در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ثمره این حرکت سیساله بنا بر آمارهای رسمی خود منافقین بیش از 12 هزار ترور بوده و اسامی این عده از شهدای ترور ثبت و موجود است و از کودکان خردسال مثل سیده فاطمه طالقانی تا زن و مرد میانسال و از دانشآموز تا سردار و رئیس قوه قضاییه، نخستوزیر و رئیسجمهور (بهشتی، باهنر و رجایی) را شامل میشود.
اما این سیاهه سرشار از نفرت و خشونت تنها بخشی از کارنامه فرقه رجوی در سالهای پس از انقلاب است، دست بیعت دادن با صدام در روزهایی که رژیم بعث بمب و موشک بر سر ایران و ایرانیان میریخت و قصد جدا کردن بخشی از خاک ایران را داشت و مزدوری و جنایت علیه شیعیان و اکراد عراق برگهای دیگری از این پرونده و کارنامه سیاه است؛ پروندهای که بهرغم حجیم و مملو از فساد و قساوت بودن، هرگز نتوانست برای صاحبانش رسیدن به اهداف یا حتی آرامش و ثبات به بار آورد. بلکه برعکس آوارگی، مزدوری و از دست دادن هر چه بیشتر ارتباط و حمایت داخلی را نصیب آنها کرد.
این روزها نیروهای از هم گسیخته به اصطلاح نظامیشان در پایگاه اشرف در مرحله اخراجی دیگر قرار گرفتهاند که حکم آن را از مردم و دولت عراق دریافت کردهاند.
تقلای منافقین برای ماندن در عراق پس از صدام به اندازه لابیگریشان در کنگره آمریکا و اروپا مذبوحانه و از سر استیصال است، سازمانی که در سابقه خود ادعای ضدامپریالیستی بودن داشت پس از سالها کار با سرویسهای امنیتی امپریالیستها حالا در راهروهای کنگرههای آمریکا و اروپا عجز و لابه میکند تا در عراق بماند.
منافقین البته میدانند که حکم اخراج آنها زمانی در دل مردم عراق صادر شد که بنا بر اسناد موجود مریمشان به نیروهایش دستور له کردن اکراد عراقی زیر شنی تانکها را داد یا در سرکوب انتفاضه شیعیان مشارکت کرد. منافقین اخراجشدگان از ساحت و ذهن و دل مردم ایران و عراق هستند و این جز نتیجه عملکرد خودشان نیست که نفرت و خشونت را برگزیده و ترویج کردند.
آنها به قول خودشان برای حفظ انسجام، به روشهای خاص روی آوردند که از غائله 14 اسفند دانشگاه تهران، ترورهای متعدد و در نهایت خروج از کشور آغاز شد و با انقلابهای ایدئولوژیک و به کارگیری روشهای ویژه ادامه یافت.
روشهایی چون قاچاق انسان، طلاقهای اجباری، عاطفهکشی، اعترافهای هفتگی، دادگاه و زندانهای داخلی و انواع به قول آنها عملیات مهندسی (شکنجه) و... که اینها ماهیت انحراف و عملکرد فرقهای را تکمیل کرد تا برون داد فرقه همکاری با گروههای تروریستی، ایفای نقش جاسوسی در موضوع هستهای و ترور دانشمندان ایرانی، کشتار مردم عراق و ادامه ترور و تخریب در ایران باشد.
منافقین در این سالها حرفی جز ناسزا و ترور و تخریب نداشتهاند، گویی معنای سیاستورزی را تنها کرنش برای قدرتهای خارجی چون صدام و آمریکا و اروپا و فحش و ناسزا و توهین و تحقیر به دیگران و حتی نیروهای خود میدانند.
آنچه جداشدگان در طول سالهای اخیر از سازمان و مسائل داخل آن اظهار داشتهاند، بواقع تکاندهنده و نشاندهنده عمق انحراف یک فرقه بسته و منجمد است.
اگرچه سرکردگان نفاق همه این گفتهها را نتیجه کار و فشار دستگاه اطلاعاتی ایران معرفی میکنند؛ اما حجم و ابعاد سخنان جداشدگان که از کادرهای پایین تا اعضای شورای مرکزی را دربر میگیرد، نکات مهمی را روشن ساخته که بهترین گواه و دلیل بر این است که یک نیروی به قول خود مبارز چه شرایط و مسائلی را در درون سازمان تحمل و تجربه میکند تا بتواند روی یک پیشهور یا سرباز و پاسدار ایرانی یا همقطار سابق خود، عملیات مهندسی انجام دهد یا شهروند کرد عراقی را زیر شنی تانک گرفته و برای خوشایند صدام و ادامه بقا، چشم و گوش و دست و پای کردها را مثله کند.
جنایات فرقه رجوی به استناد اسناد موجود در حق اعضا نیز کمتر از اینها نبوده و نیست؛ اسنادی که برخی از آنها افراد زندهای هستند که بین ما زندگی میکنند.
دست و دهان و ذهن و روان سران منافقین به خون و خشونت آغشته است و حالا در سیامین سالگرد حرکتشان با وجود ترور بیش از 12 هزار ایرانی مسلمان که فقط 1192 نفر از آنها از قشر شریف کارگر بودهاند و دهها جنایت و رذالت دیگر، فرش از زیر پایشان کشیده شده و خانه و کاشانه عنکبوتی اشرف قرار است از آنها ستانده و به ملت عراق بازگردد. آنها به عذاب و مکافات جنایات خود رسیدهاند و این وضعیت با تبلیغات و فرار به جلو و پول دادن به سناتورهای غربی، قابل لاپوشانی و تغییر نیست؛ چراکه آنها عملا به آخر خط نفاق و کشتار رسیدهاند.
جلال برزگر
دبیر گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: