در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اسدزاده خاطرات سالهای ورود خود به عرصه هنر را جزو خاطرات تلخ خود میداند و میگوید: زمان ما نظر زیاد مساعدی نسبت به ورود بچهها به عرصههای هنری نبود و خانوادهها تمایلی نداشتند بچههایشان وارد این عرصه شوند.... این دید نسبت به تئاتر و سینما بدتر بود.
وی ادامه داد: روزی که پدرم شنید میخواهم هنرپیشه شوم مرا از خانه بیرون کرد... هیچگاه پدرم را تا آن حد عصبانی ندیده بودم. یک ماه اجازه ورود به خانه را نداشتم، حس غربت بدی بود. بعد از این مدت که با پادرمیانی بزرگترها پدرم به خانه راهم داد تا مدتها با من حرف نمیزد. به جرم علاقه به هنر اصلا مرا نمیدید اما کم کم برایش قابل هضم شدم. به این اتفاق تپوقهایی را هم که در کارهای اولم میزدم اضافه کنید. یادم هست در یکی از بازیهایم آنقدر هول شدم که نتوانستم کار را تمام کنم، نداشتن حامی عامل اصلی این اتفاق بود، البته بعدها تشویقهای مردم حامی من شد و بخشی از تلخی سالهای اول شروع به کارم را کم کرد....
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: