باور بفرمایید دیگر زبانمان مو در آورد از بس که در باب این مقوله به ایراد سخن پرداختیم و خوشبختانه هیچکس هم هیچ ترهای برای عرایض معقول ما خرد نکرد. بس که همه گرفتارند. و حق هم دارند. فقط خدا را شاکریم که نزدند خودمان را خرد کنند!(به هر حال، تک و توک هستند کسانی که با آدم ــ حتی ما ــ مختصری خرده حساب دارند و در طول تاریخ نیز این مطلب مسبوق به سابقه بوده است. برای بسیاری از بزرگان این قضایا اتفاق افتاده است.)
در تأیید ما فرمودند:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جایی نرسد، فریاد است
تازهترین فریادی که جدیدا کشیده شده است، از سوی رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران است که فرمودند: «پنج شش سال است که موضوع آلودگی هوای تهران در دولت تعطیل است و اقدام جدی نمیشود. البته جلساتی در استانداری تهران برای معضل آلودگی هوا تشکیل میشود، اما این جلسات چه تأثیری داشته است؟...». خانم معصومه ابتکار، در ادامه دیگر چیزی نفرمودند و حتی نفرمودند که وقتی خود سرکار علیه ایشان در سازمان محیط زیست بودند، چه اقدامات و ابتکارات مفید و خوبی انجام دادهاند که الان دولت فعلی میتواند در ادامه همانها بیاید وسط.
بسته پیشنهادی:
پیشنهادات ارزنده و من درآوردی ما در این راستا:1ـ آلودهتر کردن بیشتر هوا:
شاید هنوز درجه آلودگی هوا به حدی نیست که به چشم مسوولان بیاید. آن هم در شرایط حساسی که خیلی چیزهای دیگر برای به چشم آمدن هست. مثل دیش روی پشت بام و سگ توی خیابان و مانتوی چسبان و....امثال ذالک. فلذا اگر چنان شدت آلودگی هوا را زیاد کنیم که مثلا به شکل تودههای جامد گوگرد و سرب و کربن و غیره در آید و بخورد توی شیشه ماشین برخی از مدیران و مسوولان مربوطه؛ شاید موضوع آلودگی هوا را جدی تر بگیرند و ولش نکنند. مگر جناب شاعر نفرموده: «زلف آشفته او موجب جمعیت ماست/ چون چنین است،پس آشفته ترش باید کرد»؟...2ـ عادت دادن مردم به آلودگی:
ناز نازی بودن زیاد هم کلا چیز خوبی نیست آن هم در این شرایط حساس کنونی که شدیدا درگیر کاهش نرخ سکه و ارز و خیار و موز و بادمجان و چیزهایی دیگر در این راستاییم. فلذا بدنیست که به مردم بگوییم رسما که تا اطلاع ثانوی سعی کنند با آلودگی هوا چنان کنار بیایند که ترک آن موجب خمار شدن آنها گردد. چنان که میگویند یک نفر شهری رفته بود به یک روستای خوش آبو هوایی؛ وقتی که به تهران برگشت، ازش بپرسیدند که آب و هوای روستا را چگونه دیدی؟ آهی از سر ناراحتی کشید و به اعتراض گفت: «ای بابا، چه آبی، چه هوایی؟....هرچه بود، بوی گند گل و وق وق بلبل بود!»3ـ واردات هوای صاف از چین:
حالا که بحمدالله و المنه، روابط ما با دولت فخیمه چین و ماچین، حسنه است و گاه نیز قرضالحسنه؛ در کنار سایر واردات که از چین داریم4 ـ شورای شهر جدی بگیرد:
حالا که دولت هزار و یک گرفتاری و اشتغال دارد و نمیتواند سرش را بخاراند و بکوب مشغول ادغام کردن این وزارتخانه در آن وزارتخانه است؛ خب یک مقداری خود شورای شهر که معتقد است موضوع آلودگی هوا در دولت تعطیل است؛ آن را جدی بگیرد و کاری کند کارستان که گاو آلودگی را ببرند هندوستان!5ـ طنزپردازان جدی بگیرند:
اگر هیچکس فعلا موضوع آلودگی هوای تهران را جدی نمیگیرد، جماعت اهل طنز به نظر من باید شدیدا آن را جدی بگیرند. آنقدر راجع به آن بنویسند و بگویند و انتقاد کنند که خود هوا، خجالت بکشد تمیز شود. شما را به خدا، راهکار از این تمیزتر؟!....رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم