در محور سیاست خارجی، اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه یکی از بخشهایی است که مسوولیت پیگیری سیاست خارجی ایران در حوزه حقوق بشر و همکاریها را در این زمینه به عهده دارد. از این رو پس از برگزاری آخرین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل و طرح موضوع تعیین نماینده ویژه برای ایران برآن شدیم تا با علی بحرینی، رئیس اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه درخصوص مباحث حقوق بشری در عرصه بینالملل و حوزه سیاست خارجی گفتوگو کنیم. بحرینی معتقد است تعیین گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران اقدامی است که در روند نامشروعی شکل گرفته است. وی میگوید: اراده غرب برای فشار بر ایران در موضوع حقوق بشر جدی است. آنها از تمام ظرفیتهایشان برای اعمال فشار بر ایران استفاده میکنند.
ابتدا برای خوانندگان ما بگویید اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه دقیقا چه اقداماتی انجام میدهد و سابقه آن به چه زمانی برمیگردد؟
اداره حقوق بشر از ابتدای دهه 70 در وزارت امور خارجه تشکیل شد. مسوولیت این اداره ایجاد ارتباط بین سازمانها و سازوکارهای بینالمللی مربوط به حقوق بشر و ارگانهای داخلی مرتبط با بحث حقوق بشر است. همچنین این اداره مسوولیت دارد تعهدات بینالمللی را که کشور ما در زمینه حقوق بشر پذیرفته است به مراجع داخلی مرتبط کرده و نحوه اجرای آن تعهدات را نیز به مراجع ذیربط بینالمللی منعکس کند. ما در حوزه حقوق بشر ارتباط بین دستگاههای داخلی کشور با همتایان خارجی خودشان و سازمانهای بینالمللی را برقرار میکنیم. به طور مثال یکی از برنامههای اداره حقوق بشر برقراری همکاریهای دوجانبه حقوق بشری با دیگر کشورهاست که در این برنامههای دوجانبه وزارت خارجه به عنوان هماهنگکننده بین ارگانهای داخلی فعال در بحث حقوق بشر و همتایان خودشان در دیگر کشورها ارتباط برقرار میکند. در حال حاضر ما گفتوگوهای حقوق بشری مختلفی را با کشورهای دیگر داریم که در این گفتوگوها مباحث فنی حقوق بشر مورد بحث واقع میشود و همچنین ارگانهای ذیربط با همتایانشان در مورد تحقق بهتر حقوق بشر یا نحوه مدیریت بهتر امور قضایی تبادل تجربه میکنند.
یک وظیفه دیگر اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه، پایش وضعیت حقوق بشر در سایر کشورهاست. ما به موجب قانون اساسی موظف هستیم به وضعیت ملل مظلوم توجه داشته باشیم و در دفاع از آنها بتوانیم اقدامات لازم را انجام دهیم.طراحی این نوع فعالیتها در مراکز پایش اداره حقوق بشر صورت میگیرد که این مراکز، وضعیت حقوق بشر را در کشورهای مختلف جمعآوری و گزارشهای سالانه درباره این موضوع منتشر کرده و اگر نیازی به اقدام خاصی باشد آن اقدام را طراحی و اجرا میکند. ما بعضا در این رابطه سفرای اروپایی را احضار میکنیم و در مورد یک مورد خاص حقوق بشری به آنها تذکر میدهیم و گاهی اوقات نیاز میشود که در مورد یک اتفاق خاص که در دنیا روی میدهد گزارش تهیه کنیم و نگرانیهای خاص حقوق بشری خودمان را در قالب سخنرانیهایی که در مجامع بینالمللی انجام میدهیم دنبال کنیم.
علاوه بر این موارد در زمینه توانمندسازی سازمانهای غیردولتی در حوزه حقوق بشر هم فعال هستیم. یکی از مسوولیتهای ما این است که سازمانهای غیردولتی ایرانی که علاقهمند به حضور در مباحث حقوق بشر هستند تشویق و توانمند کنیم تا بتوانند در مجامع بینالمللی حضور و بخش غیردولتی ایران را نمایندگی کنند. خیلی از بحثهای حقوق بشری در قالبهای غیردولتی دنبال میشود یعنی موسسات تحقیقاتی، مطالعاتی و سازمانهای بینالمللی غیردولتی وجود دارند که در زمینه حقوق بشر فعال هستند یا کار مطالعاتی یا کارارتقایی انجام میدهند. ما لازم است این بخشها را فعال کنیم تا بتوانند حضور بینالمللی داشته باشند.
در مباحث و موضوعات حقوق بشری بیشتر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه مطرح است و مردم بیشتر دکتر جواد لاریجانی را به عنوان فعال در این زمینه میشناسند. آیا این ستاد رویکردی موازی با اداره حقوق بشر وزارتخارجه ندارد؟
کارکرد این دو ارگان کاملا متفاوت است ولی هر کدام از این ارگانها کارکرد مهمی دارند. اداره حقوق بشر زیر مجموعه وزارت امور خارجه است و مسوولیت وزارت امور خارجه پیگیری سیاست خارجی است؛ بنابراین مسوولیت اداره حقوق بشر پیگیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق بشری است. این نقشی است که این اداره ایفا میکند، اما ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در زیر مجموعه قوه قضاییه قرار گرفته است و به عنوان یک نهاد ملی عمل میکند. به این معنی که ستاد حقوق بشر مسوولیت هماهنگی دستگاههای داخلی درباره موضوعات مربوط به حقوق بشر را دنبال میکند. پس اداره حقوق بشر و ستاد حقوق بشر دو همکار هستند که اقداماتشان مکمل همدیگر است و به یکدیگر کمک میکنند و ارتباطات تنگاتنگ دارند، اما کارکردهایشان متفاوت است. فعالیتهای ستاد حقوق بشر در حوزه هماهنگسازی داخلی و هماهنگی فعالیتهای فرابخشی در حوزه حقوق بشر و فعالیتهای اداره حقوق بشر در حوزه پیگیری دیپلماسی حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور تعریف میشود. البته سیاست اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه، استفاده و بهرهگیری از همه ظرفیتها در دیپلماسی خارجی کشور است. تعریف ما از دیپلماسی این است که دیپلماسی خارجی ما صرفا توسط دیپلماتهای رسمی دنبال نمیشود و در سیاست خارجی باید از همه ظرفیتها استفاده کرد، لذا از دید ما بازیگران عرصه سیاست خارجی در حوزه حقوق بشر بسیار متعددند و وزارت خارجه نقش هماهنگکننده و برنامهریز را دارد ولی ارگانهای مختلف میتوانند در این روند مشارکت داشته باشند. یکی از شرکای ما در دیپلماسی حقوق بشری، قوه قضاییه و بازیگر اصلی در این زمینه ستاد حقوق بشر قوه قضاییه است. ما شرکای دیگری هم داریم. رسانهها، سازمانهای غیردولتی، محافل علمی و آکادمیک شرکای ما هستند و به طور خلاصه وزارت امور خارجه در دیپلماسی حقوق بشری از همه ظرفیتهای کشور استفاده میکند.
این دو نهاد موازی نیستند. ستاد حقوق بشر قوه قضاییه یک نهاد داخلی و ملی است و هماهنگیهای داخلی در بخشهای مختلف قضایی مرتبط با حقوق بشر را انجام میدهد. ما طبیعتا چون بخش عمدهای از حقوق بشر بخش قضایی است آن بخش را احاله میدهیم به قوه قضاییه و از ستاد حقوق بشر قوه قضاییه کمک میگیریم.
به طور مثال ما در مورد تحولات حقوق بشریمان باید گزارشهای منظم به ارگانهای بینالمللی داشته باشیم. طبیعتا این گزارش را وزارت خارجه نمیتواند تهیه کند و در سطح تهیه گزارش باید این کار توسط مراجع قضایی صورت گیرد. در اینجا ما از ستاد حقوق بشر قوه قضاییه کمک میگیریم و گزارشها را به وسیله آنها تهیه میکنیم و مسوولیت انعکاس بینالمللیاش به عهده وزارت امور خارجه است. این فعالیتها مکمل هم هستند و موازی یکدیگر نیستند.
رویکرد شما و همکارانتان در وزارت خارجه بیشتر متوجه وضعیت ایرانیان خارج از کشور است یا به وضعیت حقوق بشر در کشورهای خارجی میپردازد؟
هر دوی این امور از شاخههای کاری ما هستند، یعنی اصولا نسبت به موضوعات حقوق بشری حساسیت داریم، بنابراین اگر حقوق بشر در نقطهای از جهان نقض شود صرفنظر از اینکه قربانیان نقض چه کسانی هستند ما درباره آن حساسیت نشان میدهیم و به روشهای مختلف عکسالعمل خود را مشخص خواهیم کرد. در عین حال، وضعیت ایرانیان خارج از کشور برای ما حساسیت بیشتری دارد. وضعیت ایرانیان خارج از کشور در قالبهای مختلف میتواند پیگیری شود که یک قالب آن امور کنسولی است و دیگری قالب حقوق بشری است و ما هر دو شاخه را پیگیری میکنیم.
تا چه اندازه با نهادهای بینالمللی در ارتباط هستید؟
ما در سطح بینالمللی چند مخاطب داریم. مخاطب اول ما ارگانهای بینالمللی سازمان ملل متحد هستند که مهمترین آنان شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد است. شورای حقوق بشر، ارگان تخصصی سازمان ملل در حوزه حقوق بشر است و سازوکارهای حقوق بشری سازمان ملل عمدتا در این ارگان متمرکز شدهاند. مخاطب اصلی ما شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد است. همچنین یک نوع ارگانهای دیگری وجود دارد که به آنها ارگانهای نظارتی معاهدهای گفته میشود. وظیفه این ارگانها نظارت بر اجرای کنوانسیونهای بینالمللی است. ما عضو 4 کنوانسیون بینالمللی در حوزه حقوق بشر هستیم. هر کدام از این کنوانسیونهای بینالمللی یک کمیته نظارتی دارند که آن کمیته مسوولیتش نظارت بر اجرای آن کنوانسیون در کشورهای عضو است. ما به لحاظ مفاد این کنوانسیونها موظف هستیم در مقاطع زمانی مشخصی به این کمیتهها گزارشدهی کنیم. برای مثال ما عضو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی هستیم و کمیته ناظر بر این میثاق کمیته حقوق بشر است. ما هر 5 سال یکبار باید به این کمیته در مورد چگونگی اجرای این میثاق بینالمللی در ایران گزارش دهیم. مخاطب دیگر ما خود دولتهای عضو هستند. یعنی ما معتقدیم موضوع حقوق بشر میتواند موضوع همکاری، گفتوگو و تبادل تجربه باشد. بحث حقوق بشر چون یک بحث نظری است ما میتوانیم مباحث نظریمان را با کشورهای مختلف در غالب مباحث حقوق بشری دنبال کنیم و از طرفی چون یک بحث عملکردی است، کشورهای مختلف میتوانند با یکدیگر در مورد نحوه تحقق حقوق بشر همکاری داشته باشند. بنابراین حقوق بشر میتواند موضوع مورد بحث ما در رابطه با کشورها و دولتها، هم به لحاظ عملی و هم به لحاظ نظری باشد. مخاطب سوم ما سازمانهای غیردولتی هستند. این سازمانها اعم از محافل علمی و آکادمیک و سازمانهایی که کار ارتقایی در حوزه حقوق بشر انجام میدهند، هستند و از آنجا که بخشی از مباحث مربوط به حقوق بشر، بخش آکادمیک است و پشتوانههای نظری دارد، در محافل علمی دنیا درمورد این موضوع کارهای جدی صورت میگیرد. ما به عنوان یک کشور صاحب سخن و صاحب نظر در بحث حقوق بشر ناچاریم محافل علمی و آکادمیک و سازمانهای غیردولتی را مخاطب خودمان قرار دهیم.
یکی از سازمانهایی که گزارشات متعدد حقوق بشری درباره ایران ارائه میکند سازمان عفو بینالملل است. ارتباط اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه با این سازمان تا چه اندازه است؟
سازمان عفو بینالملل یکی از صدها سازمانی است که در حوزه حقوق بشر فعالیت میکند. باید ارتباط ما با مجموعه سازمانهای غیردولتی فعال در حوزه حقوق بشر را در چارچوب کلی فعالیتهای ما در حوزه ارتباط با سازمانهای غیردولتی در نظر گرفت. به لحاظ اینکه حجم سازمانهای غیردولتی در دنیا در زمینه حقوق بشر خیلی زیاد است، ممکن است گاهی ارتباط داشتن با یک سازمان غیردولتی خاص امکانپذیر نباشد. از این رو ما ناچاریم بعضی از برنامههایمان را به گونهای تنظیم کنیم که طیفی از سازمانهای غیردولتی را مورد خطاب قرار دهد. بنابراین سازمان عفو بینالملل هم در همین قسمت میگنجد؛ البته ناگفته نماند سازمان عفو بینالملل علیرغم اینکه سازمان بسیار قدیمی وفعالی است، ولی متاسفانه گاهی رویکردها و عملکردهایش شبیه عملکردها و رویکردهای دولتها میشود. در چنین جاهایی سازمان عفو بینالملل مورد انتقاد قرار میگیرد، یعنی انتظار طبیعی از یک سازمان غیردولتی این است که آن سازمان، نقش مستقلی از دولتها داشته باشد که در قالب موضوعات حقوق بشری ایفا میکند و در این صورت کشورها هم استقبال بیشتری از عملکرد آن میکنند، اما با ورود فعالیتهای این سازمانها به حوزههای سیاسی معمولا عملکرد این سازمانها با انتقاد کشورها مواجه میشود. ما نیز در مواردی انتقاداتی نسبت به عملکرد سازمان عفو بینالملل داریم.
ایرانیان مختلفی مثل شهرزاد میرقلیخانی هستند که به بهانههای واهی توسط آمریکا دستگیر شدهاند. ایران چه برنامهای برای جلوگیری از این گونه اتهامات آمریکا به اتباع خود دارد؟
در مورد خانم میرقلیخانی گزارشهایی که ما دریافت کردهایم نشان میدهد موارد متعددی از نقض حقوق بشر ازجمله طرح اتهامات بیاساس، محاکمه غیرعادلانه، شکنجه و بدرفتاری در مورد ایشان اتفاق افتاده است. اعتراض به این گونه موارد امر لازمی است که اداره حقوق بشر انجام میدهد. ما موضوع ایشان را در سازوکارهای بینالمللی حقوق بشر مطرح کردهایم، ازجمله گزارشگران سازمان ملل را متوجه این موضوع کردهایم و از آنها خواستهایم وضعیت این خانم را پیگیری کنند، اما این سازوکارها با یک مشکل همیشگی مواجه است و آن این که خانم میرقلیخانی در آمریکا بازداشت است و آمریکا کشوری است که با سازوکارهای بینالمللی حقوق بشر همکاری نمیکند، بنابراین وقتی گزارشگران سازمان ملل میخواهند موضوعی را در ارتباط با آمریکا پیگیری کنند با عدم همکاری این کشور مواجه میشوند.
در کنفرانس دوربان کشورهای غربی برای اولین بار در موضع متهم قرار گرفتند. موضوع کنفرانس دوربان نژادپرستی بود و متهم اول در بحث نژادپرستی و تبعیض نژادی اروپا و آمریکا هستند. بعد از این اجلا س وجهه ساختگی اروپا و آمریکا در بحث حقوق بشر به شدت مخدوش شد
آن کاری که ما فکر میکنیم باید انجام دهیم این است که ایران باید وضعیت اتباعش را خارج از کشور با جدیت پیگیری کند. ما نباید نسبت به وضعیت اتباعمان در خارج از کشور بیتفاوت باشیم. باید از همه ظرفیتهای موجود استفاده کنیم تا اگر مشکلی برای یکی از اتباعمان ایجاد شد آن را برطرف کنیم. ما در استفاده از این ظرفیتها نباید هیچ محدودیتی برای خودمان قائل شویم. لذا ایده وزارت خارجه این است که وقتی مشکلی برای یکی از اتباع ما درخارج از کشور پیدا میشود ما باید از ابزارهای دوجانبه، سازوکارهای کنسولی و همچنین سازوکارهای بینالمللی سازمان ملل استفاده کنیم. گاهی اوقات این استدلال مطرح میشود که ممکن است یک تبعه ایرانی در خارج از کشور متهم به ارتکاب جرمی باشد و این موضوع پیگیریهای ما را خدشهدار میکند، اما باید گفت بحث ارتکاب جرم بحث جداگانهای است و صرف نظر از ارتکاب هر جرمی باید مواظب بود که حقوق انسانی اتباعمان نقض نشود. این موضوع موقعی بیشتر اهمیت پیدا میکند که ما به این نتیجه برسیم که تبعه ما بیگناه است که در این صورت باید فعالیتهای ما چند برابر باشد. ایده وزارت خارجه استفاده از همه ظرفیتهای بینالمللی برای پیگیری وضعیت اتباعمان است، به طوری که اگر کشوری حقوق یک تبعه ایرانی را نقض کند این اقدام برایش پرهزینه باشد.
سازوکاری برای این ایده دارید؟
من فکر میکنم اداره کل ایرانیان خارج از کشور که در وزارت امور خارجه تشکیل شد برای پیگیری همین موضوع بود و از زمان شکلگیری این اداره، باب جدیدی در پیگیری وضعیت اتباع ایران در خارج از کشور باز شده است که قبلا ما شاهد آن نبودیم. پیگیری وضعیت اتباع ما سریعتر، سازمانیافتهتر و مستمرتر از گذشته شده است.
در حال حاضر وضعیت حقوق بشری زندانیان ایرانی خارج از کشور چگونه بررسی میشود؟
بخشی از طریق ارتباطات کنسولی و بخشی دیگر از طریق ارتباطات حقوق بشری تامین میشود. یکی از موضوعاتی که ما در گفتوگوهای دوجانبه حقوق بشری در کشورهای مختلف در دستور کارداریم رسیدگی به وضعیت اتباع ایرانی مبحوس در آن کشورهاست و ما قبل از برگزاری هر یک از گزارشهای حقوق بشری، پروندههای افراد ایرانی زندانی در آن کشورها را آماده و بررسی کرده و در گفتوگوهای رسمی که با آنها داریم پروندهها را مطرح میکنیم. به طور مثال ما با ژاپن گفتوگوهای منظم حقوق بشری داریم و شما میدانید در ژاپن تعداد زیادی زندانی ایرانی وجود دارد. ما در هر یک از گفتوگوهای حقوق بشری که با ژاپن داریم وضعیت زندانیان ایرانی را هم مورد بررسی قرار میدهیم و گاهی به راهکارهایی برای کمک به این وضعیت هم میرسیم، ازجمله امضای قرارداد استرداد محکومین که به مراحل بسیار خوبی رسیده است.
به نظر شما چرا غربیها و در راس آنها آمریکا با وجود کارنامه مردودی که دارند توانستهاند خود را مدعی اول حقوق بشر در دنیا جلوه دهند؟
البته من فکر میکنم این روند عوض شده، یعنی الان جایگاهی که کشورهای غربی در حوزه حقوق بشر دارند با جایگاه قبلیشان متفاوت است. در زمانی به چند دلیل این نظر وجود داشت که کشورهای غربی خودشان را مدعی حقوق بشر میدانستند و بر وضعیت حقوق بشر در کشورهای دیگر نظارت میکردند. کشورهای دیگر هم ظاهرا پذیرفته بودند که همیشه متهم باشند، اما بعد از کنفرانس دوربان، این وضعیت دچار تعلل جدی شده است. در کنفرانس دوربان کشورهای غربی برای اولین بار در موضع متهم قرار گرفتند. موضوع کنفرانس دوربان نژادپرستی بود و متهم اول در بحث نژادپرستی و تبعیض نژادی اروپا و آمریکا هستند. آن چیزی که باعث شد آثار این جابهجایی بیشتر باشد، رویکرد اروپاییها بود، یعنی اروپاییها در آن کنفرانس حاضر نشدند مسوولیت خودشان را بپذیرند و اتحادیه اروپا و آمریکا رویکرد غیرمسوولانهای در این باره داشتند. مساله این باعث شد وجههای که قبلا داشتند تا حد زیادی مخدوش شود. آمریکا و اتحادیه اروپا نشان دادند در مواجهه با انتقادات حقوق بشری، پاسخهایشان مسوولانه نیست. از آن به بعد ما شاهد تحولات بسیاری بودهایم که باعث شده این جابهجاییها بیشتر صورت بگیرد. موضوع 11 سپتامبر تحولات بسیاری در این باره ایجاد کرد. بعد از آن گزارشهای متعددی درمورد نقض حقوق بشر در مورد آمریکا و اروپا و وضعیت مسلمانان و اسلامستیزی منتشر شد. الان دیگر آن تقسیم کار سنتی وجود ندارد و شما وقتی در اجلاسهای شورای حقوق بشر حضور پیدا میکنید، کشورهای زیادی در مورد وضعیت حقوق بشر در آمریکا انتقاد میکنند. در حال حاضر، همه کشورها این اختیار را برای خود قائلند که از وضعیت حقوق بشر در هر کجای دنیا انتقاد کنند.
به نظر شما به عنوان یک دستاندرکار، با توجه به اهمیت حقوق بشر برای نظام و کشور چگونه میتوان جلوی سوءاستفاده بیشتر غربیها از این موضوع را گرفت؟
یکی از کارهایی که ما باید انجام دهیم و مهم است معرفی دستاوردهای حقوق بشری است یعنی ما اصولا نباید خودمان را در حوزه اتهاماتی که غرب علیه ما مطرح میکند، محصور کنیم. ما باید در یک اقدام مبتکرانه اصول و رویکردها و دستاوردهایمان را در حوزه حقوق بشر به دنیا معرفی کنیم. خیلی از دستاوردهای حقوق بشری در ایران هستند که در دنیا نادیده گرفته میشوند. ما در حوزههای بسیاری دارای الگوهای قابل ارائه هستیم. به طور مثال بحث حق آموزش، بهداشت و... موضوعات حقوق بشری هستند، در این زمینهها ما الگوهای قابل ارائه داریم. این امر باعث میشود که یک شناخت بیشتری نسبت به دستاوردهای ایران در مجامع حقوق بشری حاصل شود و در حقیقت زاویه دید دنیا نسبت به تحولات ایران آن چیزی نباشد که رسانههای غربی منعکس میکنند بلکه منابع اطلاعاتی افکار عمومی دنیا متنوع شود. اگر ما دستاوردها و عملکردهایمان را به دنیا نشان دهیم این امر باعث میشود چهره متفاوتی را در دنیا داشته باشیم.
میدانید که موضوعاتی مثل سکینه آشتیانی را غربیها تا قلب افکار عمومی غرب و اروپا میکشانند. پیشنهاد وزارت خارجه در چنین مواردی به دیگر بخشهای داخلی چیست؟
البته موضوعاتی را که غرب مطرح میکند 2 دسته هستند. بعضی اوقات موضوعات نظری است که بحثهای کلان است و گاهی اوقات موضوعات ریز است. ما درمورد بحثهای نظری باید این سیاست را داشته باشیم که وارد یک گفتوگوی جدی با غرب شویم، یعنی ایران به عنوان یک کشور صاحب نظر باید به طور جدی وارد مباحث نظری حقوق بشر شود. این نقش را به طور انحصاری ایران میتواند ایفا کند چون ایران کشوری است که سابقه تمدنی، پشتوانههای قوی فکری و نهادهای قوی برای ارائه نظرات خودش دارد. مهم این است که ما برای این موضوع برنامهریزی کنیم. عرصه دوم موضوعات ریز است که شامل موارد خاص حقوق بشری میشود. 2 نکته در این باره وجود دارد؛ اولا ما باید متوجه باشیم که گاهی اوقات غرب با طرح موضوعات جزئی ما را درگیر میکند، به طوری که ما از وظیفه اولمان بازمیمانیم، یعنی آنقدر روی موضوعات جزئی متمرکز میشویم که نسبت به وظیفه تبیینیمان غفلت میکنیم. نکته دوم آن است که چون در معرض اتهام هستیم و اصولا در غرب یک سازمانیافتگی برای طرح انتقادات حقوق بشری علیه ایران وجود دارد باید در این زمینه هوشیاری و مراقبت داشته باشیم. ما باید متوجه باشیم که هر اتفاق حقوق بشری در ایران رخ میدهد یک طیفی در غرب آماده هستند که حول و حوش آن پردازش انجام دهند و تبلیغات سیاسی را سازماندهی کنند. در عین حال باید توجه داشته باشیم که اطلاعرسانی و پاسخگویی سریع داشته باشیم چون آن چیزی که مورد سوءاستفاده غرب قرار میگیرد سوار شدن بر یک جریان رسانهای با استفاده از جعل اطلاعات در مورد یک موضوع قضایی است. اگر بتوانیم یک اطلاعرسانی سریع و دقیق راجع به موضوعات قضایی داشته باشیم امکان فعالیت غرب در حوزه حقوق بشر را میتوانیم محدود کنیم.
به نظر شما در قیاس با کاری که آنها میکنند این وضعیت تا چه اندازه و در چه نسبتی در جریان است؟
من معتقدم که هم در بعد ورود به بحثهای نظری و هم در بعد تقویت ساختار اطلاعرسانی وضعیتمان نسبت به گذشته خیلی بهتر است، اما هنوز با وضعیت مطلوب فاصله داریم. برای وزارت خارجه مهم آن است که ما در مسیر درست حرکت کنیم. حرکت در مسیر درست این امیدواری را ایجاد میکند که ما به وضعیت مطلوب برسیم.
اراده غرب برای فشار بر ایران در موضوع حقوق بشر جدی است. آنها از تمام ظرفیتهایشان برای اعمال فشار بر ایران استفاده میکنند، اما چقدر این فشارها تاثیرگذار خواهد بود بستگی به عوامل مختلف دارد، یک عامل میزان تاثیرگذاری و موضع قوی و فعال ماست و یک عامل آن هم میزان مقاومت جریانهای بینالمللی است. چون قرار نیست غرب در تحولات بینالمللی حرف آخر را بزند و تعیینکننده همه امورات باشد. یک جریانهای مقاوم بینالمللی هم وجود دارند که در سالهای گذشته نقش چشمگیری را ایفا کردهاند، مثل کشورهای در حال توسعه، نهضت عدم تعهد یا سازمان کنفرانس اسلامی. البته اینکه این تشکلها تا چه حد تاثیرگذاری بینالمللیشان را حفظ کرده و ارتقاء بدهند این موضوع نیز تعیینکننده است. ما به عنوان یک کشور در حال توسعه معتقدیم که متعلق به بلوک کشورهای در حال توسعه هستیم و وقتی این نزاع فکری بین ما و گروه غرب شکل میگیرد مهم است که کشورهای در حال توسعه چقدر با ما همراهی و در برابر جریانی که از سوی غرب آغاز شده مقاومت میکنند. بنابراین میزان تاثیرگذاری غرب در طراحیهای حقوق بشریشان علیه ایران به 2 عامل مهم بستگی دارد؛ عامل اول میزان حضور قوی ما در ارتباط با بحث حقوق بشر در نظام بینالملل است و عامل دوم میزان تاثیرگذاری جریان گروههای مقاوم در نظام بینالملل.
آیا میتوانیم مانند گفتوگوهای هستهای و دیگر موارد، گفتوگوهای حقوق بشری هم با غرب داشته باشیم؟
با 2 نگاه میشود به این موضوع اشاره کرد؛ نگاه اول اینکه آیا گفتوگوی حقوق بشری با غرب باعث کاهش فشار غرب در امر حقوق بشر میشود؟ من فکر میکنم به نوعی بله. تجربه بحث هستهای را میتوانیم در بحث حقوق بشر مورد نظر قرار دهیم. نکته مهم این است که در این سطح دستور کار غربی دستور کار نظری و محتوایی نیست، بلکه دستور کار سیاسی است. این دستور کار سیاسی زیاد تغییر پیدا نمیکند. غرب هدف کلانش جلوگیری از پیشرفت ایران در همه ابعاد و جلوگیری از تاثیرگذاری جمهوری اسلامی در سطح جهانی است که این امر هم دلیل دارد و علت آن است که ایران یک الگوی رقیب و خط فکری جدید را به دنیا معرفی کرده و این نظام فکری نظام غرب را به چالش میکشد. هدف کلان غرب مقابله با این نظام فکری است و این مقابله در ابعاد مختلف صورت میگیرد. جلوگیری از تاثیرگذاری نظری و نفوذ کلان جمهوری اسلامی ایران یکی از ابعاد این قضیه است که در بحث حقوق بشر دنبال میشود. اگر سوال ما این باشد که آیا گفتوگوی حقوق بشری با غرب باعث کاهش فشارهای آنان خواهد شد من فکر میکنم که دستور کار غرب دستور کار سیاسی است و به صرف گفتوگوهای حقوق بشری اعمال فشار آنها کاهش پیدا نمیکند، اما نگاه دوم به این ماجرا این است که گفتوگوهای حقوق بشری لازم است. بحث حقوق بشر یک بحث عقیدتی، فکری و نظری است و ما برای ارائه بهتر دیدگاهها و اصول فکری خودمان باید این گفتوگوها را با غرب سازماندهی کنیم. در این گفتوگوها مخاطب ما صرفا دولتهای غربی نیستند، افکار عمومی مراکز علمی و سازمانهای غیر دولتی غرب نیز مخاطب ماست.
غرب وارد فاز تعیین نماینده ویژه سازمان ملل برای ایران شده است، اگر این نماینده تعیین شود چه اتفاقی روی میدهد؟
اگر به لحاظ فنی بخواهم جواب بدهم، یک سازوکار نظارتی دائمی برای بررسی وضعیت حقوق بشر ایران شکل میگیرد، یعنی طی 9 سال گذشته تاکنون سازوکار مستقل دائمی برای بررسی وضعیت حقوق بشر ایران وجود نداشت. ما از سال 63 تا 81 این سازوکار را داشتیم و گزارشگری مسوول گزارش درخصوص وضعیت حقوق بشر در ایران بود. در حال حاضر با تعیین گزارشگر ویژه به لحاظ فنی ما به وضعیت قبل از سال 81 برمیگیردیم، یعنی مجددا یک گزارشگری خاص از حقوق بشر در ایران شکل میگیرد که مسوولیتش صرفا تهیه گزارش درباره ایران است. نکتهای که از بعد سیاسی مهم است این است که تعیین گزارشگر برای ایران یک سیگنال بد برای تمام کشورهای در حال توسعه است. دلیل این امر آن است که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل 6 سال پیش منحل شد و به جای آن شورای حقوق بشر تشکیل شد. علت اصلی انحلال کمیسیون حقوق بشر این بود که این کمیسیون به ابزاری در دست آمریکا برای اعمال فشار سیاسی به کشورهایی که مخالف آن بودند، مبدل شده بود. شورای حقوق بشر برای جلوگیری از چنین روندی و پیگیری حقوق بشر در فضای مثبت و مبتنی بر همکاری ایجاد شد. با حضور آمریکا در شورای حقوق بشر که از 2 سال پیش اتفاق افتاد فعالیتهای تخریبی در این شورا شروع شد و آمریکا اقدامات بسیاری را در این شورا انجام داد و تلاش کرد شورای وضعیتی شبیه به کمیسیون حقوق بشر پیدا کند. یکی از آخرین این اقدامات تعیین گزارشگر برای ایران است که این امر هم با فشار آمریکا انجام شد. وقتی این اتفاق افتاد خیلی از کشورها نگران شدند که شورای حقوق بشر به سمت روش کمیسیون حقوق بشر پیش میرود، اگر این اتفاق بیفتد شورای حقوق بشر کارایی خود را از دست میدهد، بنابراین ضرر تعیین گزارشگر برای ایران در سطح سیاسی متوجه شورای حقوق بشر و همه کشورهاست.
ایران چه واکنشی به تعیین این نماینده و سفرش به ایران خواهد داشت؟
تعیین گزارشگر اقدام نامشروعی است و قطعنامهای که در این باره در شورای حقوق بشر منتشر شد با 22 رای به تصویب رسید. از 47 عضو شورای حقوق بشر حتی نصف اعضا هم آن را تصویب نکردهاند. قاعدتا موضع ایران این است که انتصاب گزارشگر سازمان ملل نتیجه یک پروسه نامشروع است.
آیا ایران این گزارشگر را نمیپذیرد؟
سیاست ایران همکاری با سازوکارهای مشروع سازمان ملل در حوزه حقوق بشر است، یعنی ما با سیستم گزارشگری سازمان ملل همکاری میکنیم. سیستم گزارشگری سازمان ملل با یک سیستم خاص متفاوت است، بنابراین آنچه ما به آن اهمیت میدهیم همکاری با سیستم گزارشگری سازمان ملل است که آن یک سیستم است نه فرد. ما با سیستم گزارشگری سازمان ملل همکاری مبتکرانه داریم، به این معنی که معتقدیم باید نقش مثبت و سازنده سیستم سازمان ملل را ارتقاء داد و باید به ایران نقش ارتقایی داد. سازوکارهای نظارتی سازمان ملل باید به کشورها برای احقاق حقوق بشر کمک کنند نه اینکه نقش پلیس را بازی کنند. ما یک برنامه بلندمدت همکاری با سیستم گزارشگری سازمان ملل داریم.
نمایندگان قبلی که برای ایران تعیین شدند به ایران سفر میکردند. آیا شما با سفر این نماینده احتمالی موافقت میکنید؟
نماینده جدید هنوز منصوب نشده است، بنابراین اینکه بخواهیم درباره سفر نماینده به ایران صحبت کنیم فعلا سوال زودهنگامی است، ولی همانطور که تایید کردم ما تعیین نماینده را نامشروع میدانیم.
گفته شده ایران از خانم پیلای کمیسیر عالی حقوق بشر سازمان ملل دعوت به عمل آورده است. احتمال انجام این سفر چقدر است و چه برنامههایی برای آن وجود دارد؟
از ایشان دعوت رسمی برای سفر به ایران انجام، شده است و این سفر در سال 2011 انجام خواهد شد. اینکه برنامههای این سفر چه خواهد بود هنوز چیزی به ایران اعلام نشده است؛ فکر میکنم روش کار به این صورت است که دفتر کمیسیون عالی حقوق بشر با ما تماس بگیرد و برنامههای سفر را تبیین کند. هنوز در این باره چیزی به ما اعلام نشده است.
در سالهای اخیر بسیار شنیدهایم که در سیاست تهاجمی موارد نقض حقوق بشر در غرب بررسی شده و انتشار خواهد یافت. چگونه میتوان از این روش بهره موثر گرفت؟
البته اینکه ما نسبت به وضعیت حقوق بشر در غرب انتقاد داشته باشیم و موضع خودمان را شفاف کنیم، این یک نگاه سیاسی در بحث حقوق بشر نیست. ما وظیفه خودمان میدانیم اگر در نقطهای از جهان ملتی مورد تعرض و ستم واقع شد از آن دفاع کنیم. پایش وضعیت حقوق بشر در غرب یک نگاه اصیل به موضوع حقوق بشر است، در عین حال چنین اقدامی میتواند غرب را چه در بحثهای نظری و چه در مورد وضعیت حقوق بشر در کشورهای غربی با چالش جدی مواجه کند و باعث شود غرب نتواند آن چهرهای را که قبلا از خودش به جهانیان معرفی میکرده به نمایش بگذارد.
چقدر با طرفهای خارجی درباره حقوق بشر اسلامی دیالوگ برقرار کردهاید؟
اصولا مبنای صحبت ما با کشورهای غربی برگرفته از قوانین اسلام است و ما دیدگاه اسلامی را درخصوص حقوق بشر اسلامی مطرح میکنیم و جزو دستور کار دائمی ما است. در گفتوگوهای حقوق بشری دوجانبه، برگزاری نشستهای بینالمللی، طرح موضوع در مجامع بینالمللی، فعالسازی سازمانهای غیردولتی و کار رسانهای در حوزه حقوق بشر و سایر فعالیتهای حقوق بشری مبنای ما حقوق بشر اسلامی است.
چقدر از حوزه دیپلماسی عمومی و رسانهها استفاده موثر به عمل آوردهاید؟
فکر میکنم حرکت خوبی طی سالهای گذشته شروع شده و باید در دیپلماسی حقوق بشری از همه ظرفیتها استفاده کنیم. ارتباطات خوبی بین وزارت خارجه و رسانهها، سازمانهای غیر دولتی و محافل دانشگاهی وجود دارد، با این حال ما هنوز نسبت به تاثیرگذاری رسانهها در بخشهای دیپلماسی حقوق بشری راضی نیستیم. معتقدیم که حرکت خوبی شروع شده و الان میزان پردازش مباحث حقوق بشری در رسانههای کشور نسبت به سالهای گذشته خیلی ارتقاء پیدا کرده و میزان توجه رسانههای ما نسبت به تحولات بینالمللی حقوق بشر نیز افزایش پیدا کرده است. این حرکت بسیار خوبی است که باید با شدت بیشتری ادامه پیدا کند.
در ارتباط با رسانهها وزارت خارجه در بعضی از مقاطع اگر احساس کند نیاز به اطلاعرسانی وجود دارد جلسات مشورتی با رسانهها برگزار میکند. این ارتباط با سازمانهای غیردولتی منظمتر و منسجمتر است. ما با این سازمانها جلسات مشورتی داریم و مباحث حقوق بشری را دنبال میکنیم؛ این باعث میشود سازمانها ارتباط بیشتری با مباحث بینالمللی داشته باشند و زمینه ابتکار عمل برای آنها فراهم شود.
همزمان با تحولات اخیر منطقه و خاورمیانه، نقض گسترده حقوق بشر در این کشورها را شاهد هستیم. ایران چه واکنشی به این وضعیت نشان داده است؟
این تحولات برای ایران خیلی مهم است. حرکتیهای مردمی در منطقه حرکتهای اصیل و مشروعی هستند که اهداف مقدسی را دنبال میکنند و تحولات آینده منطقه را شکل میدهند، لذا لازم است از آنها حمایت شود. ما از همه ابزارهای سیاسی، حقوقی و بینالمللی برای حمایت از حرکتهای مردمی و جلوگیری از سرکوب آنها استفاده میکنیم.در این بخش ما توانستهایم بخشی از سازوکارهای بینالمللی سازمان ملل و حقوق بشر را برای پیگیری وضعیت مردم منطقه فعال کنیم. همچنین وزیرخارجه ما با مکاتباتی که با شخصیتهای بینالمللی داشته است توانسته بخشی از سازوکارهای بینالمللی را در این موضوع فعال کنند و این اقدام بسیار خوبی بوده، حتی توانستهایم شورای حقوق بشر را در این زمینه فعال کنیم.
کتایون مافی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم