در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من هم وقتی این ماجرا را شنیدم جا خوردم و شرمسار شدم و بخصوص آن جمله آخر را از خودم بارها پرسیدم که آنها، همانهایی که آثار تاریخی کشور را تخریب میکنند، چه فکری میکنند؟ لابد باید پشت این آسیب زدن به آثار تاریخی، فکری یا هدفی باشد؛ حتما باید انگیزهای از این کار داشته باشند، وگرنه چه طور ممکن است دل کسی راضی شود میراثی که قرار است آینده فرزندش و نسلهای پس از او را تامین کند به واسطه یادگاری او تخریب شود و کار به جایی برسد که مسوولان ناچار شوند برای جلوگیری از تخریب بیشتر، آنها را با دیوارهایی شیشهای محصور کنند.
نمای دوم ـ حتما میدانید که در موزه لوور شماری از سرستونهای تخت جمشید و برخی دیگر از آثار تاریخی ایران نگهداری میشود. چند سال پیش، فرصتی دست داد تا از موزه بازدید کنم. در طول این بازدید 6 ـ 5 ساعته، بیشتر از تماشای سرستونهای تخت جمشید از دیدن گردشگرانی ذوق میکردم که وقتی چشمشان به سرستونها میافتاد چنان از آن همه عظمت شگفتزده میشدند که دهانشان باز میماند و از سر تحسین، لبخند روی لبشان مینشست. فعلا نمیخواهم در یادداشتم به این موضوع بپردازم که چه طور تکههایی بزرگ و باشکوه از تختجمشید از کشورمان خارج شدهاند و از دریاها و خشکیها گذشتهاند و رسیدهاند به فرانسه، پاریس و سرانجام موزه لوور. هدفم از روایت این ماجرا در بخش دیگری نهفته است.
در راهرویی که آثار ایران قرار داشت، ناگهان دلم خواست روی یکی از سرستونها دست بکشم، دستم را دراز کردم که صدایی حواسم را پرت کرد. به نظر میآمد یک نفر محکم دو دستش را به هم کوبیده است.
بار دیگر دستم را دراز کردم و هنوز نرسیده به سرستون، همان صدا را شنیدم؛ به سوی منبع صدا برگشتم، زنی سیاهپوست را دیدم، اخم کرده بود و تماشایم میکرد. همراهم گفت «نگهبان این بخش است و منظورش از کف زدن این است که حق نداری آثار تاریخی را لمس کنی حتی اگر مال کشور خودت باشد!» آنها حتی از آثار تاریخی کشورهای دیگر هم این گونه حفاظت میکنند چه برسد به آثار تاریخی خودشان!
نمای سوم ـ «به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی...»، «از طرف فلانی، در تاریخ....»، «از طرف الف و میم، بهیادت هستیم...» و.... نگویید که چنین نوشتههایی را روی آثار تاریخی کشورمان ندیدهاید.
نمیخواهم غریبهپرست باشم. نقدم درباره خودمان است، درباره ما که میراث نیاکانمان برایمان آثار تاریخی لطیف، ظریف و زیباست و میراث ما برای آیندگانمان، خطنوشتههای کج و معوج، روی همان آثار تاریخی با اسم و امضایمان؛ درباره ما که میراثمان برای آیندگان تاسفبرانگیز است و نیاکانمان که میراثشان برای ما اسباب افتخار بوده و هست. راستی ما چه فکری میکنیم؟!
مریم یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: