در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با وجود این ، بسیاری از علاقهمندان و بازدیدکنندگان، از سر کنجکاوی دوست دارند اشیای موجود در موزه را لمس کنند که بدون شک این امر در موزههای مختلف نه میسر است و نه قابل قبول. حال موزهای را تصور کنید که به بازدیدکنندگانش اجازه داده است آثارش را لمس کنند. نه اینکه اجازه داده که اصولا به همین منظور راهاندازی شده است!
بله این موضوع واقعیت دارد و در ایران برای نخستین بار چنین موزهای راهاندازی شده و کار خود را شروع کرده است. این گزارش شرح مختصری است از موزهای که به بازدیدکنندگانش اجازه داده است آثار را هر قدر که میخواهند لمس کنند، بدون آن که نگران آسیب دیدن آنها باشند. این مساله نه از سر تفنن، بلکه بر حسب یک نیاز اتفاق افتاده است. نیاز آن گروه از مردم که به جای دیدن، از راه لمس کردن درک میکنند و آموزش میبینند و از سایر حواس خود، به جز دیدن، برای ارتباط با محیط پیرامون بهره میگیرند. نماد جهانی این گروه از مردم، عصایی است به رنگ سفید؛ جامعه روشندلان
!شاید در جامعه ما که اغلب مردم اهل موزه رفتن و بازدید از چنین مکانها و اشیایی نیستند، کمتر به این سوالها دقت شود ولی آیا تا به حال فکر کردهاید که روشندلانی که در شهر و کشور ما زندگی میکنند، چگونه به موزه میروند و از آثار آن بازدید میکنند؟ آیا آنها اصلا خاطرهای از موزه رفتن دارند؟ آیا موزههای ما چنین امکانهایی دارند؟ در نقاط دیگر دنیا برای این گروه چه فکری شده است؟ و... پاسخ این سوالها هر چه باشد، این موضوع باعث خوشحالی و مسرت است که حالا آنها برای خود صاحب خانهای سپید و زیبا شدهاند.
خانه سپید، پنجرهای رو به تاریخ
«نمایشگاه پیشروی، دریچهای است بسیار کوچک از فرهنگ و تمدن چند هزار ساله این مرز و بوم و بازگوکننده بخشهایی از ادوار زندگی ساکنان ایران زمین از دوران پیش از تاریخ تا دوران اسلامی...»
این عبارتها را که به خط بریل در بروشور نوشته شده بود، روشندلان در روز افتتاح موزه ویژه نابینایان، زیر لب میخواندند. گروهی از نابینایان هم برای افتتاح موزه خانه سپید حضور یافته بودند و با اشتیاقی وصف ناشدنی آمده بودند که خاطرهای از موزه رفتن را به خاطرات سپیدشان اضافه کنند...
موزه روشندلان با نام «خانه سپید» هرچند دیرهنگام اما بالاخره در ایران گشایش یافت. این موزه در مجموعه فرهنگی ـ تاریخی سعدآباد با داشتن 3 اتاق کوچک، تنها امکان نمایش آثاری اندک در ابعاد بسیار کوچک را دارد. اما با همه کاستیها در حال حاضر آن را موزه نامیدهاند!
هرچند حسن محسنی، مدیر مجموعه فرهنگی ـ تاریخی سعدآباد بر این باور است که این موزه با استانداردهای روز دنیا کاملا منطبق است، اما نه کافی است و نه چندان غنی.
به هر حال همانگونه که عنوان شد این موزه برای نابینایان طراحی شده است تا با استفاده از حسلامسه نیرومند خود، از اشیای موجود در داخل موزه با چشم دل دیدن کنند و به گشت و گذاری در این مجموعه هرچند کوچک بپردازند.
بدل از اصل
اما اگر تصور کردهاید که اصل آثار تاریخی از گنجینهها و سایر موزهها به این موزه اختصاصی برای نابینایان انتقال یافته است که آنها را لمس کنند؛ تصورتان چندان درست نیست. چراکه آثار این موزه به شیوه مولاژ ساخته شده و بدلی از آثار تاریخی دوران پیش از تاریخ تا دوران اسلامی است.
برای آن که روشندلان بتوانند اطلاعات دقیقتر و بیشتری از این آثار دریافت کنند در کنار هر اثر به خط بریل توضیحاتی درباره آن ارائه شده است که روشندلان عزیز میتوانند با خواندن آنها و لمس اثر، اطلاعات به نسبت کاملی کسب کنند. البته میدانید که همه نابینایان از نعمت سواد و استفاده از خط بریل بهرهمند نیستند؛ بنابراین برای این گروه که سواد خواندن خط بریل را ندارند نیز اطلاعات لازم درباره هر شیء در حافظهای که مقابل همان اثر قرار دارد، ضبط شده است و روشندلان میتوانند با گوش کردن به آن، همزمان آثار را نیز لمس کنند تا شناختی درباره ویژگیهای هر اثر به دست آورند.از جمله اشیای به نمایش درآمده در موزه نابینایان، مولاژ ظرف سفالی پیش از تاریخ است تا آنها با فرهنگ و هنر ایرانی در آن دوران آشنا شوند؛ نمونهای از سرستونهای هخامنشی هم اینجا وجود دارد تا پی به شکوه تاریخ ایران ببرند؛ منشوری از کوروش نیز در این خانه سپید قرار داده شده است تا قانونمداری ایرانیان را بازخوانی کنند؛ پیکره سنگی شاپور اول ساسانی، ظروف شیشهای دوره اسلامی و برخی از آثار دیگر هم در موزه قرار داده شده است.
امید که این گام نخست با افتتاح خانههای سپید در شهرهای دیگر، به تدریج کاملتر شود.
فاطمه حامدیخواه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: