تاریخ هخامنشی را در بیستون بخوانید

تابستان که از راه می‌رسد و گرمای هوا ‌خودی نشان می‌دهد، سفرها به سوی غرب و شمال غربی کشور آغاز می شود. مردم می‌روند تا چند روزی در خنکای تابستان آن بخش از میهن آرام‌ گیرند.
کد خبر: ۴۰۸۲۵۴

آنها که مقصدشان همدان و شهرها و روستا‌های خوش آب‌وهوای آن اطراف مانند تویسرکان و لالجین و... است تا آنها که سری به کرمانشاه و ایلام می‌زنند؛ خوب است بدانند در آن حوالی می‌توانند مهم‌ترین سند تاریخی مربوط به حدود 2500 سال پیش را ببینند.

مهم‌ترین و مفصل‌ترین سند تاریخی برجای مانده از دوران هخامنشیان کتیبه‌ای است به نام بیستون که بر دیواره کوهی به همین نام نوشته و نقش شده است. این کتیبه امروز به عنوان مهم‌ترین کتیبه سنگی جهان شناخته می‌شود.

کوه بیستون در کنار جاده کرمانشاه به همدان که در اصل بخشی از شهرستان هرسین به شمار می‌آید و در 30 کیلومتری شرق کرمانشاه واقع شده، هزاران سال است که پا برجا ایستاده و نزدیک به 2500 سال است که یکی از افتخارات مکتوب این مرز و بوم را بر پیشانی خود جای داده است.

کتیبه بیستون مربوط به داریوش، سومین پادشاه هخامنشی است که برای درک اهمیت کتیبه او و آنچه در آن نگاشته شده باید به روزگاری پیش از داریوش بازگردیم، یعنی زمانی که کمبوجیه، پسر ارشد کورش هخامنشی پس از مرگ پدر به پادشاهی رسید. همه ما اغلب داستان کشته شدن بردیا را به دست برادرش کمبوجیه در کتاب‌های مدرسه خوانده‌ایم؛ همان داستانی که طبق آن در اوایل پادشاهی کمبوجیه اغتشاشاتی در ایران به وجود آمد که بردیا در آنها شرکت داشت و کمبوجیه برای سرکوبی آن برادرش را مخفیانه به قتل رساند. او پس از آن‌که در ایران نظم را برقرار کرد در راس سپاه بزرگ خود برای فتح مصر، راهی دره‌های نیل شد. زمانی که کمبوجبه در مصر و حبشه مشغول کشورگشایی بود در ایران شورش‌ها از سر گرفته شد و این بار شورشیان تا آنجا پیش رفتند که از نبود شاه در کشور سوءاستفاده کرده و فردی به نام گئوماتا که می‌دانست کسی از مرگ بردیا باخبر نیست خود را بردیا معرفی کرد و به عنوان برادر و جانشین شاه (کمبوجیه) بر تخت پادشاهی نشست و اعلام کرد که همه مردم تا 3 سال از دادن مالیات معاف هستند. او با این‌گونه ترفندها توانست در مدتی کم طرفداران زیادی برای خود دست و پا کند. بالاخره این اخبار به گوش کمبوجیه رسید و او پس از آن‌که نماینده‌ای از جانب خود در مصر گماشت، همراه با تعداد زیادی از افراد سپاهش تصمیم به بازگشت گرفت، اما هیچ‌گاه به ایران نرسید، چراکه در راه بازگشت به طرز مشکوکی از دنیا رفت. برخی مورخان گفته‌اند که او دست به خودکشی زده و برخی محققان معتقدند به قتل رسیده است. در هر حال آنچه که مهم است اینکه سپاهیانش همواره به خاندان هخامنشی وفادار ماندند و در برابر گئوماتا عصیان کردند. در میان این سپاهیان 7 سردار دلیر وجود داشت و در راس همه آنها سرداری بود به نام داریوش که از همان آغاز همه او را به عنوان شاه آینده می‌شناختند.

مهم‌ترین و مفصل‌ترین سند تاریخی دوران هخامنشیان کتیبه‌ای است به نام بیستون که بر دیواره کوهی به همین نام نوشته و نقش شده است

داریوش با کمک سپاهیان توانست بعد از 2 ماه که از مرگ کمبوجیه می‌گذشت گئوماتا را که به «بردیای دروغین» شهرت یافت، دستگیر و اعدام کند اما کشته شدن گئوماتا به معنی سرکوبی کامل اغتشاش‌ها نبود چراکه در هر گوشه از ایران یک نفر پیدا شده بود که می‌گفت با هخامنشیان یا مادها یا عیلامیان و ... نسبتی دارد و ادعای پادشاهی می‌کرد. از این رو داریوش نزدیک به 2 سال سوار بر اسب و اسلحه در دست در گوشه و کنار این سرزمین مشغول جنگ بود تا سرانجام توانست همه آنها را سرجای خود بنشاند و دوباره حکومتی یکپارچه در ایران برقرار کند. او در این مدت 19 جنگ کرد و 9 پادشاه را مغلوب ساخت. این پادشاه جوان دستور داد تا شرح پیروزی‌هایش را بر کوه بیستون و در ارتفاعی حدود 40 متر بالای زمین، هم در نوشتار و هم در تصویر حکاکی کنند. طول این نقش برجسته ۶ متر و عرض آن 3/20 متر است. در این نگاره داریوش تحت حمایت مرحمت‌آمیز خدای بزرگ یعنی اهورا مزدا دیده می‌شود. تجلی این حمایت عموما در کتیبه‌ها به شکل نیم‌تنه قرص خورشید بالدار (فروهر) نشان داده می‌شود. در این نقش داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئوماتا که زیر پای او افتاده، نهاده‌است. پشت گئوماتا 9 نفر دیگر که سرکرده شورشیان هستند، دست‌هایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شده‌است و پشت سر هم در برابر داریوش ایستاده‌اند. یک نیزه‌دار و یک کماندار نیز پشت سر داریوش دیده می‌شوند. در این نقش‌ها داریوش پرهیبت‌تر و بلندقدتر از دیگران تصویر شده است. بلندی قامت داریوش در آنجا ۱۸۰‌سانتی‌متر، قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰‌سانتی‌متر و قامت شورشیان حدود ۱۲۰‌سانتی‌متر است. در اطراف این تصاویر کتبیه‌های متعددی به 3 زبان فارسی باستان، اکدی (بابلی نو) و عیلامی، به خط میخی مخصوص به هر کدام از این زبان‌ها نوشته شده است.

در این کتیبه داریوش خود را پسر گشتاسپ و منتسب به خاندان هخامنشی می‌خواند. او پس از آن‌که خود و پدرانش را معرفی می‌کند به شرح ماجرای کشته شدن بردیا به دست کمبوجیه و نبردهای خود و عنوان کردن نام تک‌تک شورشیانی که بر آنها غلبه یافته، می‌پردازد. یکی از دلایل اهمیت این کتیبه آن است که تاریخ وقایع مهمی ‌چون مرگ کمبوجیه در آن عنوان شده است. علاوه بر اینها هشدار نسبت به دروغگویی، دفاع از راستی و راستگویی، دعای نیک در حق کشور و مردم، سپاسگزاری داریوش از یاری‌های اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح، اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را می‌خوانند از دیگر مطالبی است که در این کتیبه بلند آمده است.

نام بیستون فارسی باستان «بغستان» بوده که بغ به معنای خدا و بغستان به معنی جایگاه خداست. این اسم نشان می‌دهد کوه و منطقه بیستون جایگاه مقدسی بوده و شاید به همین دلیل علاوه بر کتیبه داریوش، آثار باستانی دیگری در آن به وجود آمده‌است.

کتیبه بیستون از سال 2006 ‌در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.

نقش برجسته مهرداد

کمی ‌پایین‌تر از کتیبه بیستون نقش برجسته دیگری دیده می‌شود که متعلق به قرن دوم پیش از میلاد است و در آن مهرداد دوم اشکانی همراه 4 نفر از حاکمان محلی نقش شده است. در زمان اشکانیان ایران دارای حکومت‌های ملوک الطوایفی بود که همگی از یک پادشاه تبعیت می‌کردند. از این رو این نقش برجسته که در آن مهرداد دست راست خود را به حالت احترام بالا برده است در حقیقت واگذاری قدرت از طرف او به هر یک از این بزرگان را نشان می‌دهد و حکمرانان محلی به ترتیب اهمیت و جایگاه پشت سر هم در پیشگاه مهرداد ایستاده‌اند.

متاسفانه بخش‌های مهمی‌از این نقش برجسته ‌سده 18‌میلادی تخریب شد تا به جای آن کتیبه دیگری حکاکی شود. کتیبه جدید وقفنامه شیخ علیخان زنگنه، صدراعظم شاه سلیمان صفوی است که در آن وقف درآمد و عایدات 2 دهکده برای مخارج و نگهداری کاروانسرای بیستون عنوان شده است.

نقش برجسته گودرز

در کنار نقش برجسته مهرداد، نقش دیگری مربوط به دوره اشکانی وجود دارد که به دلیل دسترسی آسان و قرار نداشتن در ارتفاع زیاد از هیچ‌گونه آسیبی به دور نمانده است! این نگاره مربوط به گودرز، یکی از پادشاهان اشکانی است که به شکل جنگجویی زره‌پوش بر اسبی سوار است و با نیزه بلند به سواری دیگر حمله و او را از اسب واژگون کرده است. در بالای این نگاره کتیبه‌ای دیده می‌شود به خط یونانی کهن که در آن، این سوار زره‌پوش اشکانی «گودرز پسر گیو» معرفی شده است. علاوه بر این کتیبه نقش دیگری در بالای تصویر گودرز دیده می‌شود که تشخیص آن تا حدی دشوار است، اما شبیه ‌تصویر زنی است با 2 بال که برخی مورخان یونانی آن را الهه‌پیروزی دانسته‌اند.

نقش برجسته بلاش

به فاصله اندکی از کوه بیستون و در شمال شرقی نقش برجسته‌های مهرداد و گودرز، تخته سنگی دیده می‌شود که بر 3 سطح آن تصاویری حک شده است. تصویر میانی، مردی را به صورت تمام قد نشان می‌دهد که گردنبندی بر گردن دارد و کمربندی به کمر بسته و لباسی رایج در دوره اشکانی را به تن دارد. یعنی پیراهن او در بالاتنه تنگ و پایین‌تر از کمربندش گشاد می‌شود، همراه با شلوار گشادی که در قسمت ساق و مچ پا بسته شده است.

این شخص پیاله‌ای در دست چپ دارد و دست راستش را به طرف آتشدان دراز کرده به گونه‌ای که انگار چیزی را به آتش نثار می‌کند.

روی این آتشدان، کتیبه‌ای به خط پهلوی اشکانی با این مضمون نوشته شده است: «این پیکره ولخش (بلاش) شاهنشاه پسر ولخش شاهنشاه نوه ...» . بخش‌های پایانی کتیبه از میان رفته ‌ است. در سمت چپ نقش بلاش، بر ضلع دیگر تخته سنگ، نقش فرد دیگری دیده می‌شود که گویا در حال گام برداشتن به طرف شخص میانی است. او دارای لباسی شبیه شاه اشکانی است. تصویر دیگری نیز مشابه همین مرد در حال گام برداشتن به سمت بلاش بر ضلع دیگر و در سمت راست او دیده می‌شود.

علاوه بر همه آنچه که گفته شد در بیستون آثار باستانی و دیدنی دیگری نیز وجود دارد که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: غار شکارچی، غار مر خرل، غار مر تاریک، غار مر آفتاب، غار مر دودر، تپه نادری، سراب بیستون، جاده تاریخی حاشیه سراب، بقایای گورستان قدیمی‌، دژ تاریخی مدفون، نیایشگاه مادی، مجسمه هرکول، بقایای شهر پارتی ، بقایای بنای ساسانی و ... .

همه اینها جاذبه‌هایی هستند برای گردشگرانی که به همدان، کرمانشاه یا ایلام می‌روند.

سیمین‌‌دخت گودرزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها