گزارشی از بخش تازه وارد «خانه ما»

امپراتور وارد می‌شود

گیتی خامنه را همه می‌شناسند. خانم مجری هنوز هم دلش برای بچه‌ها شور می‌زند. شاید هم به همین دلیل باشد که دوست دارد از هر فرصتی برای آرام کردن این دلشوره‌های همیشگی استفاده کند؛ از اجرای برنامه‌ها و آیتم‌های مرتبط با حوزه تعلیم و تربیت و روان‌شناسی کودک گرفته تا جدید‌ترین تجربه‌اش که تهیه و کارگردانی برنامه‌ای است به نام «امپراتور کوچک».
کد خبر: ۴۱۰۵۰۷

این برنامه خلال مجله «خانه ما» ـ که ظهرها از شبکه 2 سیما برای خانواده‌ها پخش می‌شود ـ نمایش داده می‌شود. برای تهیه گزارشی از چگونگی ضبط و اجرای این برنامه به یکی از واحدهای ساختمان 6 طبقه‌ای در نزدیکی فلکه صادقیه سر می‌زنم.

بعدازظهر هشتمین روز ضبط امپراتور کوچک، پیش از این‌که آسانسور در طبقه پنجم متوقف بشود، 3 شخصیت دوست داشتنی جلوی در آسانسور با حرکات هماهنگ نمایشی دست‌هایشان را بالا یا به کمرشان می‌گیرند و سرهایشان را به راست و چپ می‌گردانند. وقتی در باز می‌شود سمت راست علی کلانتری (طراح و مشاور کارگردان)، سمت چپ گیتی خامنه (نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان) و بین‌شان هم پسر بچه چهار پنج ساله‌ای است که این چند روزه حسابی درس‌های عمه جانش را از بر کرده و بازیگری هم به شیرینی‌هایش اضافه شده است. معرفی می‌کنم: اسم این امپراتور کوچولو، امید رضا خامنه است.

این‌که امید، نه فقط در برنامه عمه خانم بلکه در محل ضبط برنامه هم حکم‌فرمای مطلق است را از تکه کاغذی می‌فهمم که روی در شیشه‌ای راه پله طبقه پنجم چسبانده و رویش نوشته است «امید اینجاست». این در شیشه‌ای درست کنار واحد دومی است که در همین طبقه قرار دارد. اینجا شامل یک سالن بزرگ پر از کتاب‌های داستان و اسباب بازی‌های رنگارنگ و وسوسه‌برانگیز است که طبق اعلامیه نصب شده روی شیشه، فعلا مکان استقرار امید است و همه باید در جریان آن و به قول امید «مرابق» باشند و ملاحظه امید را در حد نهایت بکنند.

در واحد دیگر همین طبقه که به عنوان لوکیشن خانه استفاده می‌شود، درست روبه‌روی آشپزخانه، امیر خشایار قاسمی ـ که عکاس و نورپرداز مجموعه است ـ در حال تنظیم دوربین عکاسی و مرتب کردن سافت باکس‌های خودش برای عکاسی از یکی دیگر از بخش‌های امپراتور کوچک است. او می‌گوید علت استفاده از چنین نوری ـ که روی پایه قابل تنظیم سوار است و با یک صفحه پوششی از پشت، فقط نور روبه‌رو را تامین می‌کند ـ این است که امکان عکاسی در نور مطلوب و یکدست را در ابعاد بزرگ صحنه فراهم می‌آورد.

علاوه برآن، با توضیحاتی که کارگردان می‌دهد می‌فهمم اینجا خبری از دوربین تصویربرداری نیست. از همه نماها فقط عکسبرداری می‌شود و بعد از عکاسی با ترفندهای گرافیک و انیمیشن‌های خیلی ساده، بینندگان برنامه شاهد روایت تصویری یک ماجرا در قالب پیکچر موشن خواهند بود، شیوه‌ای که شاید بتوان گفت به ماجراهای «علی کوچولو»ی دوران بچگی ما شبیه باشد.

در فاصله‌ای که گروه آماده می‌شود از گیتی خامنه درباره کار می‌پرسم: «دقیقا 4 ماه پیش ایده اولیه این کار مطرح شد. این برنامه از 3 بخش مجزا تشکیل ‌شده است. بخش اول، تصویرگر یک موقعیت تربیتی در یک خانواده است. در هر کدام از داستان‌های این مجموعه، ابتدا یک برخورد یا رفتار غلط با بچه‌ها از طرف والدین ـ که بیشتر مادر و بچه را شامل می‌شود – نشان داده می‌شود. بخش میانی که به صورت زنده و در استودیوی پخش برنامه خانه ما اجرا می‌شود، گفت‌وگوی کارشناسی با روان‌شناس در مورد همان موضوع و بررسی نقاط ضعف روش تربیتی پدر و مادرها در رویارویی با موقعیت‌های مشابه بخش داستانی است. در قسمت سوم هم که مثل قسمت اول از پیش تهیه شده، شیوه صحیح برخورد مادر یا پدر یا هردوی آنها با مساله نشان داده می‌شود.»

از همان اولین مرحله کار، طراحی موضوع، طراحی موقعیت‌ها و شکل دهی و ریختن محتوای موردنظر در قالب‌های روان‌شناسی کودک و مدل‌های تربیتی با مشاوره دکتر رامین خدابخشی صورت گرفته و گیتی خامنه آنها را در قالب نمایشی به نگارش در آورده است. او می‌گوید: «جزئیات تمام آنچه در این داستان‌ها کنار هم چیده شده‌اند را با نظر یک متخصص روان‌شناسی پیش بردیم تا خیالمان بابت دقت و اعتبار راهکارهای تربیتی ارائه ‌‌شده آسوده باشد. منابع ما هم، تجربیات کاری دکتر خدابخشی با بچه‌ها، کتاب‌ها و متون علمی ، تحقیقات و یافته‌های جدید این حوزه است.»

معصومه جعفری که حاصل همکاری‌اش را در مجموعه‌های «آستانه»، «سلام بهار»، «بچه‌ها مدرسه» و... برای کودکان و نوجوانان دیده‌ایم، می‌گوید: «کار انتخاب بازیگر برای این مجموعه چون یک بچه باید به عنوان محور اصلی انتخاب می‌شد، خیلی سخت بود. در این مدت، خانم خامنه از افراد زیادی برای نقش پدر، مادر و کودک تست گرفتند. بیشتر کسانی که از آنها تست گرفته شد بچه‌های تئاتر بودند که به دلایل مختلف یا چهره، میمیک و حرکات مناسب نقش نبودند یا مثلا برای نقش پدر به اصطلاح بیبی فیس بودند، اما در نهایت برای نقش مادر، ندا شکراللهی و نقش پدر هم به مقداد آقایی فتحی سپرده شد. بازیگران مهمانی هم در بخش‌های مختلف حضور دارند.»

درباره نقش کودک هم خود خامنه می‌گوید: «از بچه‌های زیادی تست گرفتیم، به خیلی از مهدهای کودک‌ تهران سر زدیم و حتی به آموزشگاه‌های بازیگری کودک و نوجوان رفتیم و بچه‌های متعددی را برای ایفای این نقش بررسی کردیم. علاوه بر آن با خیلی از تهیه‌کنندگان برنامه‌های کودک مشورت و از آنها پرس و جو کردیم تا به انتخاب نهایی برسیم. به همین دلیل پیش تولید کار خیلی طول کشید. نمی‌دانستیم یار در خانه است و ما گرد جهان می‌گردیم، چون در نهایت به امید رسیدیم.

البته این انتخاب دلیل دیگری نیز داشت. باتوجه به این که بچه‌های این رده سنی دامنه توجه کمی دارند و بازی گرفتن از آنها خیلی سخت و زمانبر است و از طرف دیگر، مجموعه یک کار دنباله‌دار است و بچه‌ای که باید بازی کند زمان‌های طولانی را در روز باید کنار گروه بگذراند و اگر با عوامل آشنا نباشد، به‌خودی‌خود سختی کار را بیشتر می‌کند، امید بهترین گزینه بود.»

حالا گروه آماده شده و امیر خشایار قاسمی، پشت دوربینش قرار گرفته که از صحنه گفت‌وگوی مادر و کودک در آشپزخانه به صورت مداوم عکس بگیرد. کوله امید روی دوشش قرار می‌گیرد و عمه یک بار دیگر با زبان کودکانه برای او توضیح می‌دهد وقتی ندا (مادر) اصرار می‌کند لیوان شیرش را بخورد، بگوید نمی‌خورد و مقابل درخواست‌های بیشتر مادر، باز هم از خوردن شیر طفره برود. در آخر هم از مادر بخواهد یک اسباب بازی برای او بخرد تا شیرش را بخورد و وقتی مادر رضایت می‌دهد ماشین کنترلی‌ای را که خواسته بخرد، لیوان شیر را تا ته بخورد و از در بیرون برود.

کارگردان یک بار دیگر نظر کلانتری را درباره دکوپاژ بعضی قسمت‌ها و جزئیات داستان باج دادن به بچه مرور می‌کند. همه سر جای خودشان قرار می‌گیرند و برداشت این بخش با فرمان خامنه شروع می‌شود. البته گرفتن عکس از صحنه، چندین بار تکرار می‌شود، چون یا امید بازیگوشی می‌کند و از کادر خارج می‌شود یا کارگردان ری اکشن‌های بهتری از مادر می‌خواهد یا قاسمی می‌گوید نمایی را که می‌خواسته، باید دوباره بگیرد.

حالا باید از صحنه‌ای که بچه از خوردن شیر خودداری می‌کند، شیوه صحیح برخورد با این موقعیت به تصویر کشیده شود. به امید استراحت داده می‌شود و خامنه برگه‌هایش را مرور می‌کند و به ندا شکراللهی توضیح می‌دهد حالا باید چه عکس‌العملی مقابل شیر نخوردن بچه نشان بدهد و بعد از چند دقیقه دوباره قاسمی دوربین و نورهایش را تنظیم می‌کند که این‌بار از پلان برخورد درست عکس بگیرد.

در این فاصله از طراح و مشاور کارگردان امپراتور کوچک درباره ساختار کار می‌پرسم. کلانتری اخیرا کارگردانی تله فیلم «ساحل گمشده» را به پایان رسانده و از کارهای دیگرش می‌توان به «هم کیش» (دریانشینان)، «دوربین» و «رقص‌های طلایی» اشاره کرد.

او قرار است انتخاب موسیقی داستان‌ها را هم خودش انجام بدهد و می‌گوید: «تکنیکی که خانم خامنه در این مجموعه دنبال می‌کنند پیکچر موشن است و بعد از برداشت عکس‌ها، در مرحله تدوین درونیات و حال و هوای افکار و تصورات شخصیت‌ها در قالب عکس و تصاویری که با شکل فانتزی طراحی و چیده می‌شوند به مخاطب نشان داده می‌شود. مثلا وقتی مادر خواسته‌ای را برای بچه برآورده می‌کند، تصویری که بچه از مادر می‌بیند دو بال فرشته‌ای هم دارد یا اگر مادر به بچه اصرار می‌کند شیر بخورد، برای این است که فکر می‌کند بچه با خوردن شیر، موجودی قدرتمند می‌شود و در این حال ذهنیت مادر را به عکس‌های رئال اضافه می‌کنیم که بچه اش را در حال انجام کارهای سخت، بالا رفتن از جاهای مرتفع و در و دیوار و... می‌بیند. البته این به آن معنا نیست که کار طنز باشد. نریشنی هم که روی کار می‌آید شیرین و صمیمی است، ولی طنز به معنای عامیانه‌اش نیست.»

کلانتری اضافه می‌کند: «کاری که انجام می‌شود یک کار مدرن تلویزیونی و در عین حال مینی مال و خیلی کم خرج و در واقع ترکیب عکس، گرافیک و انیمیشن‌های خیلی ساده است که ذهنیت شخصیت‌ها در آن به شیوه‌ای کارتونی دیده می‌شود و عینیت پیدا می‌کند که جذابیت‌های بصری خاص خودش را دارد. به عنوان یک نمونه دیگر مادر، دانشجوی رشته جهانگردی و در حال مطالعه است. افکار او به این شکل تصویر می‌شود که پس زمینه حذف و به جایش تاج محل، برج ایفل و.. از اطراف سرش بیرون می‌زنند یا مثلا در همین حال، بچه افکار مادرش را با صدای شیپور ممتد به هم می‌ریزد و پس زمینه قبلی حالا با خطوط امواج صدای شیپور که روی تصویر کشیده می‌شوند، محو می‌شود.»

بعد سپهر جعفری ـ که ویدئوگرافیست و انیماتور امپراتور کوچک است و بساط کارش را در اتاقی که اهورا قاسمی و فرزانه بیضایی (چهره‌پردازان مجموعه) هم در گوشه‌ای از آن کار می‌کنند، پهن کرده ـ علاوه بر عکس‌های مجموعه برای انتخاب، نکاتی درباره ساختار کارش هم در اختیارم می‌گذارد. او از سال 80 به صورت حرفه‌ای وارد دنیای انیمیشن شده است. معروف‌ترین کار جعفری در این رشته «فرمانروایان مقدس» است که لی‌اوت من آن بوده و از دیگر انیمیشن‌هایی که در آفرینش‌شان سهم داشته، می‌توان مجموعه «ریزه میزه»، «مداد رنگی‌ها» و.... را نام برد.

جعفری توضیح می‌دهد: «ابتدا قرار بود برداشت کار در فضای کروماکی صورت بگیرد و همه آکسسوار و جزییات دیگر به صورت سه بعدی ساخته و به محیطی که شخصیت‌ها در آن حضور دارند، اضافه شوند. اگر کار به این صورت انجام می‌شد باید بک گراند یا پس زمینه شخصیت‌ها کاملا حذف و اجزا به شکل گرافیکی ساخته و با تصویر تلفیق می‌شدند، ولی جمع‌بندی نهایی این شد که عکاسی در فضای رئال صورت بگیرد، دکور و وسایل صحنه هم واقعی بوده و در عکس‌های پایه وجود داشته باشند و ما براساس متن، تصورات و ذهنیات شخصیت‌ها را یا تصویرسازی کنیم یا از ترکیب عکس و افکت‌های گرافیکی و انیمیشن‌های خیلی ساده مثل بلند شدن بخار از قابلمه غذای روی گاز برای نشان دادن‌‌شان استفاده کنیم که البته میزان تصویرسازی هم خیلی پایین است.»

تدوین مجموعه را اشکان خشایی انجام خواهد داد. نریشن‌های مجموعه را هم با صدای گیتی خامنه خواهید شنید. به گفته خامنه اگر همه چیز خوب پیش برود اولین قسمت این بخش تازه وارد خانه ما را ـ که رضا داستانی تهیه‌کننده آن است ـ شاید وقتی این گزارش را می‌خوانید به خانه‌های‌تان آمده باشد.

شیدا اسلامی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها