در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«گمگشته» برعکس تصوری که از رامبد داشتیم یک کار طنز و کمدی نبود و اتفاقا مبتنی بر رویکرد اخلاقگرایانه ساخته شده بود. «نشانی» و «مسافران» نیز بعدها به این مجموعهها اضافه شدند. رامبد جوان در این فرآیند حرفهای، چه در تلویزیون و چه در سینما به یک ساختار منحصر به فرد بویژه در ژانر کمدی دست یافت که عناصر و مولفههای ویژه خود را داشت. این عناصر، نشانههایی به مخاطب میدهد که میتواند ردپای رامبد را در آثارش تشخیص دهد. بتازگی سریالی از رامبد جوان از شبکه اول در حال پخش است به نام «توطئه فامیلی» که البته مثل آثار سینماییاش یک کمدی تمامعیار نیست و بیشتر قصهای شیرین و مفرح را روایت میکند که در برخی صحنهها یا شخصیتپردازی براحتی میتوان نگاه و شیوه وی را تشخیص داد.
توطئه فامیلی را یکی از بازیگران این سریال که همسر امیر جعفری در قصه است، یعنی فلورا سام نوشته که قبلا نیز در سریال نشانی با رامبد جوان همکاری داشته است. با توجه به نام رامبد جوان به عنوان کارگردان این مجموعه، تصور مخاطب تماشای یک سریال طنز است، توطئه فامیلی بیشتر داستان خانوادگی دارد که در یک ساختار معمایی روایت میشود و سویه ماجراجویانه آن پررنگ است. برخلاف سریال قبلی جوان یعنی مسافران، این مجموعه فضای فانتزی و تخیلی دارد، ولی داستانش واقعی است و کاملا با سریال قبلی کارگردان تفاوت دارد و از حیث کمدی نیز به طنز موقعیت نزدیک است.
توطئه فامیلی، داستان مردی به نام رحمانی را روایت میکند که در آستانه مرگ قرار دارد. رحمانی صاحب یک شرکت بزرگ است و تصمیم میگیرد نیمی از اموالش را به پسر شریک سابقش بدهد و او را مدیر شرکت خود کند. اما لادن، نوه او و پوران، عروسش (مریم امیرجلالی) با تصمیم رحمانی مخالف هستند و میخواهند به هر شکل ممکن مانع محقق شدن خواسته رحمانی شوند. نام قبلی این سریال «عملیات 135» نام داشته که به علت شباهت عنوان با دیگر سریال شبکه تهران، به توطئه فامیلی تغییر نام یافت. ترکیب بازیگران این سریال نیز تازگی بیشتری دارد و البته حضور امیرجعفری بیش از دیگران، جذابیتهای کمیک آن را و بازی در 2 نقش امکان حضورش را بیشتر کرده است. اساسا این سریال پربازیگر بوده و تنوع سنی و نوع بازیگری آن زیاد است. مثلا مدتها بود سعید پورصمیمی را در تلویزیون ندیده بودیم. توطئه فامیلی، نهتنها یک سریال پربازیگر است، بلکه موقعیتهای داستانی و بالطبع تنوع لوکشین و پلان و سکانسهای زیادی دارد که با این حال به نظر میرسد کمک چندانی به تند شدن ریتم قصه نمیکند و با توجه به معمایی بودن داستان کمی کند، پیش میرود؛ هرچند با پیش رفتن داستان و بازنمایی بیشتر وجوه معمایی آن، از این کندی کاسته میشود.
توطئه فامیلی داستان تازهای ندارد. دسیسهچینی برای به دست آوردن ثروت و ارث بیشتر است. اما آنچه در این روایت تکراری اهمیت دارد فرم و شخصیتپردازی آن است. شخصیتها در مرز بین جدیت و فانتزی حرکت میکنند و بنا به مقتضیات قصه و موقعیت درام دچار تغییر میشوند. شاید بهتر باشد بگوییم موقعیتهای داستانی توطئه فامیلی در یک شرایط بینمتنی قرار دارد و به شکل متناوب و نوسانی تغییر ماهیت میدهد. شیرینی درام نیز بهواسطه همین نوسانات ایجاد میشود. از این حیث دستکم میتوان 4 موقعیت اصلی را در داستان تفکیک کرد. یکی مربوط به خانواده رحمانی و مسائلی است که در خانه و کارخانه او جریان دارد، دوم موقعیت شخصیتی و خانوادگی امیر جعفری و همسرش که با حضور گوهر خیراندیش به عنوان مادر بسط مییابد، سوم رابطه پدر و دختری که بین سعید پورصمیمی و آناهیتا نعمتی برقرار است و چهارم نیز باند خلافکاری که مجید مظفری و کمند امیرسلیمانی در آن قرار میگیرند. پازل قصه به واسطه ارتباط و تعامل این 4 موقعیت به وجود میآید و در عین استقلال داستانی که هر کدام دارد، در ارتباط با یکدیگر کامل شده و ساختار قصه را تشکیل میدهند. به عبارت دیگر میتوان گفت توطئه فامیلی بیش از آن که پربازیگر یا به تعدد شخصیتها وابسته باشد، پرموقعیت است و از این طریق داستان خود را پیش میبرد. در ضمن تنوع لوکیشن از حیث بافت جغرافیایی را نیز باید به آن اضافه کرد که در یک نمای کلی میتواند به 2 بخش عمده فضای شهری و فضای روستایی و طبیعی تقسیم شود. فضا و طبیعت منطقه شمال کنار فضای شهری و مناسبات انسانی در تهران تضاد جذابی ایجاد میکند که از حیث تنوع بصری و زیباییشناسی تصویر نیز چشمنواز است و استفاده از موسیقی محلی گیلانی در تیتراژ ابتدایی و پایانی سریال نیز صورت بومیتر به آن بخشیده و البته جای امیدواری است که سریالسازی در حال تمرکززدایی از تهران است.
ساختار درونی داستان در توطئه فامیلی نیز یک فرم چندلایه دارد و از طریق تداخل و ادغام موقعیتهای دراماتیک روایت میشود. توهم و توطئه 2 عنصر اصلی این روایتپردازی هستند که موجب میشوند شخصیتهای قصه از یک سو به واسطه وسوسههای درونی خود و از سوی دیگر به واسطه تصادف و اشتباهات صوری که اتفاق میافتد در موقعیتهای یکدیگر قرار بگیرند و از طریق همین جابهجایی اشتباه، توهم و توطئه، داستان را تعریف کنند. وجوه کمیک داستان نیز از همین تعامل درونی شکل میگیرد. شاید با کمی اغماض بتوان توطئه فامیلی را یک سریال کمدی ـ معمایی تعریف کرد که به گونهای با عناصر و لوازم ساختار معمایی شوخی کرده و آن را به بازی میگیرد. تعلیق و هیجان قصه نیز از این طریق به مخاطب منتقل میشود. با این حال هیچکدام از شخصیتهای قصه به شکل ارادی قصد خنداندن مخاطب را ندارند و در بستر این موقعیت معمایی قرارمی گیرند. آنچه مخاطب را با این قصه پیوند میزند مشارکت ذهنی او در حل این معما و پیگیری او برای رمزگشایی از آن است.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: