نگاهی به خانه موزه‌ها

نامی که بماند یا نماند...

شاید تا پیش از انتشار این مطلب، خانه بزرگ بازیگر سینمای ایران استاد عزت‌الله انتظامی تبدیل به خانه موزه شود. نهاد شهرداری با هدف تبدیل خانه‌های مشاهیر ایران به خانه موزه، در آخرین اقدام خود به رایزنی با پیشکسوت سینمای ایران پرداخته است تا با خرید خانه ایشان، آن را تبدیل به خانه موزه کند. بدون شک این خانه، علاقه‌مندان زیادی را به سوی خود خواهد کشاند.
کد خبر: ۴۰۷۱۴۷

اهداف و کارکردها

شاید بتوان برای هر یک از خانه موزه‌ها با توجه به ویژگی‌های خاص هر کدام، اهداف متعدد اما مختلفی برشمرد. هنگامی که سال 1386 خانه استاد شهید مرتضی مطهری توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران خریداری شد، یکی از اهداف اصلی این اقدام، تغییر کاربری منزل استاد به «خانه ـ موزه» عنوان شد تا با این اقدام، خانه تبدیل به مرکزی پژوهشی در حوزه نواندیشی دینی شود. درست به همین دلیل اقداماتی برای تشکیل بانک اطلاعات کتاب‌ها، مقالات استاد و همچنین پژوهش‌ها، پایان‌نامه‌ها و کتاب‌هایی که درباره ایشان به رشته تحریر درآمده است، آغاز شد. این کار جمع‌آوری که خود یک پروسه زمانبری بود، عملا پس از افتتاح، یک سال به طول انجامید تا درهای خانه موزه به روی عموم گشوده شود.

و اکنون هر بازدیدکننده، با سبک زندگی، روش‌های مطالعاتی، ایدئولوژی و جهان‌بینی استاد آشنا می‌شود.

اما از دیگر خانه موزه‌های تهران که بازتاب زیادی در رسانه‌ها و میان اهل فرهنگ داشت، تبدیل خانه دکتر شریعتی به خانه موزه بود؛ بنابر اظهارات متولیان امر، یکی از اهداف تبدیل شدن خانه‌های مفاخری از این سنخ، به خانه موزه این است که در نسل جوانان این احساس شکل بگیرد که با ایجاد افتخار و هویت بخشیدن به افکار خود، جامعه نیز او را می‌بیند و قدردان فعالیت‌های او خواهد بود. از دیگر اهداف خانه موزه شریعتی تلاش برای ایجاد مرکزی است که اهل قلم و اندیشه بتوانند در آن مکان به ارائه افکار در حوزه‌های نظری بپردازند.

اما در میان این خانه موزه‌ها، یکی از آنها حال و هوای متفاوتی با بقیه داشته و دارد، انگار این شخص اطلاع داشته که مستاجر کوتاهی برای این دنیای فانی است. در حقیقت او خانه‌ای از خود نداشته و ساکن خانه پدری خود بوده است، خانه موزه شهید دکتر چمران را می‌گویم که منزل پدری دکتر چمران بوده که او در آن خانه بزرگ شده است. در این خانه قدیمی، بسیاری از وسایل شخصی دکتر چمران، همراه تصاویر زیبایی از ایشان و تعدادی از نقاشی‌هایش نگهداری می‌شود.

خانه موزه‌ای از جنس موسیقی

استاد ابوالحسن صبا نیازی به معرفی ندارد. در این که او یکی از قله‌های موسیقی اصیل ایران است هیچ شکی نیست. پس خانه چنین استاد مسلمی که محلی برای تدریس و انتقال این موسیقی به نسل‌های بعد از خودش بوده است قطعا مکان مناسبی برای تبدیل شدن به یک خانه موزه است و شاید به همین دلیل خانه این هنرمند بزرگ از سال‌های دور به عنوان موزه مطرح بوده است.

موزه موسیقی صبا، خانه زنده‌یاد ابوالحسن صباست که از سال 1310 محل آمد و شد بسیاری از هنرمندان موسیقی ایران از جمله تجویدی و مهدی خالقی بوده و کلاس‌های موسیقی استاد صبا در آنجا تشکیل می‌شده است.

این خانه کوچک و قدیمی اما پر از خاطرات موسیقی ایرانی، اگر چه پیش از انقلاب اسلامی به عنوان موزه مطرح بوده است، اما آغاز به کار رسمی آن به دلایل مختلفی از جمله تامین بودجه، سال‌ها به طول انجامید تا این که سرانجام سال 1388 با عنوان
«موزه موسیقی صبا» گشایش یافت.

این خانه که به وصیت خود استاد تبدیل به موزه شده است، به 2 بخش تقسیم می‌شود؛ بخش اول شامل سازها، لوازم شخصی و آثار استاد از جمله نوشته‌های موسیقی اوست و بخش دوم کارهای سنتی خانم صبا، همسر استاد صباست که شامل مجموعه تندیس‌های مومی و لباس‌های محلی و سنتی ایران قدیم است.

متفاوت از بقیه

خانه موزه «دکتر سندوزی» یکی دیگر از این خانه موزه‌هاست که این یکی متعلق به یک دندانپزشک است که خوشبختانه در قید حیات است و در خارج از کشور اقامت دارد، اما خانه و مطب شخصی خود را وقف مردم تهران کرده است تا تبدیل به خانه موزه شود.

دکتر سندوزی تنها یک دندانپزشک نیست بلکه هنرمندی است توانمند که آثار بسیاری در زمینه نقاشی، طراحی و مجسمه‌سازی از خود به یادگار گذاشته است. این خانه موزه اکنون محل نگهداری آثار هنری اوست که در کنار نمایشگاه دائمی این آثار، محلی برای برگزاری نشست‌های تخصصی هنری، جشنواره‌های مختلفی با عنوان جشنواره طراحی معاصر، پزشکان هنرمند، پرستاران هنرمند و... نیز هست.

سندوزی 83 ساله، دندانپزشکی است که دنیای پزشکی او را راضی نمی‌کرد و در کنار حرفه‌اش با هنرهای تجسمی آشنا شد و به مطالعه در این زمینه پرداخت. او در اوقات فراغتش دست به کار هنر شد و علاوه بر طراحی و نقاشی، مجسمه‌های بسیار زیبایی به سبک‌های مختلفی چون کوبیسم، امپرسیونیسم و رئالیسم را خلق کرد. به هر حال حاصل کار هنری دکتر سندوزی، حدود 180 اثر هنری است که در خانه موزه‌اش به نمایش درآمده است. دکتر سندوزی سال 1377، پس از آن که ناگزیر شد برای جراحی به خارج از کشور سفر کند، مطبش را به همراه تمامی تجهیزات، کتابخانه شخصی، آثار هنری نقاشی، طراحی، مجسمه‌ها، دستنوشته‌ها و حتی یادگاری‌های دوستانش برای استفاده مردم تهران اهدا کرد.

این مکان پس از بازسازی و تغییر کاربری برای خانه موزه شدن، در 1385 بازگشایی شد.

«منظری را که در نظر دارم، به من حکم می‌کند در قید نامی که بماند یا نماند، نمانم. به همین دلیل آن هنگامی که تصمیمم پیوستن به حضرتش بود بدین کار خرد اقدام کردم، فقط برای ادای دینی که از مردم بر دل و جانم ـ نه بر گردنم ـ احساس می‌کردم بود نه نام. اگر آن محل را با وسایلش و آثارم می‌فروختم، پولش را به کجا می‌بایست می‌بردم؟ در حالی که با همگانی شدنش به اهداف انسانی‌ام جامه عمل می پوشاندم: اول این که این محل بر خلاف سندش، از آن من نبود. خشت خشت آن را مردم به من دادند، به من سپردند تا من آن را روی هم بگذارم، روی هم گذاریش با من بود. حال که وقت رفتن است «مال مردم» مال خودشان.

دوم، وقتی جوانانی که به تماشا می‌آیند ببینند که: وجدان حرفه‌ای داشتن سازنده و سودآور است، اقبال مردمی، نعمتی بی‌کران و تمام ناشدنی و سازنده است که می‌توان دندانپزشکی صادق و ساده بود و گوشه چشمی هم هر چند ابتدایی و ناچیز به هنر داشت. سوم، که انسان موجودی خلاق و چند بعدی است از ابعاد دیگر وجودمان که حضرتش به ما بخشیده غافل نمانیم که کفر نعمت است....» اینها را دکتر سندوزی گفته است.

و دست آخر این که...

روند تبدیل خانه‌های مشاهیر ایران به خانه موزه، اقدام در خور ستایشی است که علاوه بر هویت‌بخشی به شهر تهران و آشنایی مردم و بویژه جوانان با مشاهیر شهرشان و شیوه زندگی، افکار و عقاید آنها می‌تواند گامی باشد در حفظ معماری خانه‌های قدیمی.

فاطمه حامدی‌خواه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها