کند، متولی مناسبتری را برای امور فرش برگزیند».
و بار دیگر به اثر بخشی واگذاری امور فرش به وزارت بازرگانی تاکید میورزند و مرقوم میفرمایند: برای شناخت مشکلات مربوط به تولید و صادرات فرش مطالعات و بررسیهای کافی به عمل آمده و راهحلهای روشن و مشخصی به دست آمده استو به نظر میرسد، برای اجرای آنها، وزارت بازرگانی بتوانند با بکارگیری تجربیات سالهای گذشته و نتایج حاصله از بررسیهای اخیر و همچنین با استفاده از سرمایه و ابتکار و توان مدیریت بخش خصوصی، با یک برنامه زمانبندی شده و نظارت مستمر این وضع تاسفآور سامانی بدهد و صادرات فرش ایران را از نابودی نجات بخشد». 16/3/1363
اینک متولیان سازمان میراث فرهنگی خصوصا حوزه صنایع دستی با کدام توجیه فکر میکنند راهحل تجاری و بازرگانی مناسبی برای افزایش و جهش صادراتی فرش دستباف خواهد شد؟
این متولیان با چه تدبیر و دلایل و راهحلهایی خود را دلسوزتر و متخصصتر و فنیتر فرش دستباف شامل مرکز ملی فرش، اتحادیههای مختلف در صادرات، تولید و... قلمداد مینمایند.
این افراد با چه دلایل توجیهی خود را برای رساندن وضعیت فرش به شرایط مطلوب از سایر دستاندرکاران اولیتر میدانند آن هم با ساختار ناقص و محدود و تقریبا ناکارآمد صنایع دستی؟ آیا این بینش ناشی از غرور کاذب و خود را دیدن و نادیده گرفتن دیگران نیست؟
به راستی تلاش برخی افراد که با دلایل کلی این الحاق را پیگیر هستند واقعا برای نجات و ارتقاءبخشی قالی یا صنایع دستی است یا برای گسترده کردن حوزه مسئولیت خود؟ اگر جزو گروه دوم باشند آیا همان خود دیدن نیست؟ که حتی از فدا کردن این حوزه اصیل هم برای رسیدن به اهداف شخصی ابایی ندارند. باید به این افراد گفت: فاین تذهبون .
عشرت شایق- پژوهشگر مسائل فرهنگی، اجتماعی
نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم