این روزها با کمی تامل در تبلیغات رادیو، تلویزیون، روزنامهها و بیلبوردهای سطح شهر، متوجه میشویم که حضور موسسات و کتابهایی که برای آزمونهای دورههای کارشناسی ارشد و دکتری فعالیت میکنند، در مقایسه با کنکور ورود به دانشگاهها حجم بالاتری پیدا کرده است که این تغییر نتیجه مستقیم گستردهتر شدن نظام آموزش عالی در جامعه امروز است؛ گرچه تاثیر تغییرات (هرچند اندک) هرم جمعیتی هم بر کسی پوشیده نیست.
شاید نخستین انتظار ما از این رشد چشمگیر دانشجویان، گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخوانی و بالا رفتن سطح سواد در جامعه باشد؛ اما در واقعیت و با توجه به آمارهای رسمی درمییابیم در کشوری که حتی کوچکترین شهرهایش، پذیرای چند هزار دانشجو شده است، وضعیت بازار مطالعه چندان هم رضایتبخش نیست، البته این کسادی زمانی جای تعجب بیشتری پیدا میکند که در مقابل، بازار تالیف کتاب درسی بدجوری داغ است؛ آن هم کتابهایی که پر از غلطهای فاحش املایی، نگارشی و ویرایشی هستند!
کافی است در راسته کتابفروشیهای میدان انقلاب چرخی بزنید تا در اکثر مغازههایی که نام رشتههای مختلف دانشگاهی (مهندسی، علوم پزشکی، مدیریت، حسابداری، اقتصاد و...) را بر شیشههای خود حک کردهاند، با کتابهایی مواجه شوید که حتی در عنوان هم دارای غلطهای فاحش املایی و نگارشی هستند.
این اتفاق در حالی است که در روزگاری که از میان چندصد هزار دانشآموز، تنها چند هزار نفر موفق به ورود به دانشگاه میشدند خواندن و نوشتن به همین زبان شیوای فارسی خودمان، حداقل سواد محسوب میشد و شاید هرکس 5 کلاس ابتدایی را پشت سر میگذاشت، بهندرت میشد در نوشتهاش غلط املایی و نگارشی پیدا کرد؛ اما امروز که در حال حرکت به سمتی هستیم که تعداد مراکز آموزشی عالیمان از مدارسمان سبقت بگیرد، شاهد آن هستیم که تعداد غلطهای زبان شیرین فارسی در کتابهای تخصصی بشدت رو به افزایش است؛ اتفاقی که شاید مهمترین دلیلش را باید در موج کتابسازی برای ترفیع رتبه اداری، دانشگاهی و بینیازی از مطالعه غیردرسی و البته این شعار سالهای دور جستجو کنیم که میگفت: راهنماییها، دبیرستانیها، کنکوریها شتاب کنید!
سینا علیمحمدی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم